خلاصه داستان: سریال «دکستر: رستاخیز» یک درام جنایی است که دنبالهای بر «دکستر: خون تازه» و سریال اصلی «دکستر» محسوب میشود . داستان چند هفته پس از «خون تازه» رخ میدهد، جایی که دکستر مورگان (مایکل سی. هال)، پس از اصابت گلوله توسط پسرش هریسون (جک آلکات) و زنده ماندن به لطف سرمای شدید، از کما بیدار میشود. او که متوجه رنجی که به هریسون وارد کرده، به نیویورک سیتی میرود تا او را پیدا کند و اوضاع را درست کند. اما کاپیتان آنخل باتیستا (دیوید زایاس) از پلیس متروی میامی با سؤالاتی درباره گذشته دکستر وارد داستان میشود. دکستر که بهعنوان راننده rideshare فعالیت میکند، با لئون پراتر (پیتر دینکلیج)، میلیاردری که مجموعهای از قاتلان زنجیرهای مانند لاوِل (نیل پاتریک هریس) و میا (کریستن ریتر) را گردآوری کرده، آشنا میشود. سریال با حضور شخصیتهایی مانند هری مورگان (جیمز رمار) و بازگشت کوتاه آرتور میچل (جان لیتگو) و میگل پرادو (جیمی اسمیتس)، به موضوعات تاریکی درونی، رستگاری و رابطه پدر و پسر میپردازد
خلاصه داستان: فیلم «ده روز یک مرد کنجکاو» (به ترکی: Meraklı Adamın 10 Günü) یک تریلر جنایی-درام ترکی به کارگردانی اولوچ بایراکتار و نویسندگی مهمت اروغلو و داملا سریم است که سومین قسمت از مجموعه «ده روز» پس از «ده روز یک مرد خوب» و «ده روز یک مرد بد» محسوب میشود. این فیلم که بر اساس رمانی از مهمت اروغلو ساخته شده و در ۷ نوامبر ۲۰۲۴ در نتفلیکس منتشر شد، داستان صادق عادل اوزچال (نجات ایشلر)، وکیلی که حالا نویسندهای ناموفق است، را دنبال میکند. صادق که در استانبول زندگی میکند، پس از رد شدن رمانش به دلیل «عدم هیجان»، به دنبال سوژهای برای کتاب جدیدش، درگیر پرونده ناپدید شدن موتنا، یک بلاگر معروف، میشود. تحقیقات او از طریق گفتوگو با افرادی مانند شازیه (صنای گورلر)، گوزین، و دوستپسر موتنا، متلیک (رضا کوجااوغلو)، او را به شبکهای خطرناک از گمانهزنیهای املاک و جنایتهای مرتبط با یوکسل زینچیرلی، مدیر یک شرکت، میکشاند. صادق با کمک حسو و زینل، و رابطهای بحثبرانگیز با پینار (ایلایدا آکدغان)، با ماجراهایی مرگبار مواجه میشود که شامل قتل، باجگیری و فریب است. فیلم با طنز گاهبهگاه، صحنههای اکشن مانند تیراندازی، و موسیقی متن، به موضوعات جاهطلبی، رستگاری و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، داستان پیچیده، فیلمنامه ضعیف، و رابطه عاشقانه غیرقابلباور صادق و پینار که به نظر برخی منتقدان «مردمحور» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۵.۷/۱۰ در IMDb). بازی ایشلر و آکدغان، کارگردانی شیک و تصاویر زیبای استانبول تحسین شدند، اما شخصیتپردازی صادق بهعنوان کارآگاهی بیاثر و پایانبندی گنگ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «قاتل تقویمی» (به آلمانی: Der Heimweg) یک تریلر جنایی-روانشناختی آلمانی به کارگردانی آدولفو ی. کولمرر و نویسندگی سوزان اشنایدر، بر اساس رمان پرفروش سباستین فیتزک، است که در ۱۶ ژانویه ۲۰۲۵ در پرایم ویدیو منتشر شد. داستان درباره کلارا (لوئیزه هایر)، زنی در ازدواجی آزاردهنده با مارتین (فریدریش موکه)، است که پیامی از قاتل سریالی معروف به «قاتل تقویمی» دریافت میکند: او باید تا نیمهشب همسرش را بکشد، وگرنه خودش کشته خواهد شد. کلارا، که به دلیل مشکلات روانی گذشته تحت کنترل مارتین است و از بازگشت به آسایشگاه میترسد، با ژول (سابین تامبرا)، اپراتور خط تلفن ایمنی زنان، تماس میگیرد. ژول، که پیشتر در خدمات آتشنشانی تجربهای تلخ داشته، تلاش میکند کلارا را نجات دهد. فیلم با فضایی پرتنش و فلاشبکهایی از جمله پیام خونآلود «تو یا او» روی دیوار، به موضوعات خشونت خانگی، تروما و انتخابهای غیرممکن میپردازد. با این حال، به دلیل پیچشهای داستانی قابلپیشبینی، پایانبندی عجولانه، و تکیه بر کلیشههای ژانر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۴.۸/۵ در FilmAffinity). بازی هایر و تامبرا، فضای تاریک فیلمبرداری کریستین هاک، و مضمون خشونت خانگی تحسین شدند، اما ریتم ناهموار، دیالوگهای غیرطبیعی، و پیچش نهایی که ژول را بهعنوان قاتل نشان میدهد، نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «پسران» (به دانمارکی: Vogter) یک تریلر روانشناختی محصول مشترک دانمارک و سوئد به کارگردانی گوستاو مولر و نویسندگی مشترک او و امیل نیگارد آلبرتسن است که در بخش مسابقه جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ نمایش داده شد. داستان حول اوا هانسن (سیدسه بابِت نودسن)، نگهبان زندان ایدهآلگرا، میچرخد که با ورود میکِل (سباستین بول سارنینگ)، قاتل پسرش، به زندان محل کارش با بزرگترین معضل زندگیاش مواجه میشود. اوا بدون افشای رازش، درخواست انتقال به بخش میکِل، خشنترین و خطرناکترین بخش زندان، را میدهد. این تصمیم او را وارد یک بازی روانشناختی پرتنش با میکِل میکند، جایی که او با سوءاستفاده از قدرت خود، از کارهای کوچک مانند محروم کردن میکِل از سیگار تا اقدامات شدیدتر، انتقام میگیرد. فیلم که در زندان متروکه وریدسلوسلیل نزدیک کپنهاگ فیلمبرداری شده، به موضوعات انتقام، اخلاق، و تأثیرات عاطفی غم و فقدان میپردازد. با این حال، به دلیل داستان غیرمنطقی در برخی نقاط، پایانبندی ناامیدکننده، و عدم کاوش عمیق در مضامین مانند مردانگی سمی یا سیستم زندان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۱۰ نقد، میانگین ۶/۱۰). بازی نودسن و سارنینگ، و فضای خفقانآور فیلمبرداری یاسپر جی. اسپانینگ تحسین شدند، اما فیلمنامه شلخته و ریتم ناهموار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «حمله ۲» یک تریلر جنایی هندی به کارگردانی راج کومار گوپتا و دنبالهای بر فیلم «حمله» (۲۰۱۸) است که با بازی اجی دیوگن، ریتش دشموخ و وانی کاپور ساخته شده است. داستان هفت سال پس از فیلم اول در سال ۱۹۸۹ رخ میدهد و حول آمِی پاتنایک (دیوگن)، افسر صادق اداره مالیات بر درآمد (IRS)، میچرخد که برای هفتاد و چهارمین بار به شهر خیالی بوج در مادیا پرادش منتقل میشود. او در هفتاد و پنجمین عملیات خود، به دنبال کشف فساد مالی سیاستمداری به ظاهر خیرخواه به نام مانوهار دانکار ملقب به دادا بهای (دشموخ) است که شبکهای از فساد را پنهان کرده است. آمِی پس از شکستی اولیه و تعلیق از کار، با کمک تیمش و همسرش مالینی (کاپور) به حقیقت پنهان دست مییابد. مادر دادا بهای (سوپریا پاتاک)، پس از آگاهی از حقیقت توسط مالینی، مانع حمله او به آمِی میشود و دادا بهای تسلیم میشود. در پایان، رامشوار سینگ ملقب به تائوجی (ساوراب شوکلا) پیشنهاد همکاری به دادا بهای میدهد و زمینه را برای «حمله ۳» آماده میکند. فیلم با دو آهنگ ویژه با حضور تامانا باتیا و ژاکلین فرناندز، به موضوعات فساد، عدالت و شجاعت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، آهنگهای غیرضروری، ریتم کند نیمه اول، و شباهت زیاد به فیلم اول، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز). بازی دیوگن و دشموخ، موسیقی زمینه آمیت تریودی، و رویارویی نهایی تحسین شدند، اما فیلمنامه و پایانبندی ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۲۰ کرور، ۲۴۳.۰۸ کرور در گیشه جهانی فروش داشت و سومین فیلم پرفروش هندی ۲۰۲۵ شد.
خلاصه داستان: فیلم «زمین سوخته» (به آلمانی: Verbrannte Erde) یک تریلر جنایی آلمانی به کارگردانی و نویسندگی توماس آرسلان است که دنباله فیلم «در سایهها» (Im Schatten, 2010) و دومین بخش از سهگانه برنامهریزیشده تروجان محسوب میشود. داستان حول تروجان (میشل ماتیچویچ)، یک مجرم حرفهای که ۱۲ سال پس از یک سرقت ناموفق از برلین فرار کرده بود، میچرخد. او که حالا بیپول است، به برلین بازمیگردد و در دنیای زیرزمینی که با فناوری دیجیتال متحول شده، به دنبال کار میگردد. تروجان از طریق ربکا (ماری لوئنبرگر)، واسطهای سرد، پیشنهادی برای سرقت تابلویی از کاسپار داوید فریدریش از موزه دریافت میکند. او با راننده فرار دایانا (ماری-لو سلم)، همکار سابقش لوکا (بیگله بینگول)، و کریس جوان (تیم سیفی) همراه میشود، اما کارفرمای مرموز، ویکتور (الکساندر فلینگ)، نقشههای دیگری دارد. سرقت که با دقت برنامهریزی شده بود، از کنترل خارج میشود و تروجان باید برای بقا بجنگد. فیلم با الهام از آثار ژان-پیر ملویل و مایکل مان، حالوهوای نوآر مینیمالیستی دارد و به موضوعات خیانت، تنهایی، و دنیای بیرحم جرم در یک برلین خاکستری و بیروح میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان رشد شخصیتها، گفتوگوهای خشک، و پایانبندی ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ماتیچویچ، فلینگ، و فیلمبرداری آرنولد هیلر برای فضاسازی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کمبود عمق احساسی، شباهت به «تاتورت» (سریال جنایی آلمانی)، و فقدان پیچشهای داستانی مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «راب و رول» (به چینی: 臨時劫案، لام سی کیپ نگون) یک اکشن-کمدی هنگکنگی به کارگردانی آلبرت کای-کوانگ ماک و نویسندگی چن ویبین، آلبرت ماک و وان یوئنچنگ است. داستان حول موی لام-تین (آرون کوک)، یک کشتیگیر حرفهای سابق با دندانهای خرگوشی و لهجه عجیب که اکنون سارقی خشن اما با اصول است، میچرخد. او پس از سرقت ناموفق ۳۰ میلیون دلار هنگکنگ از یک صرافی در خیابان تمپل، با دو دوست میانسال شکستخورده، رابی (لام کا-تونگ)، راننده تاکسی بدهکار با مشکلات خانوادگی، و فای (ریچی جن)، مدیر یک خانه سالمندان که در آستانه ورشکستگی است، درگیر میشود. نقشه سرقت لام-تین زمانی پیچیده میشود که پول دزدیدهشده بهطور اتفاقی در تاکسی رابی گم میشود و نان (جان چیانگ جونیور)، یک خلافکار خردهپا، نیز بهطور همزمان صرافی دیگری را سرقت میکند. این سه نفر در حالی که تحت تعقیب کارآگاه زن سرسخت، جیانگ هائوون (ژانگ کی)، قرار دارند، درگیر سلسلهای از خیانتها و درگیریهای مسلحانه با قانون «من تو را میدزدم، تو من را میدزدی» میشوند. فیلم با طنز سیاه، اکشن پرتنش مانند تیراندازی در خیابان تمپل و فرار با اتوبوس مدرسه، و لحظات احساسی درباره مبارزات زندگی، به موضوعات فقر، دوستی، و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان بیشازحد پیچیده، تغییرات ناگهانی در لحن از کمدی به خشونت گرافیکی، و پایانبندی معمولی که به سانسور چینی تن داده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی آرون کوک به دلیل ظاهر عجیب و لهجه غیرمعمولش، و کارگردانی ماک برای صحنههای اکشن تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود انسجام داستانی، شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی مانند نان و کارمند صرافی (وانگ سونگیین)، و زیرنویسهای انگلیسی ضعیف در نسخه بلوری هنگکنگ نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «دختری با سوزن» (به انگلیسی: The Girl with the Needle) یک درام تاریخی-ترسناک روانشناختی گاتیک محصول مشترک دانمارک، لهستان و سوئد به کارگردانی مگنوس فون هورن و نویسندگی فون هورن و لینه لانگبک است. داستان در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول (۱۹۱۹) رخ میدهد و حول کارولین (ویک کارمن سونه)، کارگر جوان کارخانهای که بیکار و باردار شده، میچرخد. او پس از طرد شدن توسط صاحب کارخانه و از دست دادن همسرش در جنگ، با داگمار (ترینه دیرهولم)، زنی کاریزماتیک که ظاهراً یک مغازه شیرینیفروشی دارد اما در خفا یک آژانس فرزندخواندگی غیرقانونی را اداره میکند، آشنا میشود. کارولین بهعنوان دایه مشغول به کار میشود و رابطهای نزدیک با داگمار شکل میدهد، اما بهتدریج حقیقت وحشتناکی درباره فعالیتهای داگمار، که بهطور آزاد از داستان واقعی قاتل زنجیرهای دانمارکی داگمار اُوِربای الهام گرفته شده، کشف میکند. فیلم به موضوعات فقر، انتخابهای اخلاقی، مادری، تنهایی، و تأثیرات جنگ میپردازد و با فیلمبرداری سیاهوسفید خیرهکننده، حالوهوای فیلمهای اکسپرسیونیستی آلمانی و نوآر را تداعی میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند، سخنرانی پایانی بیشازحد صریح درباره سقط جنین، و برخی صحنههای غیرضروری که به داستان اصلی کمک نمیکنند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای سونه و دیرهولم، طراحی صحنه، و موسیقی فردریک هافمایر تحسین شدند، اما داستان به دلیل سادهسازی برخی جنبههای تاریخی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند پیتر (بسیر زکری) و یورگن (یواخیم فییِلستروپ) مورد انتقاد قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین مکان شناختهشده» یک تریلر جنایی-درام آمریکایی به کارگردانی دنی دونلی و نویسندگی آیمی ترزا است که داستان ربوده شدن مرموز سه زن از اقشار مختلف را روایت میکند. کلی هالووی (آیمی ترزا)، معلم خصوصی زبان انگلیسی، اولین زنی است که هنگام دویدن ربوده شده و در زیرزمین یک خانه زندانی میشود. چند ماه بعد، روانشناس دانی ادواردز (سوفیا لوسیا پارولا) و سپس مارلی کالوم (جنیفر ام. کی)، متصدی بار، توسط همان مرد ربوده میشوند. این زنان که در شرایط تحقیرآمیز و با زنجیر به کف زیرزمین بسته شدهاند، با خشونت و آزار روزانه مواجه میشوند. در همین حال، کارآگاهان فیلادلفیا، ترزا دلاساندرو (جیمی کرزسی) و مارکوس بریجمن (دکس ریچاردسون)، برای یافتن ارتباط بین این ناپدید شدنها تلاش میکنند. سرنخهایی مانند بلیط پارکینگ و گزارش دوستپسر مارلی، کیت بردبری (پاتریک هیکمن)، آنها را به سمت حقیقت هدایت میکند. زنان که در ابتدا غریبهاند، پیوندی غیرمنتظره تشکیل میدهند که کلید بقای آنها میشود. فیلم به موضوعات بقا، انعطافپذیری، و پیوندهای انسانی در شرایط بحرانی میپردازد. با این حال، به دلیل تمرکز بیشازحد روی صحنههای خشونت جنسی، موسیقی متن نامناسب که به فیلمهای کمدی سبک شباهت دارد، ریتم کند، و شخصیتپردازی ضعیف، بهویژه برای شرور (متیو/جان مارتین با بازی دنی دونلی) و انگیزههای او، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی آیمی ترزا و سوفیا لوسیا پارولا تحسین شد، اما فیلم به دلیل داستان غیرمنسجم، فقدان منطق (مانند عدم تلاش اولیه زنان برای فرار یا استفاده نکردن از تلفن همراه رها شده)، و پایان غیرمنتظره اما نه کاملاً رضایتبخش مورد انتقاد قرار گرفت. برخی سرنخهای عجیب مانند سربازان اسباببازی سبز و قلابهای قدیمی در زیرزمین بیپاسخ ماندند.
خلاصه داستان: فیلم «تا آخر برو» (به چینی: 重生، Chong Sheng) یک اکشن-جنایی محصول مشترک چین و هنگکنگ به کارگردانی و نویسندگی مارک ما (ما یوکه) است که داستان انتقامجویانه ژانگ یائو (نیک چونگ)، ماهیگیری که خانوادهاش به دلیل اعتیاد به مواد مخدر ویران شده، را روایت میکند. همسر ژانگ (ژانگ لی) پس از فروش رستوران خانوادگی و مرگ دخترشان در تصادف، خودکشی میکند. دو سال بعد، ژانگ یائو بهطور مخفیانه با کاپیتان آن دو (اتان خوان)، رهبر تیم مبارزه با مواد مخدر، همکاری میکند تا موکون (ویتایا پانسریگارم)، رئیس کارتل مواد مخدر، و آنپی (جک کائو)، رئیس فاسد پلیس مبارزه با مواد مخدر، را نابود کند. ژانگ با جعل هویت شاوانگ، پسر گمشده موکون، وارد سازمان جنایی میشود و با نانسی (ساندرین پینا)، همسر کارگردان، و بالی (مارک ما)، گانگستری بیرحم، درگیر میشود. فیلم با صحنههای اکشن پرتنش، مانند تیراندازی ششدقیقهای و تعقیب و گریز، و پیچشهای داستانی متعدد، از جمله فلاشبک ۱۴ دقیقهای، همراه است. به موضوعات انتقام، فساد، و مبارزه با مواد مخدر میپردازد، اما به دلیل داستان غیرمنطقی، پیچشهای بیشازحد، و پیامهای ضد مواد مخدر شعاری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی نیک چونگ، بهویژه با کلاهگیس بلوند و نقش روانپریشانه، و کارگردانی اکشن وو گانگ تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «امور جهنمی» و «گرگ مخفی»، و مشکلات منطقی مانند لوگوی شرکت روی بستههای مواد مخدر، مورد انتقاد قرار گرفت.