خلاصه داستان: فیلم «خوابگردها» (The Sleepwalkers) در سال ۱۹۹۲ به کارگردانی خواکین لوئیس مورالخو ساخته شد. داستان فیلم درباره دو خواهر و برادر به نامهای کاترین و چارلز است که از یک بیماری نادر و ارثی رنج میبرند که باعث میشود در خواب راه بروند و دست به اعمال خشونتآمیز بزنند. آنها به یک روستای کوچک نقل مکان میکنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند، اما خوابگردی آنها به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود و ترس و وحشت را در دل اهالی روستا میاندازد. وقتی یکی از اهالی روستا به نام تام متوجه راز آنها میشود، باید برای نجات جان خود و دیگران با این دو موجود خطرناک که در شبها به هیولاهایی تبدیل میشوند، به مبارزه بپردازد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی قلعه داستان خانوادهای را روایت میکند که در حاشیه فرودگاه ملبورن در استرالیا زندگی میکنند. این خانواده با روحیهای بالا و باوری راسخ به ارزشهای خانوادگی، در برابر برنامه توسعه فرودگاه که منجر به تخریب خانهشان میشود، مبارزه میکنند. آنها با استفاده از قوانین پیچیده و عجیب، سعی دارند حق خود را در دادگاه به دست آورند و از سرنوشت محتوم خانهشان جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: سال ۲۰۱۹، مردی به نام یوآکیم در پی تراژدی از دست دادن همسر و دخترش، در غم و انزوا زندگی میکند. او برای ارتباط مجدد با دخترش که اکنون نوجوان است، به یک کلوپ شبانه زیرزمینی میرود و در آنجا با دومینیک، یک دختر خالکوبیکار آشنا میشود. این آشنایی منجر به شکلگیری یک رابطه پیچیده و وابستگی عاطفی غیرمنتظره میاند که در آن مرزهای میان درد، لذت و التیام به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: فیلیپ، برادر دوقلوی لوئی چهاردهم، پادشاه فرانسه، در زندان سختگیرانهای محبوس است. پس از سالها، دوستان قدیمی موسکتیرها، آتوس، پورتوس و آرامیس، که اکنون پیر شدهاند، برای نجات او دست به کار میشوند. آنها درمییابند که برادر پادشاه، که به عنوان مرد نقابآهنین شناخته میشود، تنها کسی است که میتواند حکومت خودکامه و فاسد لوئی چهاردهم را سرنگون کند. این سه موسکتیر با کمک دارتانیان جوان، کاپیتان گارد، نقشهای برای جایگزینی پادشاه با برادرش میکشند، اما این توطئه خطرناک، دوستیهای آنها را به بوته آزمایش میگذارد و آنها را در برابر انتخابهای نهایی قرار میدهد.
خلاصه داستان: در روستای کوچکی در کره جنوبی، یک کارگردان سینما به نام جانگ-سو به دلیل شکستهای اخیرش در صنعت فیلمسازی به زندگی خود در روستای محل تولدش بازمیگردد. او در حالی این کار را انجام میدهد که همسرش به دلیل مشکلات مالی و احساس ناامیدی از او جدا شده است. در این محیط آرام و طبیعی، جانگ-سو با یک زن جوان به نام مون-سوک آشنا میشود که به عنوان یک نویسنده در حال آمادهسازی یک فیلم درباره زندگی اوست. این دو شخصیت در طول فیلم، در گفتگوهای عمیق و صمیمی درباره زندگی، هنر و روابط انسانی درگیر میشوند و این گفتگوها باعث تغییرات عمیقی در دیدگاههای آنها میشود.
خلاصه داستان: سریال «Can Borcu» داستان زندگی «مهمت»، یک وکیل موفق را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، بار دیگر با دختر دورافتادهاش «دوغا» روبهرو میشود. این دیدار ناگهانی، زخمهای کهنهی گذشته را باز میکند و رازهایی مدفونشده از دل خانواده سر برمیآورند؛ رازهایی که نهتنها آرامش، بلکه جان آنها را نیز تهدید میکنند.
در همین حال، رابطهی پنهانی «جلال» ضربهی تازهای به بنیان خانواده وارد میکند و تنشها را به اوج میرساند. «Can Borcu» با تمرکز بر احساس گناه، مسئولیت، پیوندهای خانوادگی و پیامدهای تصمیمات گذشته، روایتی احساسی و پرتعلیق از روابط پیچیدهی انسانها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: سریال «پاییز عمر» یک درام سوری پرتنش و خانوادگی است که داستان عمر، وکیل بازنشسته، را روایت میکند که دخترش در کشور دیگری توسط شوهرش مورد آزار قرار میگیرد؛ او ابتدا از راههای قانونی برای حفاظت از دخترش تلاش میکند اما با موانع متعدد روبهرو میشود و در نهایت به روشهای دیگر روی میآورد؛ این روایت با کاوش مسائل خانوادگی، انتقام، فراموشی و روابط پیچیده اجتماعی، به بررسی چالشهای پیری، عدالت و عشق پدری میپردازد. منتقدان بازیهای قدرتمند سلوم حداد در نقش عمر، باسم یاخور در نقش فارس (افسر پلیس)، کارمن لبس و اسامه الرومانی، فیلمنامه پرپیچش و موسیقی متن دلنشین را ستودهاند و آن را به عنوان یک سریال هیجانانگیز، عاطفی و تأملبرانگیز توصیف کردهاند که با لحظات تنشزا، خانوادگی و واقعی، حس عدالت، عشق و کشف را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه انیمیشنی «شاخهای به سوی نور» (Branching Out) محصول سال ۲۰۲۴، به کارگردانی و نویسندگی کیت اندرسون و تهیهکنندگی جیمز رابرتسون، داستان درختی جوان و تنها به نام «شاخه» را روایت میکند که در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند. او که آرزوی یافتن جفت خود و ساختن خانواده را در سر میپروراند، برای رسیدن به این هدف، خود را به آبهای خروشان و ناشناخته اقیانوس میسپارد و سفری پرمخاطره را آغاز میکند. این انیمیشن کوتاه، با استفاده از تکنیک استاپ-موشن و عروسکهای خمیری، ماجراجویی شاعرانه و بصری دلپذیری را خلق کرده که تماشاگر را به تأمل در باب عشق، امید و جستجوی خوشبختی فرامیخواند. این اثر در جشنوارههای متعددی از جمله جشنواره فیلم انیمیشن انسی به نمایش درآمده و مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.
خلاصه داستان: یک فیلم درام عاشقانه محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی ویت استیلمن که داستان دو دوست آمریکایی به نامهای تد و فرد را روایت میکند که برای کار و زندگی به شهر زیبای بارسلونا اسپانیا میروند. تد که فردی آرام و خجالتی است، امیدوار است در این شهر اروپایی عشق واقعی خود را پیدا کند، در حالی که فرد که شخصیتی پرخاشگر و ضد زن دارد، مدام در تلاش است تا نظریات عجیب خود درباره روابط را به کرسی بنشاند. ورود این دو به بارسلونا و آشناییشان با زنان محلی و خارجی، موقعیتهای طنزآلود و در عین حال تأملبرانگیزی را خلق میکند که در آن تضاد فرهنگی، عقاید ضد آمریکایی و پیچیدگیهای روابط انسانی به تصویر کشیده میشود. این فیلم با نگاهی دقیق و طنازی ظریف، روابط میان شخصیتها را در پسزمینه جذاب شهر بارسلونا دنبال میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پسر با دختر آشنا میشود» (Boy Meets Girl) فیلمی کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی اریک شفل است که داستان زندگی «ریکی» (میشل هندرسون)، یک زن تراجنسیتی جوان و بلندپرواز را روایت میکند که در یک شهر کوچک در کنتاکی زندگی میکند. رویای او تبدیل شدن به یک طراح مد موفق در نیویورک است، اما زندگی در شهری کوچک و مواجهه با دیدگاههای سنتی، مسیر او را دشوار کرده است. داستان زمانی شکل جدیدی به خود میگیرد که «فرانکی» (الکساندرا تورپ)، نامزد سابق بهترین دوستش، به شهر بازمیگردد و یک دوستی عمیق و غیرمنتظره بین آنها شکل میگیرد. این رابطه جدید، تعاریف سنتی عشق، دوستی و هویت را به چالش میکشد و ریگی را در مسیر خودشناسی و پذیرش قرار میدهد. این فیلم با نگاهی لطیف و طناز به موضوع هویت جنسیتی و عشق، داستانی درباره شجاعت، پذیرش خود و پیدا کردن عشق در غیرمنتظرهترین مکانها را روایت میکند.