خلاصه داستان: فیلم «کاداور» (به معنای جسد) یک تریلر جنایی-معمایی تامیلی است که داستان قتل مرموز دکتر سلیم رحمان، جراح ارشد بیمارستان معتبر JC، را دنبال میکند. بدرا تانگاول (آمالا پاول)، یک آسیبشناس خبره، به همراه دستیار کمیسر پلیس، ویشال (هریش اوتامان)، برای حل این پرونده مرموز همکاری میکنند. در همین حال، وتری (تریگون)، زندانی که قسم خورده بود سلیم را بکشد و تصویر او را روی دیوار سلولش کشیده، ادعا میکند مسئول قتل است و قول قتلهای بیشتری میدهد. تحقیقات بدرا به کشف رازهایی درباره گذشته وتری و ارتباط او با آنجل (آتولیا راوی) منجر میشود. داستان با صحنههایی مانند کالبدشکافیهای دقیق در سردخانه، فلشبکهای احساسی درباره زندگی وتری، و یک پیچش هوشمندانه در پایان، به موضوعات انتقام، عدالت و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم کند، داستان قابلپیشبینی و دیالوگهای مصنوعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آمالا پاول، طراحی سردخانه و موسیقی متن رنجین راج تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان اوجگیری کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد تصادفی: تعطیلات آدمکش» یک کمدی-اکشن رزمی به کارگردانی برادران کیربی و با بازی اسکات ادکینز (که همچنین با استو اسمال فیلمنامه را نوشته) است و دنباله فیلم «مرد تصادفی» (۲۰۱۸) محسوب میشود. مایک فالون (اسکات ادکینز)، آدمکش ماهری که قتلهایش را شبیه حوادث تصادفی میکند، پس از کشتن همکارانش در فیلم اول، به مالت نقلمکان کرده تا از گذشتهاش فاصله بگیرد. او بهعنوان آدمکش اجارهای کار میکند و وونگ سیو-لینگ (سارا چانگ)، رزمیکار، را استخدام کرده تا بهصورت تصادفی با او مبارزه کند و مهارتهایش را حفظ کند. مایک با دوست قدیمیاش، فینیکی فرد (پری بنسون)، برخورد میکند که خبر میدهد رئیس سابقشان، بیگ ری (ری استیونسون)، پس از انتقام مایک بار قاتلان را از دست داده است. وقتی فرد ربوده میشود، مایک برای نجات او و محافظت از دانته زوزر (جورج فوراکرز)، پسر ناسپاس یک رئیس مافیا که جایزهای ۹ میلیونی روی سرش است، باید با بهترین آدمکشهای جهان، از جمله پوکو (بو فاولر) و اویومی (اندی لانگ)، مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای خلاقانه، شوخیهای سیاه مانند جستوجوی یک ردیاب در مدفوع، و ارجاعات به شکسپیر، به موضوعات دوستی، گناه و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز بیشازحد و فیلمنامه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم «چشم آبی روشن» یک تریلر معمایی-تاریخی به کارگردانی اسکات کوپر و بر اساس رمان لوییس بایارد (2006) است که در سال 1830 در آکادمی نظامی وست پوینت رخ میدهد. داستان درباره آگوستوس لندور (کریستین بیل)، کارآگاه بازنشسته الکلی، است که برای بررسی قتل یک کادت به نام لروی فرای، که به دار آویخته شده و قلبش به طرز وحشیانهای از بدنش خارج شده، استخدام میشود. لندور که از کد سکوت کادتها ناامید شده، از ادگار آلن پو (هری ملینگ)، کادتی عجیب با علاقه به شعر و معما، کمک میگیرد. تحقیقات آنها به خانوادهای مرموز، مارکیسها (گیلیان اندرسون و لوسی بوینتون)، و آیینهای شیطانی مشکوک منتهی میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجوییهای لندور در میخانههای سرد، شعرخوانیهای پو، و یک مراسم آیینی پرتنش، به موضوعات انتقام، سوگ و تاریکیهای قلب انسان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پیچشهای قابلپیشبینی و پایانبندی ناامیدکننده که به یک فلشبک طولانی وابسته است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بیل و ملینگ، فضای سرد و گوتیک، و فیلمبرداری ماسانوبو تاکایاناگی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سوورین» یک تریلر جنایی-درام به کارگردانی کریستین سوگال است که با الهام از تیراندازیهای پلیس ممفیس غربی در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است. داستان درباره جری کین (نیک آفرمن)، یک پدر تنها و بیکار، و پسر نوجوانش جو (جیکوب ترمبلی) است که به جنبش شهروند سوورین، گروهی افراطی و ضددولت، باور دارند. جری که قوانین را توهمی میداند، با سمینارهای خودخوانده درباره حقوق مالکیت و اجتناب از مالیات، جو را با ایدئولوژی خود پرورش میدهد. آنها در سفرهایشان در غرب میانه آمریکا، با رئیس پلیس محلی، جان بوچارت (دنیس کواید)، درگیر میشوند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی پرتنش در بازرسی ترافیکی، سمینارهای جری در متلهای ارزان، و تلاش جو برای تجربه زندگی عادی مانند عاشق شدن، به موضوعات افراطگرایی، رابطه پدر و پسر، و پیامدهای باورهای خطرناک میپردازد. تنشها زمانی بالا میگیرد که یک درگیری مسلحانه منجر به تعقیب و گریز گسترده و پایانی غمانگیز میشود. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه آشوبناک، و عدم کاوش عمیق در زمینه جنبش سوورین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۹۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آفرمن و ترمبلی، فضای تلخ، و کارگردانی متمرکز تحسین شدند، اما داستان پراکنده و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «امپوران: ال۲» یک تریلر اکشن-سیاسی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و نویسندگی مورالی گوپی است که دنباله فیلم «لوسیفر» (۲۰۱۹) و دومین قسمت از سهگانه لوسیفر محسوب میشود. داستان پنج سال پس از افشای هویت استفن ندومپالی (موهانلال) بهعنوان خوشری ابراهام، رهبر مرموز یک سندیکای جنایی جهانی، رخ میدهد. در سال ۲۰۰۲، در میان شورشهای قومی گجرات بین هندوها و مسلمانان، زاید مسعود جوان (پریتیویراج سوکوماران) و خانوادهاش به یک خانواده سلطنتی پناه میبرند، اما به دلیل خیانت، با خطر مواجه میشوند. در زمان حال، خوشری ابراهام، با کنار گذاشتن ظاهر سیاسیاش در کرالا، وارد دنیای جنایت بینالمللی، توطئههای سیاسی و نبرد با کارتلهای مواد مخدر و گروههای جهادی میشود. داستان با صحنههایی مانند نبردهای جنگلی، سکانسهای مبارزه تنبهتن مانند «زیندا»، و تصاویر خیرهکننده از لوکیشنهای جهانی، به موضوعات قدرت، خیانت و تأثیر سیاست بر جامعه میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه شلوغ، شخصیتهای غیرضروری، و از دست دادن جذابیت استفن نسبت به فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و منجو واریر، فیلمبرداری سوجیت واسودو، و طراحی تولید باشکوه تحسین شدند، اما داستان پراکنده، موسیقی متن ضعیف دیپاک دِو، و مدتزمان طولانی (۱۷۹ دقیقه) نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جاط» یک اکشن-تریلر هندی به کارگردانی گوپیچاند مالیننی است که داستان بالدو پراتاپ سینگ (سانی دئول)، سربازی از هنگ جاط، را روایت میکند که بهطور اتفاقی با رانتونگا (راندیپ هودا)، یک رئیس جنایتکار بیرحم، درگیر میشود. داستان از یک رویارویی ساده آغاز میشود، زمانی که یکی از افراد رانتونگا به غذای بالدو (ایدلی) توهین میکند و او خواستار عذرخواهی میشود ("Sorry bol"). این درگیری کوچک به جنگی تمامعیار در روستاهای ساحلی تبدیل میشود، جایی که رانتونگا، یک عامل سابق LTTE که پس از جنگ داخلی سریلانکا در ۲۰۰۹ با طلای دزدیدهشده امپراتوری جنایی خود را ساخته، روستاییان را تحت سلطه دارد. بالدو، با کمک بازرس ویجایا لاکشمی (سایامی خیر) و ساتیامورتی (جگاپاتی بابو)، به مبارزه با ظلم رانتونگا و برادرش سومولو (وینیت کومار سینگ) میپردازد. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای انفجاری، دیالوگهای پرشور مانند «دهای کیلو کا هات»، و نبرد نهایی که در آن بالدو رانتونگا را به دار میآویزد، به موضوعات عدالت، میهنپرستی و مبارزه خیر علیه شر میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم ضعیف، پیچشهای غیرمنطقی، و تمرکز بیشازحد روی اکشن، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای دئول و هودا، موسیقی پسزمینه تامان اس، و سکانسهای اکشن تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و پایانبندی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین پرونده آقای مانک: یک فیلم مانک» یک کمدی-معمایی به کارگردانی رندی زیسک و نوشته اندی برکمن، ادامه سریال محبوب «مانک» (2002-2009) است. داستان، دوازده سال پس از پایان سریال، آدریان مانک (تونی شالوب)، کارآگاه باهوش سانفرانسیسکو با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) را دنبال میکند که پس از حل پرونده قتل همسرش، ترودی، بازنشسته شده بود. همهگیری کووید-19 وسواسهای او را شعلهور کرده و پس از رد شدن کتاب خاطراتش، که قرار بود هزینههای عروسی دخترخواندهاش، مولی اوانز (کیتلین مکگی)، را تأمین کند، به فکر خودکشی میافتد. وقتی گریفین بریگز، نامزد مولی و روزنامهنگار، در یک حادثه بانجیجامپینگ مشکوک میمیرد، مولی از مانک میخواهد تحقیق کند. او معتقد است ریک ادن (جیمز پیورفوی)، میلیاردری که گریفین او را به قتل شریک تجاریاش متهم کرده بود، مسئول است. مانک با ناتالی تیگر (تریلور هاوارد)، رندی دیشر (جیسون گری-استنفورد) و لیلاند استاتلمایر (تد لوین) متحد میشود تا حقیقت را کشف کند. داستان با صحنههایی مانند تلاش خندهدار مانک برای بازی در نقش بارمن، رویارویی با ادن، و سرنخهایی مانند یادداشتهای چسبناک و تفاوت سر دوقلوهای گورکن، به موضوعات افسردگی، فقدان و بازگشت به زندگی میپردازد. با این حال، به دلیل معمای ساده (تعویض متر خیاطی برای طولانی کردن طناب بانجی)، بازیهای ضعیف برخی بازیگران مکمل، و لحن غمانگیز، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۹۲٪ در Rotten Tomatoes). بازی شالوب، بازگشت بازیگران اصلی، و نوستالژی تحسین شدند، اما فیلمنامه قابلپیشبینی و کندی ریتم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «مندوب» (با عنوان انگلیسی Night Courier) یک کمدی سیاه-جنایی-هیجانانگیز سعودی به کارگردانی و نویسندگی مشترک علی کلثمی در اولین تجربه کارگردانیاش است. داستان درباره فهد القدانی (محمد الدخی)، مردی ۳۰ ساله از طبقه پایین اجتماع در ریاض است که پس از اخراج از کارش در مرکز تماس به دلیل رفتار نادرست با مشتریان، به عنوان پیک شبانه (مندوب) مشغول به کار میشود تا هزینه درمان پدر بیمارش و کمک به خواهر مطلقهاش را تأمین کند. فشار مالی و بیتفاوتی جامعه او را به سمت فعالیتهای غیرقانونی، از جمله قاچاق مشروبات الکلی، سوق میدهد. در این مسیر، فهد با ناصر (محمد الطویان)، سارا (هاجر الشمری) و مها (سارا طیبه) مواجه میشود و در زیرزمین تاریک شهر گرفتار پیشنهاد خطرناکی میشود که میتواند مشکلات مالیاش را حل کند، اما به قیمت به خطر انداختن اصول و سلامت روان شکنندهاش. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده احمد طهون، استفاده هوشمندانه از نور و رنگ، و بازی درخشان الدخی، تصویری زنده از ریاض در حال تحول ارائه میدهد و به موضوعات فشار اجتماعی، طبقات، و مردانگی سمی میپردازد. با وجود موفقیت در گیشه (۶۳۰,۰۰۰ تماشاگر در عربستان)، برخی از کمبود تنش دراماتیک و پایان ساده انتقاد کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «۱۳ بمب» یک اکشن-تریلر جاسوسی است که در جاکارتا رخ میدهد، جایی که یک سازمان تروریستی به رهبری آرُک، ۱۳ بمب را در نقاط مختلف شهر قرار داده و تهدید میکند که در صورت عدم دریافت ۱۰۰ بیتکوین از طریق پلتفرم ارز دیجیتال ایندوداکس، هر ۸ ساعت یکی از آنها منفجر خواهد شد. دفتر ضدتروریسم اندونزی به رهبری امیل، مأمور باتجربه، تیمی را برای خنثی کردن این تهدید تشکیل میدهد. آنها ویلیام و اسکار، بنیانگذاران ایندوداکس، را به دلیل ارتباط احتمالی با تروریستها مورد بازجویی قرار میدهند، اما این دو که بیگناه هستند، برای ردیابی تراکنشها و کمک به یافتن آرُک همکاری میکنند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، مانند انفجار در فرودگاه بینالمللی و نبرد در کلیسا، و پیچشهایی مانند افشای جیتا بهعنوان جاسوس در دفتر ضدتروریسم، به موضوعات انتقام، خیانت و تاثیرات ارز دیجیتال میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، تمرکز بیشازحد روی تبلیغ ارز دیجیتال و مدتزمان طولانی (۱۴۳ دقیقه)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن، طراحی بصری و انگیزههای انسانی تروریستها تحسین شدند، اما ریتم کند و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گمراه» یک تریلر اکشن-جنایی است که حول محور تحقیقات قتل جوانی به نام آکاش ساردانا میچرخد. داستان با قتل آکاش در خانهاش آغاز میشود، که ابتدا به نظر یک سرقت میرسد، اما وقتی یک سلفی از همسایه مظنون را نشان میدهد، تحقیقات پیچیده میشود. شیوانی ماتور، افسر پلیس جوان، متوجه میشود که مظنون دارای یک دوقلو با ظاهری یکسان است: آرجون، مردی موفق، و سوراج (رونی)، یک کلاهبردار باهوش. داستان با فلشبکهایی به زندگی عاشقانه آرجون با جانوی و سرقت ناموفق سوراج با دوستش چادی، به موضوعات عشق، خیانت و هویت میپردازد. شیوانی و رئیسش، با بررسی سرنخهایی مانند پیامهای مرموز و شواهد متناقض، تلاش میکنند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند. فیلم با صحنههای اکشن مانند تعقیبوگریز و مبارزات، و پیچشهای داستانی مانند افشای ارتباط دوقلوها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، آهنگهای غیرضروری که ریتم را کند میکنند و بازسازی نزدیک به فیلم تامیلی «تدام» (۲۰۱۹)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن و داستان تعلیقی تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و کارگردانی ضعیف نقد شدند.