خلاصه داستان: در دهه ۱۹۴۰ در شهر حیدرآباد، یک داستان عاشقانه و دراماتیک در جریان است که در پس زمینه تقسیم هند رخ میدهد. رواقی، دختری از خانواده ثروتمند، عاشق زلفی بارگه میشود، اما زندگی او با آمدن دیوالی بارگه، برادر زلفی، به هم میریزد. دیوالی، که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، به شهر میآید و روابط پیچیدهای را آغاز میکند که منجر به خیانت، درد و از هم پاشیدگی خانوادههایی میشود که تا به حال پایدار به نظر میرسیدند. در حینی که شهر در آستانه تقسیم قرار دارد، رواقی و دیوالی مجبور میشوند با عشق، وفاداری و قربانی در یک دنیای در حال تغییر مواجه شوند.
خلاصه داستان: زندگی مشترک یک زوج در نیویورک در حالی که دوستانشان طلاق میگیرند، به چالش کشیده میشود. رابرت و سالی، زوجی در اواسط سیسالگی، پس از 12 سال ازدواج، با مشکلاتی روبرو میشوند که به فکر جدایی میاندازند. در همین حال، دوستانشان جک و سام، پس از 6 سال ازدواج، نیز تصمیم به جدایی میگیرند. این رویدادها باعث میشود رابرت و سالی به رابطهشان دوباره فکر کنند و به دنبال راه حلی برای مشکلاتشان باشند. در این بین، رابرت با یک دانشجوی جوان آشنا میشود و سالی با یک هنرمند. این روابط جدید باعث میشود آنها به درک عمیقتری از نیازها و آرزوهایشان دست یابند و در نهایت تصمیم بگیرند که آیا میخواهند با هم ادامه دهند یا جدا شوند.
خلاصه داستان: در سال 1943، در جزیره بریتیش، یک گروه از افسران نازی آلمان به رهبری کلنل کورت شتاینر، طرحی خطرناک را برای ربودن وینستون چرچیل، نخستوزیر بریتانیا، در حال اجرا هستند. آنها با انتحال هویت افسران آلمانی و با کمک یک گروه از مقاومتکنندگان ایرلندی، قصد دارند چرچیل را در محل اقامتش در جزیره اختطاف کنند. اما طرح آنها با مخالفت افسران بریتانیایی و مأموران امنیتی روبرو میشود و یک مسابقه مخفیانه و خطرناک آغاز میشود.
خلاصه داستان: ستیون و دنی، دو پلیس که در نیو اورلئان کار میکنند، با پیدایش قرصی مرموز و خطرناک مواجه میشوند که توانایی سفر در زمان را به مصرفکنندگانش میدهد. هر بار که کسی این قرص را مصرف میکند، به یک بازه زمانی متفاوت منتقل میشود و با خطرات واقعی آن دوره روبرو میگردد. در حین بررسیهایشان، دختر دنی ناپدید میشود و تنها راه پیدا کردن او، استفاده از این قرص خطرناک است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از قهرمانان خارقالعاده در شهر آیندهای با نام "سوپرهروی" با چالشهای جدیدی روبرو میشوند. این قهرمانان که هر کدام قدرتهای منحصربهفردی دارند، باید با همکاری و اتحاد، تهدیدی مرموز را که شهر را در معرض خطر قرار میدهد، مهار کنند. در این سفر پرماجرا، آنها با آزمونهای اخلاقی و فیزیکی روبرو میشوند و باید تصمیمات سختگیرانهای بگیرند تا بتوانند شهر و مردمش را از ویرانی نجات دهند.
خلاصه داستان: در داستان «ویولت»، یک زن جوان به نام ویولت درگیر یک شبکه قاچاق انسان میشود و برای نجات خود و دیگران مجبور میشود با خطرات و تهدیدهای موجود در این دنیای تاریک مواجه شود. ویولت با استفاده از هوش و شجاعت خود، تلاش میکند تا این شبکه را از بین ببرد و عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، داستان مردی به نام سپتیموس را به تصویر میکشد که پس از سالها درگیری در جنگهای خارجی، به شهر نابود شده اسپارت بازمیگردد. او به دنبال انتقام از کسانی است که خانوادهاش را به قتل رساندهاند و تصمیم دارد با استفاده از مهارتهای جنگی خود، شهر را از دست فساد و جنایت نجات دهد. در این مسیر، با چالشهای غیرقابل پیشبینی روبرو میشود و مجبور میشود بین انتقام و عدالت انتخاب کند.
خلاصه داستان: جو بیلی، یک کارشناس 911 در بمبئی، در یک شب پر از تماسهای اضطراری با یک زن گمشده مواجه میشود. او با استفاده از مهارتهای خود در ارتباط با تلفن، تلاش میکند تا او را پیدا کند و نجات دهد. در حالی که زمان در حال گذشتن است، جو با مواجه شدن با ترسها و رازهایی که در گذشته خود پنهان کرده بود، مجبور میشود تا تصمیمات سختگیرانهای بگیرد تا زن را نجات دهد.
خلاصه داستان: در سال 1975، در یک شهر کوچک، دو نفر که سالها پیش عاشق یکدیگر بودند، پس از سالها جدایی، به طور تصادفی دوباره ملاقات میکنند. این ملاقات باعث میشود خاطرات قدیمی و احساسات مدفون شده در آنها بیدار شود. آنها مجبور میشوند با تصمیمات گذشته و تغییراتی که در زندگی هر کدام رخ داده است، مواجه شوند. در حالی که زمان و تجربیات زندگی آنها را متفاوت کرده است، آیا میتوانند دوباره به عشقی که از دست دادهاند، دست یابند؟
خلاصه داستان: در سال 2009، در سان خوزه، یک راننده تاکسی ۷۱ ساله به نام لونگ نگوین به طور تصادفی درگیر یک سرقت خطرناک میشود. او مجبور میشود سه جوان متهم را به یک هتل در کوهها براند، جایی که او به عنوان اسیر در اختیار آنها قرار میگیرد. در طول این سفر، روابط پیچیدهای بین اسیر و اسیران شکل میگیرد و لونگ مجبور میشود با ترس و تنهایی خود مقابله کند.