خلاصه داستان: این فیلم محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی وولکر اشلوندورف و مارگارت فون تروتا، بر اساس رمانی از هاینریش بل ساخته شده است. داستان حول محور کاتارینا بلوم، یک زن جوان و محترم میچرخد که پس از یک شب عاشقانه با یک مرد غریبه که مظنون به فعالیتهای تروریستی است، زندگیاش به طور کامل ویران میشود. رسانههای زرد و پلیس بیرحم، او را تحت پیگرد قرار داده و به حریم خصوصیاش هجوم میبرند، به طوری که شهرت و آبرویش را نابود میکنند. این فیلم به بررسی قدرت رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی، نقض حقوق فردی و پیامدهای وحشتناک بیعدالتی اجتماعی میپردازد و تصویری تیره از جامعه آلمان غربی در آن دوران ارائه میدهد. آنگلا وینکلر در نقش اصلی، بازی درخشان و بهیادماندنی از خود به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «مطلعها» محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی گرگور جوردن و با بازی بیلی باب تورنتون، کیم بسینگر، وینونا رایدر و میکی رورک، داستان زندگی چند شخصیت مختلف در لس آنجلس دهه ۱۹۸۰ را روایت میکند. داستان حول محور ویلیام، یک مدیر اجرایی هالیوود که درگیر روابط پنهانی و فساد اخلاقی است، و پسرش گراهام که درگیر مواد مخدر و روابط ناسالم میشود، شکل میگیرد. در کنار آنها، زندگی یک روزنامهنگار، یک ستاره راک و یک گروه از جوانان مرفه که در گرداب مواد مخدر، سکس و خشونت غرق شدهاند، به تصویر کشیده میشود. فیلم با نگاهی تاریک و انتقادی به فرهنگ مصرفگرایی و فساد اخلاقی در جامعه آمریکای دهه ۸۰، داستان افرادی را روایت میکند که علیرغم ثروت و موقعیت اجتماعی، در خلأ معنوی و اخلاقی غوطهور هستند و هر یک به نوعی در جستجوی راهی برای فرار از واقعیت تلخ زندگی خود هستند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، سه نگهبان فانوس دریایی در جزیره دورافتاده فلینان در اسکاتلند به طور مرموزی ناپدید شدند و هیچ اثری از آنها به جای نماند. این واقعه که به «ماجرای جزیره فلینان» معروف شد، تا به امروز یکی از بزرگترین رازهای حلنشده تاریخ بریتانیا باقی مانده است. فیلم «ناپدید شدن» (The Vanishing) به کارگردانی کریستف نلسون و با بازی جرارد باتلر، پیتر مولان و کونل هیل، داستان سه مرد را روایت میکند که برای کار به این جزیره متروک میروند، اما با رازی تاریک و خطرناک روبرو میشوند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم مهیج و اسرارآمیز که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده، مخاطب را در فضایی پرتنش و وهمآلود غرق میکند و تا آخرین لحظه در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «مرد خالی» به کارگردانی دیوید پریور محصول سال ۲۰۲۰، با بازی جیمز بج دال در نقش جیمز لاسنبرا، یک افسر سابق پلیس که اکنون درگیر غم از دست دادن خانوادهاش است. وقتی دوست دختر نوجوان دختر یکی از دوستانش به نام نورا کوان (سامارا وینینگ) ناپدید میشود، جیمز برای یافتن او وارد عمل میگردد. تحقیقات او را به یک فرقه مرموز و یک افسانه شهری به نام «مرد خالی» میکشاند؛ افسانهای که میگوید اگر کسی در کنار یک پل متروکه، در یک بطری فوت کند و نام «مرد خالی» را زمزمه کند، موجودی شرور ظاهر خواهد شد. هر چه جیمز بیشتر در این پرونده غرق میشود، مرز بین واقعیت و توهم برایش مبهم شده و با حقایقی هولناک درباره ماهیت این موجود و فرقهای که به آن اعتقاد دارند، روبرو میشود. این فیلم که بر پایه کمیک بوکی به همین نام ساخته شده، با فضاسازی تاریک و پرتعلیق خود، تماشاگر را در یک سفر روانی و ترسناک غوطهور میکند.
خلاصه داستان: یک مهاجر لهستانی به نام ایوِت در سال ۱۹۲۱ به نیویورک میرسد و در بدو ورود با مشکلات زیادی از جمله بیماری خواهرش روبرو میشود. برای تأمین هزینههای درمان، او مجبور به کار در یک کلوپ شبانه میشود و در این مسیر تحت تأثیر یک مرد مرموز به نام برونو قرار میگیرد. این فیلم درام تاریخی به کارگردانی جیمز گری و با بازی ماریون کوتیار، خواکین فینیکس و جرمی رنر، داستانی از فداکاری، عشق و بقا در دنیای مهاجران را روایت میکند.
خلاصه داستان: در تایپه مدرن، یک زن جوان مرموز به نام "دختر سفید" که در آپارتمانش حبس شده، با یک عکاس خیابانی آشنا میشود و زندگی او را دگرگون میکند. این اتفاق به صورت زنجیرهای زندگی چندین شخصیت دیگر از جمله یک نویسنده، همسرش و یک پلیس را تحت تأثیر قرار میدهد. ادوارد یانگ در این فیلم تحسینشده ۱۹۸۶، با بهرهگیری از سبک بصری متمایز و روایت غیرخطی، تصویری پیچیده و چندلایه از جامعه شهری و انزوای انسان مدرن ارائه میدهد. این اثر که در جشنواره فیلم لوکارنو برنده جایزه ویژه هیئت داوران شد، یکی از مهمترین فیلمهای موج نوی سینمای تایوان محسوب میشود.
خلاصه داستان: مردی مرموز به نام آد هریسون که به تازگی از زندان آزاد شده، به زادگاهش بازمیگردد و سعی میکند زندگی جدیدی را آغاز کند. او در یک تعمیرگاه خودرو مشغول به کار میشود و توجه خانوادهی همسایه، بهویژه دختر جوانشان ادی، را به خود جلب میکند. ادی که شیفتهی آد شده، با وجود مخالفت پدرش، تلاش میکند راز گذشتهی او را کشف کند. در این میان، ساکنین شهر که از سابقهی جنایی آد بیخبر نیستند، با او با احتیاط رفتار میکنند. آد تلاش میکند ثابت کند که فردی تغییرکرده است، اما گذشتهی او همچون سایهای او را دنبال میکند. این فیلم به کارگردانی هال هارتلی و با بازیگری رابرت برک و آدرین شلی، داستانی طنزآمیز و فلسفی دربارهی گناه، بخشش و ماهیت حقیقت را روایت میکند.
خلاصه داستان: رعنا، دختری جوان و زیبا در روستای «سانهتای»، عاشق لو یوشنگ، معلم جدید مدرسه میشود. این عشق در فصل زمستان و در میان برف و سکوت روستا شکل میگیرد و رعنا با پختن غذاهای خوشمزه برای او، محبتش را نشان میدهد. لو یوشنگ نیز به تدریج مجذوب سادگی و زیبایی رعنا میشود. پس از ازدواج، لو یوشنگ به شهر فراخوانده میشود و رعنا در روستا منتظر او میماند. سالها بعد، لو یوشنگ درگذشته و پسرشان برای مراسم خاکسپاری به روستا بازمیگردد. مادر که حالا پیر شده، اصرار دارد پیکر همسرش را طبق سنت قدیم، با پای پیاده از بیمارستان تا روستا حمل کنند تا روحش راه خانه را گم نکند. این فیلم به کارگردانی ژانگ ییمو و با بازیگری ژانگ زیئی و سون هونگلِی، داستانی عاشقانه و عمیق درباره وفاداری، عشق ابدی و پیوندی ناگسستنی است که مرگ نیز نمیتواند آن را از بین ببرد.
خلاصه داستان: دو شکارچی حرفهای به نامهای جان هنتر و چارلز رمینگتون برای نجات کارگران راهآهن در کنیا استخدام میشوند که توسط دو شیر آدمخوار وحشتافکن شدهاند. این دو شیر که توسط بومیان «شبح» و «تاریکی» نامیده میشوند، به طرز مرموزی به اردوگاه کارگران حمله کرده و قربانیان خود را میکشند. سرهنگ جان پترسون، مهندس ایرلندی مسئول ساخت پل، ابتدا تلاش میکند مشکل را به تنهایی حل کند اما به زودی متوجه میشود که با موجوداتی غیرعادی و تقریباً ماوراءالطبیعه روبرو است. با ورود رمینگتون، این دو شکارچی متخصص باید با هم متحد شوند تا این تهدید مرموز را از بین ببرند و جان صدها کارگر را نجات دهند. فیلمی مهیج به کارگردانی استیون هاپکینز با بازی مایکل داگلاس و وال کیلمر که بر اساس ماجرای واقعی شیرهای آدمخوار تزوو در سال ۱۸۹۸ ساخته شده است.
خلاصه داستان: این سریال بریتانیایی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردان گایلا دیلمونیکو و با بازی آنیا تیلور-جوی، رومولا گارای و الکسیس کرید است که بر اساس رمان پرفروش جسی برتون ساخته شده. داستان در آمستردام قرن هفدهم و در دوران طلایی هلند روایت میشود و درباره دختر جوانی به نام پترونهلا است که با یک تاجر ثروتمند ازدواج میکند و به خانه مجلل او نقل مکان میکند. شوهرش به عنوان هدیه عروسی، یک ماکت دقیق و مینیاتوری از خانه را به او میدهد. پترونهلا برای تزئین این ماکت، از یک صنعتگر مرموز و اسرارآمیز کمک میگیرد، اما به زودی متوجه میشود که این اشیاء مینیاتوری که او میسازد، به شکلی عجیب و غیرقابل توضیح، وقایع آینده و رازهای پنهان خانواده را پیشبینی و آشکار میکنند. این سریال با فضاسازی تاریخی غنی و پر از رمز و راز، به کاوش در موضوعاتی مانند عشق، خیانت، طبقات اجتماعی و جادو میپردازد و تماشاگر را درگیر یک داستان پرکشش و پرتعلیق میکند.