خلاصه داستان: فیلم «تابو و پرونده کرگدن» یک ماجراجویی-خانوادگی-معمایی است که در ساوانای اسواتینی در جنوب آفریقا رخ میدهد. داستان حول محور تابو، پسری ۱۱ ساله با بازی لیتلهونولوفاتسو لیتلهاکایان، میچرخد که آرزو دارد کارآگاه خصوصی شود، اما روستای آرامش، هلاتیکولو، فرصتی برای ماجرا ندارد. وقتی یک کرگدن به دلیل شاخ ارزشمندش در پارک سافاری مجاور کشته میشود و عموی تابو، ووسی، به اشتباه متهم میشود، تابو با دوست جدیدش اما از آلمان و گروهی از بچههای روستا، از جمله سیفیسو، لیموناد و پایلوت، وارد عمل میشود. آنها ضمن مراقبت از بچه کرگدن یتیم، سرنخهایی مانند ردپاها و تماسهای مشکوک را دنبال میکنند تا قاتل واقعی را پیدا کنند. داستان با صحنههایی مانند تعقیب در ساوانا، مراقبت از بچه کرگدن، و رویارویی با شکارچیان غیرقانونی، به موضوعات حفاظت از حیوانات، کار تیمی، و مبارزه با فقر و تعصب میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده و برخی دیالوگهای غیرطبیعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). فضای خیرهکننده آفریقا، پیامهای زیستمحیطی و بازیهای کودکانه تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «فقط رودخانه جاری است» یک تریلر جنایی-نوآر است که در شهر کوچک بانپو در چین دهه ۱۹۹۰ رخ میدهد. داستان حول محور ما ژه، رئیس پلیس جنایی، میچرخد که مأمور تحقیق درباره قتل زنی میشود که جسدش در کنار رودخانه پیدا شده است. دستگیری سریع یک مظنون واضح انجام میشود، اما سرنخهایی مانند کیف دستی رها شده کنار رودخانه و نوار کاستی مرموز، ما ژه را به کاوش عمیقتر در رفتارهای پنهان اهالی شهر وامیدارد. با پیشروی تحقیقات، او با فشارهای رؤسا، تنشهای خانوادگی، و رویاهایی که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکنند، مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجویی در سینمایی متروکه که به پایگاه پلیس تبدیل شده، بارانهای مداوم و تصاویر ۱۶ میلیمتری، به موضوعات حقیقت، پارانویا و تاریکیهای انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، پایانبندی مبهم و ریتم کند در بخشهایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای نوآر، فیلمبرداری خیرهکننده و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما روایت غیرخطی و فقدان پاسخهای قطعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «ده روز یک مرد کنجکاو» (به ترکی: Meraklı Adamın 10 Günü) یک تریلر جنایی-درام ترکی به کارگردانی اولوچ بایراکتار و نویسندگی مهمت اروغلو و داملا سریم است که سومین قسمت از مجموعه «ده روز» پس از «ده روز یک مرد خوب» و «ده روز یک مرد بد» محسوب میشود. این فیلم که بر اساس رمانی از مهمت اروغلو ساخته شده و در ۷ نوامبر ۲۰۲۴ در نتفلیکس منتشر شد، داستان صادق عادل اوزچال (نجات ایشلر)، وکیلی که حالا نویسندهای ناموفق است، را دنبال میکند. صادق که در استانبول زندگی میکند، پس از رد شدن رمانش به دلیل «عدم هیجان»، به دنبال سوژهای برای کتاب جدیدش، درگیر پرونده ناپدید شدن موتنا، یک بلاگر معروف، میشود. تحقیقات او از طریق گفتوگو با افرادی مانند شازیه (صنای گورلر)، گوزین، و دوستپسر موتنا، متلیک (رضا کوجااوغلو)، او را به شبکهای خطرناک از گمانهزنیهای املاک و جنایتهای مرتبط با یوکسل زینچیرلی، مدیر یک شرکت، میکشاند. صادق با کمک حسو و زینل، و رابطهای بحثبرانگیز با پینار (ایلایدا آکدغان)، با ماجراهایی مرگبار مواجه میشود که شامل قتل، باجگیری و فریب است. فیلم با طنز گاهبهگاه، صحنههای اکشن مانند تیراندازی، و موسیقی متن، به موضوعات جاهطلبی، رستگاری و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، داستان پیچیده، فیلمنامه ضعیف، و رابطه عاشقانه غیرقابلباور صادق و پینار که به نظر برخی منتقدان «مردمحور» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۵.۷/۱۰ در IMDb). بازی ایشلر و آکدغان، کارگردانی شیک و تصاویر زیبای استانبول تحسین شدند، اما شخصیتپردازی صادق بهعنوان کارآگاهی بیاثر و پایانبندی گنگ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آقای کی» یک درام-رازآلود-سورئال به کارگردانی و نویسندگی تالولا هیزکمپ شواب و محصول مشترک نروژ، بلژیک و هلند است. داستان درباره آقای کی (کریسپین گلاور)، یک شعبدهباز دورهگرد، است که پس از اقامت در هتلی دورافتاده، متوجه میشود نمیتواند از آن خارج شود و در کابوسی کافکایی گرفتار میشود. تلاشهای او برای یافتن خروج، او را عمیقتر در راهروهای پیچدرپیچ هتل و تعامل با ساکنان عجیب آن، از جمله مسئول پذیرش خشن (باربارا سرافیان)، سرآشپز سختگیر (بیورن ساندکویست)، دو خواهر سالخورده (فینولا فلاناگان و دیربلا مولوی)، و گروهی از نوازندگان به رهبری گاگا (سانی ملس)، فرو میبرد. هتل که ظاهراً در حال کوچک شدن است، با طراحی عجیب و رنگ سبز غالب، استعارهای از تنهایی، انزوا و تلاش برای کنترل واقعیت است. فیلم با الهام از آثار فرانتس کافکا و حالوهوای فیلمهایی مانند «هتل بزرگ بوداپست» و «درخشش»، به موضوعاتی چون پوچی وجود، مبارزه با وضعیت موجود، و جستجوی معنا میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان وضوح روایی، ریتم کند، و پایانبندی مبهم که آقای کی به سمت نوری شنا میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۵٪ در راتن تومیتوز). بازی گلاور، طراحی بصری فرانک گریب، و موسیقی استیجن کول تحسین شدند، اما داستان پراکنده و شخصیتپردازی سطحی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هیولای زیر ما» یک فیلم ترسناک-معمایی-هیجانی بریتانیایی به کارگردانی و نویسندگی سوفی اوزبورن است. داستان در یورکشایر، سال ۱۸۹۸ رخ میدهد و حول گریس ابینگتون (بکا هیرانی)، زنی سوگوار، و پسرش چارلی (مارشال هاکس) میچرخد که پس از مرگ ناگهانی همسر سابق گریس، جیمز (جک فورسیث-نوبل)، به عمارت متروکه او نقلمکان میکنند. گریس قصد دارد عمارت را بفروشد، اما چارلی از دوستی جدید در زیرزمین صحبت میکند که نگرانی گریس را به ترس تبدیل میکند. آنها متوجه میشوند که در خانه تنها نیستند و موجودی ماوراءطبیعی به نام بوگارت، روحی شیطانی از فولکلور انگلیسی، در آنجا حضور دارد. فیلم با فضاسازی گوتیک و موضوعات انزوا، سوگ و تفاوت، تلاش میکند وحشتی روانشناختی خلق کند، اما به دلیل ریتم کند، داستان پراکنده، فقدان عمق در شخصیتها، و جلوههای ویژه ضعیف (مانند طراحی CGI بد هیولا)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی بکا هیرانی و فیلمبرداری دوم هاپکینگ در عمارت تاریخی کریک منور تحسین شدند، اما فقدان توضیح درباره موجود، پایانبندی ناامیدکننده، و انتخابهای عجیب بازیگری، مانند نقش چارلی که به نظر برخی تماشاگران دختر به نظر میرسد، نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقض مارگریت» (به فرانسوی: Le Théorème de Marguerite) یک درام فرانسوی-سوئیسی به کارگردانی آنا نوویون و نویسندگی مشترک نوویون، اگنس فوور، ماری-استفان امبر، و متیو روبین است. داستان حول مارگریت هافمن (الا رومپف)، دانشجوی درخشان دکتری ریاضیات در دانشگاه معتبر اکول نورمال سوپریور (ENS) پاریس و تنها زن در کلاس خود، میچرخد که روی اثبات حدس گلدباخ (هر عدد زوج بزرگتر از ۲ حاصل جمع دو عدد اول است) کار میکند. در روز ارائه تز خود، لوکاس ساولی (ژولین فریسون)، دانشجوی جدید تیم، خطایی致命在 پایاننامه او پیدا میکند که سه سال کارش را بیاعتبار میکند. مارگریت، که زندگیاش حول ریاضیات شکل گرفته، دچار فروپاشی روانی میشود، دانشگاه را ترک میکند و استادش، پروفسور ورنر (ژان-پیر داروسن)، را به خیانت متهم میکند. او برای اولینبار وارد دنیای واقعی میشود، با نوآ (سونیا بونی)، یک رقصنده آزاداندیش، دوست میشود، در محله چینیهای پاریس کار پیدا میکند و با مهارتهای ریاضیاش در بازی ماهجونگ میدرخشد. این تجربیات، همراه با رابطه عاشقانهای با لوکاس، به او کمک میکند تا با دیدی تازه به ریاضیات بازگردد و در نهایت راهحلی برای تز خود پیدا کند. فیلم به موضوعات هویت، تابآوری، چالشهای زنان در علم، و تعادل بین منطق و احساسات میپردازد. با این حال، به دلیل طرح قابلپیشبینی، کلیشههای عاشقانه، و شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی الا رومپف، فیلمبرداری ژاک ژیرو، و نمایش ریاضیات بهعنوان شعر تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی معمولی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «او را بازگردان» یک تریلر ترسناک-روانشناختی به کارگردانی دنی و مایکل فیلیپو (معروف به RackaRacka) و نویسندگی دنی فیلیپو و بیل هینزمن است که دنبالهای بر فیلم موفق «با من حرف بزن» (2022) محسوب نمیشود، اما سبک مشابهی دارد. داستان درباره اندی (بیلی بارات)، پسری ۱۷ ساله، و خواهر ناتنی نابینای او، پایپر (سورا ونگ)، است که پس از مرگ ناگهانی پدرشان در حمام، به خانه لورا (سالی هاوکینز)، یک مشاور سابق و مادرخوانده عجیب، فرستاده میشوند. لورا که هنوز در سوگ مرگ دختر نابینایش، کتی، در استخر خانه است، با پسر خوانده خاموش خود، اولیور (جونا رن فیلیپس)، که در واقع کودکی ربودهشده به نام کانر برد است، زندگی میکند. اندی، که قصد دارد پس از ۱۸ سالگی سرپرستی پایپر را بر عهده بگیرد، به رفتارهای مشکوک لورا، مانند طرفداری از پایپر و تضعیف سلامت روان اندی با گازلایتینگ (مانند ریختن آب گرم روی او برای القای شبادراری)، مشکوک میشود. او و مددکار اجتماعیشان، وندی (سالی-آن آپتون)، متوجه میشوند که لورا در حال انجام آیینی شیطانی برای بازگرداندن کتی از مرگ است که شامل خوردن جسد او توسط اولیور و قربانی کردن اندی و پایپر میشود. فیلم با صحنههای تکاندهنده، از جمله خودآزاری اولیور، تصاویر خونین از ویدئوی آیین، و قتل وندی و اندی توسط لورا، به اوج میرسد. پایپر در نهایت با فریاد «مامان» لورا را متوقف میکند و توسط زوجی نجات مییابد. فیلم به موضوعات اندوه والدین، سوءاستفاده در سیستم پرورشگاه، و وحشت روانشناختی میپردازد. با این حال، به دلیل پایان مبهم، پیچشهای غیرمنطقی، و فقدان پیشزمینه کافی برای آیین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هاوکینز به دلیل نمایش یک شخصیت همزمان ترسناک و غمانگیز، و بازی بارات و ونگ به دلیل احساسات خام، تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به «وراثتی» و «میدسامر» و تکیه بیشازحد بر خشونت گرافیکی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «بوگنویلا» یک تریلر روانشناختی و جنایی مالایالامی به کارگردانی آمال نیراد و نویسندگی مشترک نیراد و لاجو جوز، بر اساس رمان «جهان روث» (Ruthinte Lokam) نوشته جوز ساخته شده است. داستان حول ریتو (جیوتیرمایی)، زنی که پس از تصادف رانندگی هشت سال پیش دچار فراموشی رتروگراد و آنتروگراد شده، و همسرش دکتر رویس توماس (کونچاکو بوبان) میچرخد. آنها به همراه دو فرزندشان، اما و رایان، در ایستگاه تپهای نزدیک کوتایام زندگی میکنند. وقتی چند دختر و گردشگر در منطقه ناپدید میشوند، دستیار کمیسر پلیس دیوید کوشی (فهد فاضل) و روانشناس جنایی میرا (وینا نانداکومار) وارد تحقیقات میشوند و ریتو بهعنوان آخرین فردی که با یکی از قربانیان دیده شده، مورد ظن قرار میگیرد. ریتو، که به دلیل بیماریاش خاطراتی پراکنده دارد و از دفترچهای برای یادآوری استفاده میکند، با نقاشیهای بوگنویلا و آفتابگردان خود سرنخهایی از گذشتهاش را بازمییابد. در ادامه، افشاگریهای تکاندهندهای درباره نقش رویس در ناپدید شدن دختران و گذشته تاریک ریتو، از جمله تلاش او برای غرق کردن ریتو برای مخفی کردن جنایات، فاش میشود. فیلم با صحنههای خشونتآمیز، از جمله قتل بیجو (شرفالدین) توسط رویس و فرار ریتو از دست سگهای خانگی، به اوج میرسد. «بوگنویلا» به موضوعات تروما، حافظه غیرقابلاعتماد، و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، پیچشهای غیرمنطقی، و پایان ضعیف که تقلیدی از «مظنونین همیشگی» به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جیوتیرمایی و کونچاکو بوبان به دلیل شدت و باورپذیری تحسین شد، اما نقش فهد فاضل و شرفالدین به دلیل عدم عمق و استفاده ناکافی از استعدادشان نقد شد. فیلمبرداری آنند سی. چاندران، موسیقی سوشین شیام، و تدوین ویوک هارشان به دلیل خلق فضای تنشزا مورد ستایش قرار گرفتند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «پیش از آنکه بخوابم» و کندی ریتم در نیمه دوم نقد شد.
خلاصه داستان: این سریال داستان افرادی را نشان میدهد که هر کدام به نوعی در زندگی خود مشکل بزرگی دارند و برای جبران آن وارد بازی مرموزی می شوند که فقط یک برنده با جایزه 45.6 میلیارد وونی (40 میلیون دلار) خواهد داشت …