خلاصه داستان: لیگ عدالت: خداوندان جادو (Justice League Dark) یک انیمیشن سینمایی محصول سال 2017 است که در آن بتمن، زمانی که هیولاهای جادویی و شیاطین در سراسر گیتی پدیدار میشوند، مجبور میشود برای نجات زمین با جادوگرانی همچون جان کانستانتین، زاتانا و اتریگان متحد شود.
خلاصه داستان: Invasive 2024 is a tense science fiction thriller set in the near future where a groundbreaking medical nanotechnology called "Cellular" is released to the public. The technology, designed to repair human cells and cure any disease, is initially hailed as a miracle. However, its creator, Dr. Aria Reed, soon discovers a catastrophic flaw: the nanobots are self-replicating and begin to assimilate organic matter, turning living tissue into a crystalline, alien-like substance. As the outbreak spreads rapidly through a major city, turning people into grotesque crystalline statues, Aria must race against time to find a way to reverse the process before humanity faces extinction. The film follows her desperate struggle against a panicked government and the horrifying evolution of the nanotech plague.
خلاصه داستان: فیلم اینفرنو (Inferno) در سال 2016 داستان رابرت لنگدان، استاد نشانهشناسی و تاریخ هنر را روایت میکند که پس از بیدار شدن از کما در یک بیمارستان در فلورانس، ایتالیا، خود را درگیر یک توطئه پیچیده میبیند. او به همراه دکتر سیرا بروکس، پزشکی که به او کمک میکند، باید یک ویروس مرگبار را که توسط دانشمندی شرور به نام برتولد هوفمان ساخته شده است، ردیابی کنند تا از یک فاجعه جهانی جلوگیری کنند. لنگدان با استفاده از اطلاعات مخفی که در آثار دانته آلیگیری پنهان شده است، باید معماهای پیچیدهای را حل کند و در شهرهای فلورانس و ونیز به دنبال سرنخهایی بگردد تا قبل از اینکه دنیا با یک بیماری همهگیر ویرانگر مواجه شود، آن را متوقف کند.
خلاصه داستان: فیلم «ایماجز» داستان یک عکاس خبری به نام الکساندر را روایت میکند که در سال 2024 درگیر یک پرونده جنایی پیچیده میشود. او در حین ثبت تصاویر از یک صحنه جرم، شاهد مخفیگاه یک باند قاچاق انسان است و بهطور اتفاقی مدرکی کلیدی را به دست میآورد. از آن سو، یک قاتل حرفهای به نام «ایماجز» که به تازگی از زندان فرار کرده، برای پاک کردن ردپای خود، به دنبال حذف الکساندر و مدرکی است که در دست اوست. اکنون الکساندر باید با استفاده از تواناییهای حرفهای خود در عکاسی و مهارتهایش در فرار، زنده بماند و حقیقت را فاش کند.
خلاصه داستان: فیلم «دستهای بیکار» (Idle Hands) که در سال 1999 منتشر شد، داستان نوجوانی به نام «توبی» را روایت میکند که دست راستش توسط یک نیروی شیطانی تسخیر میشود و او را وادار به ارتکاب قتلهای هولناک میکند. توبی برای متوقف کردن دست شرورش، با دو دوستش که بهطور اتفاقی کشته شدهاند و اکنون به شکل ارواح درآمدهاند، همکاری میکند. آنها باید با همکاری هم، جلوی تسخیر کامل توبی توسط شیطان را بگیرند و از وقوع یک فاجعه در جشن هالووین جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «من هنوز میدانم که پارسال چه کردی» (I Still Know What You Did Last Summer) در سال ۱۹۹۸ اتفاق میافتد. جولی هیبر، که هنوز از حمله قاتل معروف به نام بن ویلیس در سال قبل رنج میبرد، به همراه دوستش ویل و گروهی از دوستان جدید به یک جزیره دورافتاده در باهاما سفر میکند تا تعطیلات را به فراموشی بسپارد. اما وقتی یک مسابقه رادیویی برنده میشود، مشخص میشود که این سفر تصادفی نبوده و قاتل با نقشهای از پیش طراحی شده، آنها را به جزیره کشانده تا انتقام خود را از جولی بگیرد. به زودی، دوستان جولی یکی پس از دیگری به قتل میرسند و او باید دوباره برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «من تو را میبینم» (I See You) که در سال 2019 منتشر شد، خانوادهای که در یک خانه جنگلی زندگی میکنند با پدیدههای عجیب و غریبی مواجه میشوند که به تدریج به یک کابوس واقعی تبدیل میشود. با پیشرفت داستان، مخاطب درمیابد که اتفاقات ماورایی که در خانه رخ میدهد، ریشه در یک تراژدی قدیمی دارد که اهالی خانه در آن نقش داشتهاند. من تو را میبینم (I See You) یک فیلم ترسناک با ساختار روایی غیرخطی و پر از تعلیق است که در ابتدا به نظر میرسد یک داستان فراطبیعی ساده است، اما در ادامه با یک تغییر دیدگاه شگفتانگیز, مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در دنیایی که انسانها به شکار هیولاها پرداخته و در ازای آن پول دریافت میکنند، گونتِر، کِلِو و کِراکوری سه شکارچی هستند که برای یافتن پدر گمشده گونتِر، که یک شکارچی قدرتمند بود، با هم متحد شدهاند. آنها در سفر خود با دوستهای جدید، دشمنان قدرتمند و خطرات بیشماری روبرو میشوند و در عین حال، اسرار پشت دنیای عجیب و غریب خود را کشف میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «خانهنشین» (Housebound) یک فیلم ترسناک و کمدی محصول سال 2014 نیوزلند است که داستان دختری به نام کیلی را روایت میکند که به دلیل سرقت ناموفق دستگیر شده و به جای زندان، حکم به خانهنشینی در خانه مادرش در حومه شهر میگیرد. او که از این وضعیت بیزار است، به زودی متوجه میشود که خانه مادرش ارواح دارد و ترسهایش از تنهايی و خانه، به یک کابوس واقعی تبدیل میشود.