خلاصه داستان: در سال 2004، یک عکاس جنگزده به نام پل، پس از مرگ پدرش به زادگاهش در نیوزیلند بازمیگردد. در آنجا، او با خواهرش که رابطهای سرد با او دارد و زنی جوان به نام سیلیا مواجه میشود. پل به سرعت جذب سیلیا میشود، اما این رابطه، او را به کشف رازهای تاریک و سرکوبشدهای از گذشتهاش سوق میدهد که ممکن است همه چیز را درباره خانوادهاش تغییر دهد.
خلاصه داستان: فیلم «ایماجز» داستان یک عکاس خبری به نام الکساندر را روایت میکند که در سال 2024 درگیر یک پرونده جنایی پیچیده میشود. او در حین ثبت تصاویر از یک صحنه جرم، شاهد مخفیگاه یک باند قاچاق انسان است و بهطور اتفاقی مدرکی کلیدی را به دست میآورد. از آن سو، یک قاتل حرفهای به نام «ایماجز» که به تازگی از زندان فرار کرده، برای پاک کردن ردپای خود، به دنبال حذف الکساندر و مدرکی است که در دست اوست. اکنون الکساندر باید با استفاده از تواناییهای حرفهای خود در عکاسی و مهارتهایش در فرار، زنده بماند و حقیقت را فاش کند.
خلاصه داستان: فیلم «هویت» (Identity) داستان گروهی از مسافران را روایت میکند که بهدلیل طوفان شدید در یک هتل متروک در بیابانهای نوادا پناه میگیرند. با گذشت زمان، آنها یکیک بهشکلی وحشتناک به قتل میرسند و هر کدام سرنخهایی از گذشتهی خود را آشکار میکنند که همگی به یک زن و پسر جوان گره خوردهاست. در این میان، یک کارآگاه خصوصی به نام ادیکاکن سعی دارد با کنار هم چیدن پازل قتلها، هویت قاتل را قبل از آنکه آخرین بازماندهها کشته شوند، کشف کند. این فیلم هیجانانگیز روانشناختی به کارگردانی جیمز منگولد در سال ۲۰۰۳ ساخته شده است.
خلاصه داستان: داستان فیلم «من هنوز میدانم که پارسال چه کردی» (I Still Know What You Did Last Summer) در سال ۱۹۹۸ اتفاق میافتد. جولی هیبر، که هنوز از حمله قاتل معروف به نام بن ویلیس در سال قبل رنج میبرد، به همراه دوستش ویل و گروهی از دوستان جدید به یک جزیره دورافتاده در باهاما سفر میکند تا تعطیلات را به فراموشی بسپارد. اما وقتی یک مسابقه رادیویی برنده میشود، مشخص میشود که این سفر تصادفی نبوده و قاتل با نقشهای از پیش طراحی شده، آنها را به جزیره کشانده تا انتقام خود را از جولی بگیرد. به زودی، دوستان جولی یکی پس از دیگری به قتل میرسند و او باید دوباره برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: فیلم «من لبخند میزنم» (I Smile Back) داستان «لینزی» (با بازی سارا سیلورمن) زنی میانسال و متأهل را روایت میکند که در ظاهر زندگی ایدهآلی دارد اما در باطن از افسردگی شدید، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مشکلات روحی رنج میبرد. او در تلاش برای حفظ ظاهر خانوادهی خود، به رفتارهای مخرب و خودتخریبی روی میآورد که زندگی مشترکش با همسرش «بروک» و رابطهاش با فرزندانش را به نابودی میکشاند. لینزی باید با تاریکی درونی خود روبرو شود و برای نجات خود و خانوادهاش مبارزه کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «من تو را میبینم» (I See You) که در سال 2019 منتشر شد، خانوادهای که در یک خانه جنگلی زندگی میکنند با پدیدههای عجیب و غریبی مواجه میشوند که به تدریج به یک کابوس واقعی تبدیل میشود. با پیشرفت داستان، مخاطب درمیابد که اتفاقات ماورایی که در خانه رخ میدهد، ریشه در یک تراژدی قدیمی دارد که اهالی خانه در آن نقش داشتهاند. من تو را میبینم (I See You) یک فیلم ترسناک با ساختار روایی غیرخطی و پر از تعلیق است که در ابتدا به نظر میرسد یک داستان فراطبیعی ساده است، اما در ادامه با یک تغییر دیدگاه شگفتانگیز, مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در دنیایی که انسانها به شکار هیولاها پرداخته و در ازای آن پول دریافت میکنند، گونتِر، کِلِو و کِراکوری سه شکارچی هستند که برای یافتن پدر گمشده گونتِر، که یک شکارچی قدرتمند بود، با هم متحد شدهاند. آنها در سفر خود با دوستهای جدید، دشمنان قدرتمند و خطرات بیشماری روبرو میشوند و در عین حال، اسرار پشت دنیای عجیب و غریب خود را کشف میکنند.
خلاصه داستان: سریال «پروندههای مرموز» (HPI) داستان کارول مود، زن نظافتچی با ضریب هوشی ۱۹۱ را روایت میکند که در سال ۲۰۲۱ در پاریس زندگی میکند. او بهطور اتفاقی با یک قتل مواجه میشود و با استفاده از هوش سرشار و تواناییهای ذهنیاش، پلیس را در حل پروندههای جنایی کمک میکند. او با همکاری کارآگاه آدام کارلو، تیمی را تشکیل میدهند که با وجود تفاوتهای شخصیتی، در حل جنایات پیچیده موفق عمل میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «خانهنشین» (Housebound) یک فیلم ترسناک و کمدی محصول سال 2014 نیوزلند است که داستان دختری به نام کیلی را روایت میکند که به دلیل سرقت ناموفق دستگیر شده و به جای زندان، حکم به خانهنشینی در خانه مادرش در حومه شهر میگیرد. او که از این وضعیت بیزار است، به زودی متوجه میشود که خانه مادرش ارواح دارد و ترسهایش از تنهايی و خانه، به یک کابوس واقعی تبدیل میشود.