خلاصه داستان: دختر نوجوانی به نام لنوی که با مرگ ناگهانی خواهر بزرگترش بیلی مواجه میشود، درگیر غم و اندوه عمیقی میگردد. در این میان، او به طور اتفاقی با جو، نوازندهی بااستعداد گروه موسیقی مدرسه، آشنا شده و کمکم احساسات جدیدی در او شکل میگیرد. اما در همان زمان، لنوی متوجه میشود که توبی، دوستپسر سابق خواهرش، نیز به او علاقه دارد و این موضوع او را در کشمکش عاطفی پیچیدهای قرار میدهد. این فیلم سینمایی محصول سال ۲۰۲۲ به کارگردانی جوزفین دکر و با بازیگری گریس کافمن، جیسون سگل و چری جونز، داستانی شاعرانه و احساسی از سوگواری، عشق و کشف هویت را روایت میکند که در آن لنوی باید یاد بگیرد چگونه با از دست دادن کنار بیاید و در عین حال به زندگی و عشق جدید اجازهی رشد دهد.
خلاصه داستان: فیلمی که در سال ۱۹۹۰ توسط بریان دی پالما کارگردانی شد، اقتباسی از رمان پرفروش تام ولف است. داستان حول محور شرمن مککوی (با بازی تام هنکس)، کارگزار موفق وال استریت میچرخد که زندگی مرفه او و همسرش (با بازی بروس ویلیس در نقشی متفاوت) پس از یک اشتباه مرگبار در یک شب بارانی در برانکس، فرو میپاشد. این حادثه او را درگیر یک سری دادگاههای پر سر و صدا، رسانههای خبری و سیاستهای نژادی میکند که توسط وکیل جوان و بلندپروازی به نام پیتر فالون (با بازی ملانی گریفیث) هدایت میشود. این فیلم که با بازی مورگان فریمن در نقش قاضی لئونارد وایت، نگاهی طنزآمیز و گزنده به طمع، فساد و فروپاشی اخلاقی در دهه ۸۰ نیویورک دارد، به بررسی پیامدهای یک دروغ و تلاش برای حفظ ظاهر در جامعهای طبقاتی میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «پرورشگاه» (The Orphanage) محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی خوآن آنتونیو بایونا و تهیهکنندگی گییرمو دل تورو: لورا (با بازی بلانکا پورتیلو) به همراه همسرش کارلوس (فرناندو کایو) و پسر کوچکشان سیمون (راجر پرینسپ) به خانه دوران کودکی خود، یک پرورشگاه قدیمی، بازمیگردند تا آن را به یک مرکز نگهداری از کودکان معلول تبدیل کنند. اما سیمون که دچار مشکلاتی است، شروع به برقراری ارتباط با دوستان خیالی میکند و به تدریج، رازهای تاریک و ترسناک گذشته پرورشگاه آشکار میشود. زمانی که سیمون به طور مرموزی ناپدید میشود، لورا برای یافتن او باید با ارواح گذشته و حقیقت هولناک آنچه در پرورشگاه رخ داده است، روبرو شود.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و موفق به نام مت (مایکل روزنباوم) که در آستانه ارتقاء شغلی قرار دارد، پس از یک سوءتفاهم در جلسه مهمی، شغل خود را از دست میدهد و به طور موقت از کار اخراج میشود. در اوج ناامیدی و برای پرداخت هزینههای زندگی، او با زنی به نام ناتاشا (لیزی برودریک) آشنا میشود که یک اسکورت لوکس است. ناتاشا به او پیشنهاد میدهد تا به عنوان راننده و محافظ شخصی او کار کند. مت که در ابتدا با این ایده مخالف است، به مرور زمان تحت تأثیر هوش، ذکاوت و شخصیت پیچیده ناتاشا قرار میگیرد و درمییابد که او تنها یک اسکورت نیست، بلکه زنی باهوش و تحصیلکرده است که به دلایل خاصی به این شغل روی آورده است. رابطه آنها از یک همکاری ساده به دوستی عمیق و سپس عشقی غیرمنتظره تبدیل میشود و مت را با چالشهای اخلاقی و عاطفی بزرگی مواجه میکند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی ویل سلوین، داستانی طنزآمیز و در عین حال احساسی را درباره عشق، طبقه اجتماعی و قضاوتهای شتابزده روایت میکند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه سابق به نام جونگ هو که اکنون به عنوان قاچاقچی فعالیت میکند، متوجه میشود که دخترانش ناپدید شدهاند. او با پیگیری ردپاها به یک قاتل سریالی وحشیانه به نام جی یونگ میرسد که پیشتر توسط پلیس دستگیر شده بود. جونگ هو باید با زمان مسابقه دهد تا جان آخرین قربانی را نجات دهد و انتقام دخترانش را بگیرد. این فیلم مهیج و نفسگیر محصول سال ۲۰۰۸ کره جنوبی به کارگردانی نا هونگ جین و با بازی کیم یون سوک در نقش کارآگاه جونگ هو است که به عنوان یکی از بهترین فیلمهای جنایی کرهای شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک زن جوان نیویورکی به نام نینا بورووسکی، با بازی جنیفر آنیستون، در آستانه ازدواج با نامزد مهربانش وینس، با بازی جان پنکوف، قرار دارد. زندگی او زمانی که با همکارش جورج هانسون، با بازی پل راد، که یک معلم دبستان همجنسگراست، آشنا میشود، دگرگون میگردد. وقتی جورج از رابطه خود جدا میشود، نینا او را به زندگی خود دعوت میکند و دوستی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. با باردار شدن نینا، او تصمیم میگیرد که کودک را به تنهایی بزرگ کند و از جورج میخواهد که نقش پدر را برای فرزندش ایفا کند. این درخواست زندگی هر دو را به چالش میکشد و احساسات پیچیدهای را برمیانگیزد. کارگردان نیکولاس هیتر این کمدی-درام را در سال ۱۹۹۸ بر اساس رمانی از استیون مککالی ساخت و بازیگرانی چون آلن آلدا، آلیسون جانی و نایجل هاورث نیز در آن ایفای نقش کردهاند.
خلاصه داستان: یک کشاورز سالخورده به نام رانی در ایسلند، پس از مرگ همسر محبوبش هانا، تصمیم میگیرد تا طبق وصیت او، جسدش را در مزرعهی دورافتادهشان به خاک بسپارد. او با مخالفت دخترش و مقامات رسمی روبرو میشود که قوانین را بر احساسات او ترجیح میدهند. رانی که نمیخواهد همسرش در گورستانی سرد و بیروح دفن شود، دست به کاری میزند تا آخرین خواستهی هانا را به هر قیمتی که شده، برآورده کند. این فیلم کوتاه به کارگردانی رانیار اینگیسون، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه در سال ۲۰۰۶ شد.
خلاصه داستان: این انیمیشن خیالانگیز و بیکلام، داستان مردی را روایت میکند که پس از غرق شدن کشتیاش، خود را در یک جزیره دورافتاده و غیرمسکونی مییابد. او تلاش میکند تا با ساختن کلک از جزیره فرار کند، اما هر بار توسط یک لاکپشت غولپیکر قرمز مرموز از این کار بازمیماند. پس از رویارویی خشن با این موجود، مرد متوجه میشود که لاکپشت در واقع یک زن افسانهای است و این آغازگر رابطهای عمیق و سفر آنها از تنهایی به سوی عشق، خانواده و پذیرش چرخه زندگی در هماهنگی با طبیعت بکر جزیره میشود. این فیلم که حاصل همکاری بینالمللی استودیو ژاپنی «هیائو میازاکی» (Studio Ghibli) و کارگردان هلندی، میشا دِماز (Michaël Dudok de Wit)، است، در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و داستانی جهانی و نمادین را درباره بقا، عشق و ارتباط انسان با طبیعت به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی-درام «جانب مثبت» (The Upside) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی نیل برگر و با بازی برایان کرانستون و کوین هارت، بازسازی فیلم فرانسوی «نفسگیر» است. فیلم داستان فیلیپ (کرانستون)، مرد میلیاردری را روایت میکند که پس از یک حادثه از گردن به پایین فلج شده و به یک پرستار تماموقت نیاز دارد. او در کمال تعجب همه، دل (کوین هارت) را که مردی از طبقه کارگر و تازه از زندان آزاد شده است، برای این کار انتخاب میکند. این دو که در ابتدا هیچ نقطه اشتراکی با هم ندارند، به تدریج با هم ارتباط برقرار کرده و هر یک به دیگری کمک میکند تا معنای جدیدی از زندگی را کشف کند. فیلم با نگاهی طنازانه و در عین حال احساسی، به موضوعاتی مانند دوستی، امید و غلبه بر محدودیتها میپردازد و با بازی تحسینبرانگیز کرانستون و هارت، لحظات مفرح و تأثیرگذاری را خلق میکند.
خلاصه داستان: فیلم «دختری در قطار» به کارگردانی تیت تیلور و با بازی امیلی بلانت، ربکا فرگوسن، هیلی بنت، جاستین تررو، لوک ایوانز و آلیسون جانی، در سال ۲۰۱۶ بر اساس رمان پرفروش پائولا هاوکینز ساخته شد. داستان حول محور ریچل واتسون، زنی الکلی و افسرده میچرخد که پس از طلاق از همسرش تام، هر روز با قطار به نیویورک میرود و در طول مسیر از خانه سابق خود و همسایههای جدیدش، آن و اسکات، عبور میکند. ریچل که زندگی ایدهآل آن را از دور تماشا میکند، به او و همسرش وسواس پیدا میکند. اما یک روز ریچل صحنهای مبهم از خیانت آن را به همسرش اسکات مشاهده میکند و در حالی که مست است، در نزدیکی خانه آن از قطار پیاده شده و به سوی او میرود. روز بعد، آن ناپدید میشود و ریچل که به دلیل مستی و فراموشی جزئیات آن شب را به خاطر نمیآورد، به عنوان شاهدی کلیدی و حتی مظنون اصلی در این پرونده قرار میگیرد. او که به شدت درگیر این ماجرا شده، تلاش میکند تا حقیقت را کشف کند و خاطرات فراموش شده خود را بازیابی کند، اما هر چه بیشتر در این پرونده غرق میشود، اسرار تاریکتری درباره زندگی خودش و اطرافیانش فاش میشود.