خلاصه داستان: فیلم «آیین» یک فیلم ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیوید مایدل و نویسندگی مایدل و انریکو ناتاله است که بر اساس داستان واقعی اکورسیسم اما اشمیت در سال ۱۹۲۸ در ارلینگ، آیووا ساخته شده است. داستان در سال ۱۹۲۸ در شهر کوچک ارلینگ رخ میدهد و حول اما اشمیت (ابیگیل کوئن)، زنی جوان که از پدیدههای ترسناک و غیرقابلتوضیح مانند کابوسهای شبانه، پرخاشگریهای خشونتآمیز، صحبت به زبانهایی که نمیداند، و نفرت غیرطبیعی نسبت به اشیاء مقدس رنج میبرد، میچرخد. خانوادهاش، که کاتولیکهای مؤمنی هستند، معتقدند او تسخیر شده و از کلیسا درخواست کمک میکنند. دو کشیش، تئوفیلوس ریزینگر (آل پاچینو)، کشیشی با تجربه و مصمم، و جوزف اشتایگر (دن استیونز)، کشیش جوانی که در بحران ایمان به سر میبرد، برای انجام اکورسیسم به صومعهای منزوی فرستاده میشوند. اکورسیسم در سه مرحله طاقتفرسا انجام میشود که طی آن اما صداهای متعدد و شیطانی از خود بروز میدهد، از جمله صداهایی که ادعا میکنند متعلق به بعلزبول، یهودا اسخریوطی، و پدر متوفی اما هستند که در زندگی او را آزار داده بود. روح عمهاش، که شایعه شده جادوگر بوده، نیز ظاهر میشود. اما با رفتارهایی مانند تشنج، معلق شدن در هوا، و صحبت به زبانهای لاتین، آلمانی، و آرامی، کشیشها و راهبهها را به چالش میکشد. فیلم به موضوعات ایمان، تردید، و مبارزه با شر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای، فیلمبرداری ناپایدار و شبیه به سبک مستند که گاهی حواسپرتکن است، و فقدان عمق در شخصیتپردازی، نقدهای منفی دریافت کرد. بازیهای پاچینو، استیونز، و کوئن به دلیل شدت و باورپذیری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل عدم نوآوری و شباهت بیشازحد به «جنگیر» (۱۹۷۳) و پایان ناامیدکننده نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «شکسته» یک درام وسترن معاصر آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کارلایل یوبانک است. داستان حول ترو برندیواین (وایات راسل)، یک سوارکار برهنهپشت (bareback bronc rider) میچرخد که از پذیرفتن افول حرفهاش در رودئو سر باز میزند. وقتی ترو در یک کولاک غیرمنتظره بهاری گرفتار میشود، باید با جراحات، بیماری، و سرمای طاقتفرسا مبارزه کند. در حالی که برای بقا میجنگد، ترو مجبور میشود با انتخابهای زندگیاش و شرایطی که او را به این موقعیت شکننده کشاندهاند، روبهرو شود. داستان از طریق فلشبکهایی به زندگی گذشته ترو، از جمله روابط پرتنش با پدرش جورج (دنیس کواید)، حمایت خاموش مادرش کتی (مری مکدانل)، و رابطه عاشقانهاش با پرستاری به نام علی (آدن تورنتون)، پیش میرود. او همچنین با برادر کوچکترش کالب (جانی برکتولد) که در فکر پیوستن به تفنگداران دریایی برای تأمین هزینه دانشگاه است، درگیریهایی دارد. فیلم با موسیقی متن تأثیرگذار از جان هنکاک و آهنگهایی از استیو ارل و چارلی کروکت، به موضوعات استقامت، ترومای جسمی و روانی، و بازتاب انتخابهای زندگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، فقدان نوآوری در ژانر وسترن، و عدم عمق در شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی راسل به دلیل نمایش احساسی و تأثیرگذارش تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل ریتم کند و تکیه بر کلیشههای وسترن نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «چهاوا» یک درام اکشن تاریخی هندی به کارگردانی لاکسمن اوتکار و بر اساس رمان مراتی «چاوا» نوشته شیواجی ساوانت است. داستان حول زندگی چاتراپاتی سامباجی مهاراج (ویکی کوشال)، دومین حاکم امپراتوری مراتا و پسر چاتراپاتی شیواجی مهاراج، میچرخد. پس از مرگ شیواجی، امپراتوری مغول به رهبری اورنگزیب (آکشای خانا) قصد گسترش در دکن را دارد، اما با مقاومت سرسختانه سامباجی مواجه میشود. سامباجی، با حمایت همسرش یسوبای (راشمیکا ماندانا)، با شجاعت، استراتژی، و فداکاری برای حفظ سواراج (خودمختاری) مراتاها مبارزه میکند. فیلم بر نبرد بورهانپور و تأثیر آن بر جنگ مراتا-مغول تمرکز دارد، با صحنههایی از نبردهای حماسی، خیانت، و فداکاری. داستان به موضوعات غرور، خانواده، و میراث آزادی میپردازد، با لحظاتی احساسی مانند سخنرانی بداهه سامباجی با شعار «اوم ناما پارواتی پارتیه هار هار مهادو». با این حال، به دلیل سرعت ناهماهنگ، موسیقی پسزمینه بیشازحد بلند، و برخی نادرستیهای تاریخی، مانند به تصویر کشیدن اورنگزیب بهعنوان شرور مطلق و عدم نمایش کامل زندگی اولیه سامباجی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کوشال به دلیل شدت و احساسات قوی، بهویژه در صحنههای نبرد و سخنرانی، تحسین شد، اما بازی ماندانا به دلیل لهجه غیرطبیعی و شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی نقد شد. فیلمبرداری خیرهکننده و طراحی صحنه، بهویژه در بازسازی قلعهها و کاخهای مراتا، مورد ستایش قرار گرفت، اما فیلمنامه به دلیل کلیشههای بالیوودی و فقدان عمق احساسی در برخی صحنهها نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «خیانت: تشنگی» یک درام عاشقانه-هیجانی به کارگردانی و نویسندگی جارون لاکریج است که بهعنوان دومین قسمت از مجموعه «خیانت» شناخته میشود. داستان حول جمال ویگینز (کنون واکر)، وکیلی موفق در مؤسسه حقوقی تیت و ویگینز که با دوست قدیمیاش دارن تیت (اورت اندرسون) تأسیس کرده، میچرخد. زندگی شخصی جمال به دلیل ازدواج بدون شور و اشتیاق با شاون (جای جانسون) پس از ۱۵ سال، دچار تنش است. جمال و شاون که نگران رابطه دارن با همسرش ابونی (شریکا وودارد) هستند، خودشان از شکافهای رابطهشان غافل میمانند. وقتی جمال پرونده جادا کمپبل (بره حسان)، زنی که قربانی سوءرفتار کلامی و عاطفی شوهر معلولش خاویر (مایکل گوردون سوم) است، را برعهده میگیرد، رابطهای ممنوعه بین آنها شکل میگیرد. جمال که تسلیم وسوسه میشود، دو بار با جادا رابطه برقرار میکند، اما بهزودی متوجه میشود این رابطه نهتنها حرفهاش، بلکه ازدواجش را نیز در معرض خطر قرار داده است. فیلم با صحنههای پرتنش، از جمله رویارویی جمال با خاویر و دخالتهای دارن و ابونی، به موضوعات خیانت، عواقب انتخابهای اخلاقی، و تلاش برای بازسازی روابط میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه ضعیف، دیالوگهای تکراری، ویرایش ناهماهنگ، و پایان قابلپیشبینی که به سبک «جاذبه مرگبار» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای حسان، واکر، و اندرسون به دلیل عمق عاطفی و شیمی قوی تحسین شدند، اما داستان به دلیل عدم نوآوری و تکیه بر کلیشههای ژانر هیجانی اروتیک، گاهی کسلکننده توصیف شد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین رودئو» یک درام خانوادگی آمریکایی به کارگردانی جان اونت و نویسندگی اونت، نیل مکدونا و درک پرسلی است که با همکاری انجمن حرفهای گاوبازی (PBR) ساخته شده است. جو رینرایت (نیل مکدونا)، قهرمان بازنشسته گاوبازی، پس از آسیبدیدگی شدید گردن در گذشته، روی مزرعهای در تگزاس زندگی آرامی با دخترش سالی (سارا جونز) و نوهاش کودی (گراهام هاروی) دارد. وقتی کودی در یک بازی بیسبال ضربهای به سرش میخورد و دچار تومور مغزی تشخیص داده میشود، بیمه خانواده و مزایای نظامی جو تنها ۴۰٪ هزینه جراحی گرانقیمت را پوشش میدهد. جو، که از گذشتهاش به دلیل اعتیاد به الکل و تأثیر آن بر سالی احساس گناه میکند، تصمیم میگیرد برای تأمین هزینه درمان کودی در مسابقات گاوبازی افسانهها در تولسا شرکت کند که جایزه ۷۵۰,۰۰۰ دلاری دارد. او بهعنوان مسنترین شرکتکننده، با مخالفت سالی و بیاحترامی گاوبازان جوانتر، از جمله قهرمان فعلی بیلی همیلتون (دیلن ری سوئرینگن)، روبهرو میشود. جو با کمک دوست قدیمی و گاوبازش، چارلی ویلیامز (مایکلتی ویلیامسون)، که او را به ایمان و بخشش تشویق میکند، و جیمی مک (کریستوفر مکدونالد)، مسئول مسابقات، برای این چالش آماده میشود. فیلم با صحنههای هیجانانگیز گاوبازی، موسیقی متن از جمله آهنگی از لینرد اسکینرد، و حضور کوتاه لی آن وومک، به موضوعات ایمان، فداکاری خانوادگی، و شجاعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی سطحی، و دیالوگهای کلیشهای، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای مکدونا و ویلیامسون به دلیل شیمی عاطفی تحسین شد، اما فیلم به دلیل فقدان عمق و شباهت به درامهای ورزشی دیگر مانند «راکی» نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «سینگ سینگ» یک درام زندان آمریکایی به کارگردانی گرگ کویدار و نویسندگی کلینت بنتلی و کویدار است که بر اساس برنامه واقعی «بازپروری از طریق هنر» (RTA) در زندان امنیتی حداکثری سینگ سینگ ساخته شده است. داستان حول جان «دیواین جی» ویتفیلد (کلمن دومینگو)، زندانیای که به اتهام قتلی که ادعا میکند مرتکب نشده محکوم شده، میچرخد. او در گروه تئاتر زندان که نمایشهایی مانند «تصمیم استرتفورد» و «شکستن رمز مومیایی» را اجرا میکند، هدف و معنا پیدا میکند. وقتی کلارنس «دیواین آی» مکلین (با بازی خودش)، تازهواردی محتاط و خشن، به گروه میپیوندد، داینامیک بین او و دیواین جی به دوستی عمیقی تبدیل میشود که هر دو را تغییر میدهد. دیواین جی، که در حال مبارزه برای آزادی مشروط و اثبات بیگناهیاش است، به کلارنس کمک میکند تا از طریق تئاتر آسیبهای عاطفیاش را کشف کند. فیلم با نمایشهای واقعی از زندانیان سابق برنامه RTA، از جمله مکلین و جان-آدریان ولازکز، به موضوعات رستگاری، انسانیت، و قدرت تحولآفرین هنر میپردازد. با وجود داستان نازک و گاه پراکنده، فیلم به دلیل اجراهای اصیل، بهویژه دومینگو و مکلین، و لحن انساندوستانهاش تحسین شد، اما به دلیل ریتم کند و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی نقدهایی دریافت کرد. فیلم با صحنههای تمرین تئاتر، که بازیگران را در حال کاوش خود و نقشهایشان نشان میدهد، و پایان احساسی که آزادی دیواین جی و اتحاد مجدد با کلارنس را به تصویر میکشد، به یاد ماندنی است.
خلاصه داستان: فیلم «آزاد» یک درام اکشن تاریخی هندی به کارگردانی ابهیشک کاپور و تهیهکنندگی رونی اسکرووالا و پراگیا کاپور است که در هند دهه ۱۹۲۰ روایت میشود. گوویند (آمان دوگن)، پسر جوانی از روستای بوسار در منطقه مرکزی، که با پدرش براج، خواهرش دانی و مادربزرگش زندگی میکند، در اصطبل رئیس روستا، رای بهادر (پیوش میشرا)، کار میکند. رای بهادر و پسرش تج بهادر (موهایت مالیک) با حمایت انگلیسیها، با ظلم بر روستاییان حکومت میکنند، در حالی که دخترش جاناکی (راشا تادانی) قلبی مهربان دارد. وقتی گوویند بهطور تصادفی اسب رای بهادر را سوار میشود، به شدت تنبیه میشود. او پس از پاشیدن رنگ هولی روی جاناکی، از ترس مجازات فرار میکند و در جنگل با اسبی باشکوه به نام آزاد روبهرو میشود که متعلق به ویکتور سینگ (اجی دوگن)، رهبر گروه باغیهاست. گوویند ابتدا بهعنوان جاسوس دستگیر میشود، اما مورد لطف ویکتور قرار میگیرد و به گروهش میپیوندد. او با کمک جاناکی، که رابطهای عاطفی بینشان شکل میگیرد، اعتماد آزاد را جلب میکند. جیمز، پسر یک مقام بریتانیایی، و تج بهادر تلاش میکنند آزاد را به زور به انگلستان بفرستند، اما گوویند او را نجات میدهد. پس از خیانت به ویکتور و مرگ او، گوویند وظیفه مراقبت از آزاد را برعهده میگیرد. او در مسابقه اسبسواری محلی شرکت میکند که شرطبندی سنگینی دارد: در صورت باخت، روستاییان به کار اجباری در کارخانهها فرستاده میشوند. با وجود تلاش تج بهادر برای صدمه زدن به آزاد، گوویند پیروز میشود و روستا را از ستم نجات میدهد. فیلم با موسیقی امیت ترivedی و ترانههای امیتا بهاتاچاریا و سواناند کرکیره، به موضوعات شجاعت، آزادی، و مبارزه با ستم میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه اول کسلکننده، فیلمنامه ضعیف، فقدان داستان عاشقانه قوی، و جلوههای ویژه متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی آمان دوگن و راشا تادانی بهعنوان تازهوارد و پیوش میشرا تحسین شد، اما داستان به دلیل شباهت به «لگان» و عدم عمق احساسی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «سنت-اگزوپری» یک درام بیوگرافی ماجراجویانه فرانسوی-بلژیکی به کارگردانی پابلو آگورو است که داستان یک هفته کلیدی از زندگی آنتوان دو سنت-اگزوپری (لوئی گارل)، خلبان شرکت پست هوایی آئروپوستال در آرژانتین سال ۱۹۳۰، را روایت میکند. وقتی بهترین دوست و خلبان برجسته شرکت، هانری گیومه (ونسان کسل)، در کوههای آند ناپدید میشود، سنت-اگزوپری با حمایت نوئل (دیان کروگر)، همسر هانری، و برخلاف دستورات شرکت، سفری خطرناک برای یافتن او آغاز میکند. او در پروازهای پرمخاطره بر فراز آند، با طوفانهای برفی و شرایط سخت جوی مبارزه میکند و از تخیل خلاقانهاش برای غلبه بر موانع استفاده میکند. این ماجرا، که بعدها الهامبخش کتاب «باد، شن و ستارگان» شد، او را بهعنوان خلبان و نویسندهای شاعر شکل میدهد که سیزده سال بعد «شازده کوچولو» را خلق کرد. فیلم با تصاویر شاعرانه، موسیقی احساسی، و ارجاعات ظریف به «شازده کوچولو»، به موضوعات دوستی، شجاعت، و قدرت رویاپردازی میپردازد. با این حال، به دلیل جلوههای ویژه ضعیف، ناسازگاریهای تاریخی (مانند به تصویر کشیدن اشتباه گیومه بهعنوان دوست کودکی)، و انتخاب بازیگرانی با سن نامناسب (کسل ۵۷ ساله در نقش گیومه ۲۹ ساله)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی گارل بهعنوان سنت-اگزوپری رویایی و کروگر به دلیل عمق احساسی تحسین شد، اما داستان به دلیل ریتم کند و لحن بیشازحد رویایی، گاهی غیرمنسجم به نظر آمد.
خلاصه داستان: فیلم «قانونشکنان» یک درام آمریکایی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی بیل گوتنتاگ است که داستان واقعی تیم رباتیک دختران افغان، معروف به «رویاپردازان افغان»، را روایت میکند. داستان در سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ رخ میدهد و روی رویا محبوبی (نیکول بوشری)، اولین زن صاحب شرکت فناوری در افغانستان، تمرکز دارد که گروهی از دختران دبیرستانی، از جمله فاطمه (امبر افضلی)، نینا (نینا حسنزاده)، سارا (سارا ملال رو)، و مریم (مریم سراج)، را برای یادگیری رباتیک و شرکت در مسابقات بینالمللی گرد هم میآورد. در کشوری که آموزش دختران نوعی سرکشی تلقی میشود، رویا با مخالفتهای خانوادگی، بوروکراسی دولتی، و تهدیدات طالبان، از جمله حمله به ماشین او و برادرش علی (نورین گلامگوس)، مواجه میشود. تیم او با طراحی رباتی برای تشخیص مینهای زمینی، توجه جهانی را جلب میکند، اما موفقیتشان با موانعی مانند تأخیر در ویزا، تهدیدهای خشونتآمیز، و بمبگذاری در مسجدی که یکی از اعضای تیم را میکشد، همراه است. فیلم با حمایت سمیر (علی فضل)، کارآفرین هندی، و با نمایش لحظات عاطفی، مانند همدلی تیم ویتنامی با ایده ربات مینیاب، به موضوعات شجاعت، آموزش، برابری جنسیتی، و مقاومت در برابر سرکوب میپردازد. با وجود الهامبخش بودن، فیلم به دلیل ریتم ناهماهنگ، زمانبندی غیرخطی گیجکننده، و فقدان عمق در برخی صحنههای کلیدی، نقدهای متوسطی دریافت کرد. بازیهای بوشری و چهار بازیگر جوان تیم تحسین شدند، اما داستان به دلیل تکیه بر کلیشههای درام ورزشی و فشردگی بیشازحد، گاهی سطحی به نظر آمد.
خلاصه داستان: فیلم «هملت» یک درام روانشناختی بریتانیایی به کارگردانی شان ماتیاس، اقتباسی مدرن از نمایشنامه ویلیام شکسپیر، است که بر اساس تولید تئاتری 2021 در Theatre Royal Windsor ساخته شد و در 27 فوریه 2024 اکران محدودی داشت و 8 آوریل 2024 روی دیویدی، بلوری و دیجیتال منتشر شد. داستان حول محور هملت (ایان مککلن)، شاهزاده دانمارک، میچرخد که پس از مرگ مشکوک پدرش، پادشاه، و ازدواج مادرش گرترود (جنی سیگروو) با عمویش کلادیوس (جاناتان هاید)، به دنبال انتقام است. روح پادشاه به هملت میگوید که کلادیوس قاتل اوست و هملت را به انتقام ترغیب میکند. فیلم با استفاده خلاقانه از فضای تئاتر رویال ویندزور، از زیرزمین تا پشتبام، بهعنوان قلعه المسینور، و با انتخاب بازیگران بدون توجه به سن، رنگ پوست و جنسیت، رویکردی مدرن ارائه میدهد. هملت مککلن با لحنی آرام و تأملبرانگیز، با استفاده از دوچرخه ورزشی و ضبط صوت برای مونولوگ «بودن یا نبودن»، از خشم معمول نقش فاصله میگیرد. فیلم با بازیهای قوی مککلن، هاید، فرانسس باربر (بازیگر پادشاه)، و آلیس وین دیویس (اوفلیا)، به موضوعات انتقام، جنون، و خودآگاهی تئاتری میپردازد. با این حال، به دلیل سن بالای مککلن (84 سال)، انتخابهای غیرمعمول بازیگران، ریتم کند، و برشهای خشن متن، نقدهای متوسطی با امتیاز 5.4 در IMDb و 68٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. بازی مککلن و فیلمبرداری نیل اوزمن تحسین شدند، اما برخی انتخابهای کارگردانی، مانند استفاده از راهپلههای کثیف و عدم انسجام داستان، نقد شدند.