خلاصه داستان: در سال ۲۰۴۳، جهان توسط ویروس مرگبار "دوازده میمون" ویران شده و تنها بازماندگان بشریت در زیرزمین زندگی میکنند. جیمز کول، زندانی سابق، برای مأموریتی خطرناک به گذشته فرستاده میشود تا منشأ ویروس را پیدا کرده و از وقوع فاجعه جلوگیری کند. او در سال ۲۰۱۵ با دکتر کاترین رایلی، روانپزشکی که ابتدا داستان او را باور نمیکند، همکاری میکند. کول و کاساندرا به مرور زمان متوجه میشوند که این ویروس بخشی از توطئهای بزرگتر توسط گروهی مرموز به نام "ارتش دوازده میمون" است. این سریال با بازی آرون استنفورد و آماندا شیول، داستانی پیچیده از سفر در زمان، توطئه و فداکاری را روایت میکند که در آن گذشته و آینده به هم گره خورده و سرنوشت بشریت در خطر است.
خلاصه داستان: در سال ۱۰,۰۰۰ پیش از میلاد، درو، یک شکارچی جوان ماموت، عشق خود به ایولت را کشف میکند، اما هنگامی که گروهی از سواران اسرارآمیز به روستای او حمله کرده و او و دیگران را به اسارت میبرند، زندگی او برای همیشه تغییر میکند. درو که مصمم به نجات معشوقش است، به سفری حماسی و خطرناک فراتر از کوههای یخی میرود و با تمدنی باستانی و قدرتمند روبرو میشود که اهرام مصر را میسازد. او باید رهبری قبیله خود را بر عهده گرفته و آنها را در نبردی برای آزادی و بقا هدایت کند. این فیلم حماسی که توسط رولند امریش کارگردانی شده و استیون استریت و کمیل بلامی در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند، داستانی از عشق، شجاعت و مبارزه برای آزادی در سپیده دم تمدن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو مرد غریبه در یک شب عاشقانه در شهر نیویورک با یکدیگر آشنا میشوند و متوجه میشوند که زندگیشان توسط نیروهای مرموزی به هم گره خورده است. هر روز در ساعت ۲:۲۲ دقیقه، رویدادی ترسناک و غیرقابل توضیح رخ میدهد که سرنوشت آنها را به هم پیوند میزند. آنها باید راز این پدیده را کشف کنند و قبل از اینکه زمانشان به پایان برسد، سرنوشت خود را تغییر دهند. این فیلم علمی-تخیلی و عاشقانه محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی پل کوری و با بازیی Michiel Huisman، Teresa Palmer و Sam Reid است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم سینمایی «۳۰۳» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی هانس واینگارتنر، داستان دو دانشجوی جوان به نامهای یان (آنتونیوس شورفه) و یانوش (آرنو فیشر) را روایت میکند که برای یک پروژه تحقیقاتی دانشگاهی درباره نظریه تکامل، سفری جادهای را با ون به نام «۳۰۳» آغاز میکنند. این دو که دیدگاههای فلسفی و شخصیتی کاملاً متضادی دارند، در طول سفر از آلمان به جنوب اروپا، ضمن بحثهای عمیق درباره عشق، زندگی، علم و معنای هستی، با چالشهای شخصی و روابط انسانی پیچیدهای مواجه میشوند. حضور یک دختر مرموز به نام بریت (مالا امر) در میانه سفر، دینامیک رابطه آنها را تغییر داده و ابعاد جدیدی از کشمکشهای درونی و فلسفی شان را آشکار میکند. این فیلم که با نگاهی شاعرانه و دیالوگمحور ساخته شده، سفر فیزیکی را بهانهای برای کندوکاو در ژرفای ذهن و روان شخصیتها قرار داده و مخاطب را به تفکر درباره ماهیت انسان و روابطش فرامیخواند.
خلاصه داستان: فیلم «۲۱۱» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی یورک بوگایویچ و با بازیگری نیکلاس کیج، دریک رابرتز و دیتا کوروش، داستان یک سرقت بانکی خشونتبار را روایت میکند که به سرعت از کنترل خارج میشود. مایک چاندلر (کیج)، یک افسر پلیس کهنهکار، به همراه همکار جوانش استیو مکنزی (رابرتز) و یک دانشآموز دبیرستانی به نام کنی (کوروش) در یک روز عادی در حال انجام وظیفه هستند که ناگهان با یک گروه مسلح و مجهز مواجه میشوند که قصد سرقت از بانک را دارند. این گروه که توسط یک رهبر بیرحم هدایت میشود، حاضر است برای رسیدن به هدف خود هر کاری کند. مایک و همکارانش به سرعت درگیر یک درگیری مسلحانه شدید میشوند و در حالی که شماره واحد آنها ۲۱۱ است، این حادثه به یکی از خونینترین و پرتنشترین مأموریتهای تاریخ پلیس شهر تبدیل میشود. آنها در یک محاصره مرگبار گرفتار شده و باید برای نجات جان خود و شهروندان بیگناه، با تمام توان بجنگند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۳، کارگردان برجسته، لوید بیگن، فیلم موزیکال کلاسیک «خیابان چهل و دوم» را با بازی وارنر بکستر، بب دانیلز و روبی کیلر خلق کرد. داستان حول محور جولیان مارش، کارگردان تئاتری که در آستانه افتتاح یک نمایش جدید در برادوی است، میچرخد. زمانی که دوروتی براک، ستاره اصلی نمایش، به طور ناگهانی مجروح میشود، پگی ساویر، یک رقصنده جوان و بیتجربه، این شانس را پیدا میکند که جایگزین او شود و به ستارهای درخشان تبدیل شود. این فیلم که به عنوان یکی از بهترین آثار دوران طلایی هالیوود شناخته میشود، با شمارههای موزیکال به یاد ماندنی و داستانی الهامبخش، روحیه تلاش و رویاپردازی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «۳۰۰۰ شب» (۲۰۱۵) به کارگردانی مای جمالی، داستان واقعی لیال، یک معلم فلسطینی (با بازی مایسا عبدالهدی) را روایت میکند که در سال ۱۹۸۰ توسط نیروهای اسرائیلی به اتهام اشتباه دستگیر و در یک زندان اسرائیلی محبوس میشود. در زندان، او با شرایط سخت و شکنجههای روحی و جسمی مواجه میشود، اما با مقاومت و پایداری، به نمادی از امید و ایستادگی تبدیل میشود. در طول حبس، لیال باردار میشود و پسرش را در زندان به دنیا میآورد و برای محافظت از او و دیگر زندانیان، به مبارزهای بیامان علیه سیستم ظالمانه زندان دست میزند. این فیلم با بازیهای قدرتمند، به ویژه از سوی مایسا عبدالهدی، تصویری تکاندهنده و انسانی از مقاومت و امید در تاریکترین شرایط ارائه میدهد.
خلاصه داستان: «گل صحرا» (Desert Flower) فیلمی درام و زندگینامهای محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی شری هورمان است که داستان واقعی ورقا دیریه، مانکن مشهور سومالیایی را روایت میکند. این فیلم با بازی لیلا ابیدا در نقش اصلی، همراه با بازیگرانی چون سالی هاوکینز، کریگ پارکینسون و تیموتی اسپال، زندگی ورقا را از کودکی در صحراهای سومالی تا تبدیل شدن به یکی از مشهورترین مانکنهای جهان دنبال میکند. داستان با تمرکز بر ختنهی زنان در کودکی ورقا و فرار او از ازدواج اجباری در سن ۱۳ سالگی آغاز میشود و سپس به تلاشهای او برای ساختن زندگی جدید در لندن و مبارزه برای رسیدن به رویاهایش میپردازد. فیلم که بر اساس کتاب خاطرات خود ورقا دیریه ساخته شده، همزمان به موفقیتهای او در دنیای مد و فعالیتهایش به عنوان سفیر سازمان ملل علیه ختنهی زنان میپردازد و داستانی الهامبخش از مقاومت، شجاعت و مبارزه برای حقوق زنان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان بلندپرواز به نام پتر در اوایل قرن بیستم، در آستانه ازدواج با دختر یک سرمایهدار ثروتمند، ناگهان ثروت و موقعیت اجتماعی خود را رها کرده و به سفری معنوی و فکری در جستجوی حقیقت و هدف والاتری برای زندگیاش میپردازد. این فیلم درام دانمارکی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی بیله آگوست و با بازی سورن مالینگ، کات گرین و بنجامین کیتسر، بر اساس رمان کلاسیک هنریک پونتوپیدان ساخته شده است و داستانی عمیق و تأملبرانگیز دربارهٔ بحران ایمان، عشق، طبقات اجتماعی و معنای واقعی خوشبختی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم Dev.D به کارگردانی آنوراگ کاشیاپ و محصول سال ۲۰۰۹ هند، روایت مدرنی از رمان کلاسیک «دیوداس» است. داستان حول محور «دوان چاند» (آبیشک باچان) میچرخد که پس از بازگشت از لندن، خود را در میان عشق از دست رفته به «پارو» (ماهی گیل) و دوستی عمیق با «چانکی» (کالکی کوچلین) مییابد. این فیلم با نگاهی تاریک و خشن به مسائل اجتماعی مانند اعتیاد، فحشا و فروپاشی روانی میپردازد و شخصیت اصلی را در مسیری از خودویرانگری و ناامیدی دنبال میکند. موسیقی الکترونیک و سینماتوگرافی خیرهکننده، فضایی سوررئال و آشفته را خلق میکنند که بازتابی از وضعیت ذهنی شخصیت اصلی است. این اثر به عنوان یکی از جسورانهترین اقتباسهای بالیوود شناخته میشود که مرزهای سینمای تجاری هند را جابجا کرد.