خلاصه داستان: فیلم پلیسی فرانسوی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی الیویه مارشال که داستان دو افسر پلیس به نامهای دنیل مونیه (با بازی دپاردیو) و لوئیس شینینسکی (با بازی آمل) را روایت میکند. این دو مأمور واحد جرائم سازمانیافته در منطقه ۳۶ پاریس هستند که برای دستگیری یک باند قاچاقچی مواد مخدر خطرناک تحت تعقیب قرار میگیرند. در جریان این مأموریت پیچیده، آنها با فساد درون سازمان پلیس مواجه شده و مجبور به مبارزه نه تنها با جنایتکاران، بلکه با خیانت همکاران خود نیز هستند. فیلم با بازی قدرتمند دپاردیو و فضای تاریک و پرتنش خود، تصویری واقعگرایانه از دنیای زیرزمینی پلیس پاریس را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: علی، کارگر فلسطینی ساکن کرانه باختری، هر روز برای کار به اسرائیل سفر میکند. زندگی او بین دو دنیا در جریان است: خانهای که در آن سوی دیوار دارد و محل کارش که تنها ۲۰۰ متر با آن فاصله دارد، اما عبور از این فاصله کوتاه به کابوسی روزانه تبدیل شده است. یک روز صبح، هنگام عبور از ایست بازرسی، وضعیت اضطراری اعلام میشود و تمام گذرگاهها به طور ناگهانی بسته میشوند. پسر کوچک علی در آن سوی مرز بیمار است و نیاز فوری به رسیدن به او دارد. حالا علی، به همراه گروهی از غریبهها که هر کدام دلیلی برای عبور دارند، باید راهی پرخطر و غیرقانونی را در پیش بگیرد تا به آن سوی دیوار برسد. این فیلم درام پرتنش به کارگردانی عون ذوالقاری در سال ۲۰۲۰ ساخته شده و علی سلیمان در نقش اصلی به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی که با یک شرط عجیب مواجه میشوند، تصمیم میگیرند تمام داراییهای خود را کنار بگذارند و تنها پس از انجام ۱۰۰ کار از فهرست تهیه شده توسط خودشان، میتوانند آنها را پس بگیرند. آنتونیوس کوک و کارلو لوهر در نقش این دو دوست، در کمدی آلمانی «۱۰۰ چیز» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی فلوریان داوید فیتس، به همراه اِلا فون هسه هامبورک و یانینا فلوشر، ماجراجویی طنزآمیزی را آغاز میکنند که در آن ارزش واقعی دوستی و معنای زندگی را بدون وابستگی به مادیات کشف میکنند.
خلاصه داستان: فیلم ۲۵امین ساعت محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی اسپایک لی و با بازی ادوارد نورتون، فیلمی قدرتمند و تأملبرانگیز است که داستان مونتی بروگان (نورتون) را روایت میکند؛ مردی که تنها ۲۴ ساعت تا شروع دوران محکومیت هفتساله خود در زندان فرصت دارد. در این یک روز آخر، مونتی باید با گذشته خود، انتخابهای اشتباهش و آینده نامعلومی که در انتظارش است روبرو شود. او این زمان ارزشمند را با دوستان صمیمی خود، فرانک (باری پپر) و اسلاوتری (فیلیپ سیمور هافمن) و همچنین نامزدش، ناتورل ریور (روزماری دوویت) سپری میکند و تلاش میکند تا پیش از آنکه همه چیز را از دست بدهد، به نوعی با زندگی خود تسویهحساب کند. این فیلم که در پسزمینه نیویورکِ پس از حادثه ۱۱ سپتامبر روایت میشود، نه تنها یک درام شخصی عمیق، بلکه تصویری نمادین از اضطراب و بازسازی جامعه آمریکا در آن دوران است.
خلاصه داستان: یک سامورایی بینام و نشان به نام کای در جنگلی دورافتاده زندگی میکند که توسط یک خدای فریبنده شیطانی بزرگ شده است. او توسط ارباب آسانو، حاکم منطقه آکو، به خدمت گرفته میشود و عشق پنهانی به دختر او، میکا، پیدا میکند. زمانی که ارباب آسانو توسط ارباب حیلهگر کیایه در یک توطئه فریبکارانه به مرگ محکوم میشود، ۴۷ رونین وفادار او به رهبری سردسته اوشیو سوکانه قسم میخورند که انتقام ارباب خود را بگیرند، حتی اگر این کار به قیمت جانشان تمام شود. کای که اکنون بخشی از این گروه شده، باید از قدرتهای ماوراءالطبیعه خود برای کمک به رونینها استفاده کند و در نهایت، انتقام خون اربابشان را از کیایه بگیرند.
خلاصه داستان: ژان رنو در نقش شارب، یک گانگستر سابق مارسی که پس از ۱۰ سال دوری از خشونت، زندگی آرامی را با همسر و دو فرزندش میگذراند. اما آرامش او زمانی به پایان میرسد که توسط تونی زکریا، رئیس سابقش که اکنون به یک تاجر ثروتمند تبدیل شده، مورد اصابت ۲۲ گلوله قرار میگیرد. شارب به طرز معجزهآسایی زنده میماند و پس از بهبودی، برای انتقام خونخواهانه برنامهریزی میکند. او با کمک دوستان قدیمی و پلیسی که پروندهاش را پیگیری میکند، وارد جنگ با سازمان مافیایی میشود که روزی عضوی از آن بود. این فیلم اکشن فرانسوی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی ریچارد بری و با بازی ژان رنو، کاد مراد و مارینا فویس است که داستانی از خیانت، انتقام و عدالت را در دنیای زیرزمینی مارسی روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی تجربی و شاعرانه از عباس کیارستمی که در سال ۲۰۱۷ و پس از درگذشت این کارگردان بزرگ ایرانی منتشر شد. این اثر شامل ۲۴ بخش است که هر کدام از یک عکس ثابت آغاز شده و سپس با افزودن حرکت، صدا و عناصر بصری به یک صحنه زنده و پویا تبدیل میشوند. کیارستمی در این آخرین اثر خود، مرز میان عکاسی و سینما را محو کرده و با ترکیب هنر دیجیتال و نگاه عمیقش به طبیعت، روایتی انتزاعی و تأملبرانگیز خلق میکند. هر فریم به نوعی بازتابی از زیباییشناسی، صبر و نگاه فلسفی کارگردان به زندگی، طبیعت و گذر زمان است.
خلاصه داستان: در شهری کوچک در رومانی، شانزده سال پس از انقلاب ۱۹۸۹، سه مرد در یک برنامه تلویزیونی محلی گرد هم میآیند تا درباره نقش خود در آن رویداد تاریخی بحث کنند. «پیسکو»، معلمی الکلی، «یوآن مانس»، پیرمردی تنها، و «تیرادئو»، مجری برنامه، هر یک روایت متفاوتی از آن روز ارائه میدهند. آنچه آغاز میشود، کاوشی طنزآمیز و گاه غمانگیز در ماهیت حافظه، دروغ و هویت در جامعهای پسا کمونیستی است. کارگردان کورنلیو پورومبویو در این فیلم که در سال ۲۰۰۶ ساخته شده، با بازی میرچا آندرسکو، تئودور کوروبان و ایون ساپدارو، تصویری دقیق و بیرحم از زندگی روزمره و فراموشی جمعی در رومانی معاصر به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم علمی-تخیلی ماجراجویانه «۲۰٬۰۰۰ فرسنگ زیر دریا» به کارگردانی ریچارد فلایشر و محصول سال ۱۹۵۴ میلادی، با بازی کرک داگلاس، جیمز میسون، پل لوکاس و پیتر لور، اقتباسی از رمان مشهور ژول ورن است. داستان در سال ۱۸۶۸ میگذرد و یک هیئت اعزامی آمریکایی را دنبال میکند که برای تحقیق درباره یک هیولای اسرارآمیز دریایی که کشتیها را نابود میکند، اعزام شدهاند. سوارکار، ند لند، و پروفسور آفروناکس به همراه خدمه خود با موجود عظیم دریایی روبرو میشوند و متوجه میشوند که این هیولا در واقع یک زیردریایی فوقمدرن به نام ناتیلوس است که توسط کاپیتان نیمو، دانشمند نابغه و مرموزی که از دنیای بیرون بیزار است، هدایت میشود. کاپیتان نیمو آنها را اسیر میکند و سفر پرماجرای آنها در اعماق اقیانوس آغاز میشود، جایی که با شگفتیها و خطرات بسیاری روبرو میشوند و رازهای کاپیتان نیمو و اهداف او را کشف میکنند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، دوروتی فیلدز (آنت بنینگ)، مادر مجردی که در سانتا باربارا زندگی میکند، نگران تربیت پسر نوجوانش جیمی (لوکاس جرج زومان) است. او از دو زن دیگر در زندگیاش، ابی (گرتا گرویگ)، هنرمند هیپی و دوست خانواده، و جولی (ایل فانینگ)، دختر نوجوانی که با آنها زندگی میکند، کمک میگیرد تا جیمی را بزرگ کنند. کارگردان مایک میلز این فیلم را بر اساس خاطرات خودش ساخته و داستانی صمیمی و عمیقاً انسانی از خانوادههای جایگزین، بلوغ و پیچیدگیهای روابط انسانی در دوران تغییرات اجتماعی بزرگ را روایت میکند. آنت بنینگ در نقش دوروتی، زنی مستقل و روشنفکر که تلاش میکند پسرش را در دنیایی در حال دگرگونی هدایت کند، درخشان ظاهر شده است. فیلم با نگاهی ظریف به مسائلی مانند فمینیسم، پانک راک و جستجوی هویت در دهه ۷۰ میپردازد و تصویری غنی و چندوجهی از زندگی آمریکایی در آستانه عصر جدید ارائه میدهد.