خلاصه داستان: این فیلم کوتاه نخستین بخش از سهگانه اخلاقیات اریک رومر است که داستان مرد جوانی را روایت میکند که هر روز برای دیدن دختری که به او علاقه دارد، از مقابل نانوایی محل عبور میکند. او برای جلب توجه بیشتر، شروع به خرید از نانوایی میکند و در این میان با دختر نانوایی آشنا میشود. رابطهای دوستانه بین آنها شکل میگیرد، اما مرد جوان درگیر تردیدهای اخلاقی میشود و باید بین وفاداری به احساس اولیهاش و رابطه جدیدی که شکل گرفته، یکی را انتخاب کند. این فیلم با نگاهی ظریف به موضوعات اخلاقی و روابط انسانی، زمینهساز سبک منحصربهفرد رومر در سینما شد.
خلاصه داستان: نادین، دانشآموز دبیرستانی که همیشه احساس میکند با دنیا و اطرافیانش بیگانه است، تنها تکیهگاهش را در بهترین دوستش کریستا مییابد. اما وقتی کریستا با برادر بزرگتر نادین، دیاران، که او همیشه او را تحقیر میکرد، شروع به رابطه عاشقانه میکند، دنیای نادین فرو میپاشد. او که حالا احساس خیانت و تنهایی شدیدی میکند، باید با مشکلات نوجوانی، خانواده آشفته و بحران هویت خود روبرو شود. در این مسیر، تنها کسی که به او کمک میکند، معلم تاریخش آقای برونر است که با نصایح طنزآمیزش سعی در هدایت نادین دارد. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی کلی فرمون کریگ، با بازی هایلی استاینفلد در نقش نادین، به تصویری صادقانه و دردناک از دوران نوجوانی میپردازد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم عاشقانه حول محور «سارا»، یک وارث ثروتمند و تحصیلکرده هنر، میچرخد که پس از مرگ پدربزرگش، برای فروش خانه مجلل خانوادگی به خانهی دوران کودکی خود بازمیگردد. در آنجا با «جیک»، یک نجار و تعمیرکار محلی که برای بازسازی خانه استخدام شده، آشنا میشود. سارا که در ابتدا قصد دارد هرچه سریعتر خانه را بفروشد و به زندگی مدرن خود بازگردد، به تدریج تحت تأثیر جیک، که عشق عمیقی به تاریخ و اصالت خانه دارد، قرار میگیرد. او از طریق جیک با خاطرات فراموششدهی دوران کودکی و ارزشهای واقعی زندگی آشنا میشود. درگیری اصلی داستان زمانی شکل میگیرد که یک توسعهدهنده ثروتمند قصد خرید خانه و تبدیل آن به یک مجتمع تجاری لوکس را دارد و سارا باید بین زندگی راحت و برنامهریزیشدهی قبلی خود و عشق تازهیافتهاش به جیک و حفظ میراث خانوادگی، یکی را انتخاب کند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون «کیتی لوینگ» و «دنیل استاین»، داستانی کلاسیک از عشق، طبقه اجتماعی و پیدا کردن خانه واقعی در دل آدمها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در چین باستان، پادشاه یینگ ژنگ (لی ژوئه) برای متحد کردن شش امپراتوری جنگزده و ایجاد اولین سلسله امپراتوری، نقشه پیچیدهای میکشد. او وانمود میکند که توسط یک ترور ساختگی کشته شده تا بهانهای برای حمله به پادشاهی یان به دست آورد. برای اجرای این نقشه، معشوقه وفادارش، بانوی ژائو (گونگ لی)، نقش قاتل را بر عهده میگیرد و به دربار پادشاه یان (سون ژو) نفوذ میکند. در آنجا، او با جنگجوی افسانهای، جینگ که (ژانگ فنگئی)، آشنا میشود که سوگند خورده پادشاه یینگ ژنگ را به خاطر جنایاتش به قتل برساند. با نزدیک شدن به لحظه اجرای نقشه، بانوی ژائو در عشق به جینگ که و تردید در وفاداری به پادشاهش گرفتار میشود. این فیلم حماسی تاریخی به کارگردانی چن کایگه، با بازیگری قدرتمند و صحنههای باشکوه جنگی، داستانی از عشق، خیانت و هزینه سنگین قدرت را روایت میکند.
خلاصه داستان: کافه مرزی، فیلمی درام به کارگردانی کیومرث پوراحمد و محصول سال ۲۰۰۵ ایران است. این فیلم با بازی گلشیفته فراهانی، پژمان بازغی، حامد بهداد و نیکی کریمی، داستان زنی به نام نگار را روایت میکند که پس از مرگ ناگهانی همسرش، تصمیم میگیرد کافهای را که متعلق به او بوده، خودش مدیریت کند. این تصمیم با مخالفت شدید خانواده شوهرش، بهویژه برادر همسر مرحومش، روبهرو میشود. آنها معتقدند که یک زن نباید به تنهایی کسبوکاری را اداره کند و سعی میکنند با تهدید و فشار او را از این کار منصرف کنند. اما نگار با ارادهای قوی و با حمایت دوستان و مشتریان وفادار کافه، در برابر این سنتهای دستوپاگیر ایستادگی کرده و برای حفظ استقلال و حق خود مبارزه میکند. این فیلم بهطور ظریف و تأملبرانگیزی به موضوع حقوق زنان، سنتها و موانع اجتماعی در جامعه ایران میپردازد و مبارزه یک زن برای اثبات خود در دنیایی مردسالار را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: رابرت دنیرو در نقش جکی برک، کمدین کهنهکاری است که به خاطر طعنههای تند و رفتار غیرقابل پیشبینیاش شهرت دارد. او که زمانی ستاره برنامههای تلویزیونی بود، حالا در کلابهای کوچک و مراسمات خصوصی برنامه اجرا میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که پس از یک درگیری فیزیکی با یکی از تماشاگران، به انجام خدمات اجتماعی محکوم میشود. در این مسیر با هارمونی (لزلی من)، زنی که او نیز به خدمات اجتماعی محکوم شده، آشنا میشود و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جکی تلاش میکند تا با کمک هارمونی و در مواجهه با چالشهای زندگی، نسخهی بهتری از خودش بسازد و معنای واقعی موفقیت را دوباره تعریف کند. دنیس لیورسی، هاروی کایتل، پتی لوپون و ادیه فالکو از دیگر بازیگران این فیلم کمدی-درام هستند که توسط تیلور هکفورد در سال ۲۰۱۶ کارگردانی شده است.
خلاصه داستان: یک وکیل موفق و آرمانگرا به نام لوکی کینسون (ساندرا بولاک) که به دلیل مهارتهای فوقالعادهاش در زمینه حقوقی شناخته شده است، به تازگی توسط یک میلیاردر جذاب و بیپروا به نام جورج وید (هیو گرانت) استخدام شده است. لوکی که به شدت به مسائل زیستمحیطی و حفظ میراث تاریخی شهر نیویورک اهمیت میدهد، متوجه میشود که شغل جدیدش او را در موقعیتی قرار داده که باید بین اصول اخلاقیاش و خواستههای کارفرمای ثروتمند و هوسرانش یکی را انتخاب کند. پس از مدتی، لوکی از کار خود استعفا میدهد و به جورج دو هفته مهلت میدهد تا جانشینی برای او پیدا کند. این دو هفته برای هر دوی آنها به دورهای پر از کشمکشهای عاطفی، موقعیتهای خندهدار و کشف احساسات پنهانشان تبدیل میشود. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی مارک لارنس است.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۲، بر پایه رمان کلاسیک اچ. جی. ولز، فیلم «ماشین زمان» به کارگردانی سایمن ولز و با بازی گای پیرس در نقش الکساندر هارتدگن، دانشمند نابغه ای را روایت میکند که به امید تغییر گذشته و نجات معشوقه از دست رفتهاش، ماشین زمان میسازد. اما سفر او به آیندهای دور، او را با دو نژاد انسانی مواجه میکند: الواییها، موجوداتی صلحطلب و سادهلوح و مورلاکها، شکارچیانی وحشی که در تاریکی زندگی میکنند. الکساندر به زودی درمییابد که این آینده تاریک، ریشه در گذشته او دارد و باید برای نجات بشریت و یافتن پاسخ پرسشهایش، با مورلاکها بجنگد. این فیلم علمی-تخیلی ماجراجویانه، با بازی سامانتا مومبا در نقش مونا و اورلاندو جونز، ترکیبی از اکشن، احساس و ایدههای فلسفی درباره زمان و سرنوشت است.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه موازی که بین دو نسل مختلف در جریان است. لوک کالینز، ستاره سابق مسابقات گاو سواری بول رایدینگ، پس از یک حادثه جدی دچار تردید شده است. او با سوفیا دانکو، دانشجوی هنر که به تازگی از دانشگاه ویک فارست فارغالتحصیل شده و برای کارآموزی به کارولینای شمالی آمده، آشنا میشود. عشق این دو جوان با چالشهای زیادی روبرو است، به خصوص زمانی که لوک تصمیم میگیرد دوباره به دنیای خطرناک مسابقات بازگردد. در همین حال، آنها با یک مرد مسن به نام آیرا لوینسون آشنا میشوند که در یک سانحه رانندگی مجروح شده است. سوفیا به او کمک میکند و در ازای آن، آیرا داستان عشق عمیق خود به همسر فقیدش، روث، را برای آنها بازگو میکند. این داستان که از طریق فلشبکها روایت میشود، ماجرای رابطه آیرا و روث را از زمان جنگ جهانی دوم تا به امروز به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه عشق واقعی میتواند بر تمام موانع و مشکلات غلبه کند. داستان آیرا و روث به لوک و سوفیا کمک میکند تا درک بهتری از عشق و فداکاری پیدا کنند و برای حفظ رابطه خود تلاش کنند. این فیلم در سال ۲۰۱۵ توسط جورج تیلمن جونیور ساخته شده و بر اساس رمانی از نیکولاس اسپارکس است. اسکات ایستوود و بریت رابرتسون در نقش لوک و سوفیا، و الن برستین و جک هیوستون در نقش روث و آیرا بازی میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کت الیس (دبرا مسینگ)، یک زن آمریکایی موفق ساکن نیویورک، برای شرکت در عروسی خواهرش در لندن به انگلستان سفر میکند. او که نگران حضور در کنار نامزد سابقش، جفری (جرمی شفیلد)، است که اکنون با یکی از دوستان مشترکشان نامزد کرده، تصمیم میگیرد برای حفظ ظاهر و غلبه بر احساسات گذشته، یک همراه مذکر اجاره کند. نیک مارکوس (درموت مالرونی)، یک مرد جذاب و خوشتیپ آمریکایی با ظاهری بسیار آراسته، برای این نقش انتخاب میشود. نیک که در ابتدا تنها برای انجام یک کار حرفهای به نظر میرسد، به تدریج در دل خانواده الیس و به خصوص کت جای میگیرد. در طول چند روز مراسم عروسی، کت و نیک مجبور به اجرای یک نمایش عاشقانه برای فریب خانواده و دوستان هستند، اما به زودی متوجه میشوند که احساسات واقعی در حال شکلگیری است. درگیریهای خانوادگی، شوخیهای خواهرانه و مواجهه با گذشته، فضایی کمدی و رمانتیک را ایجاد میکند که در نهایت به کشف عشقی غیرمنتظره منجر میشود. این فیلم کمدی رمانتیک سال ۲۰۰۵ به کارگردانی کلر پیتون، با بازی درموت مالرونی و دبرا مسینگ، داستانی شیرین و سرگرمکننده از عشق، دروغ و خودشناسی را روایت میکند.