خلاصه داستان: افلاطونی؛ سریالی کمدی محصول شبکه اپل تی وی پلاس با بازیگری ست روگن و رز بیرن است. داستان دو دوست صمیمی را دنبال میکند که به سن میانسالی نزدیک میشوند و پس از یک شکاف بسیار طولانی در دوستی خود، بار دیگر یکدیگر را ملاقات میکنند. دوستی دوباره این دو زندگیشان را به شیوه خندهداری بیثبات میکند…
خلاصه داستان: پینبال مردی که بازی را نجات داد؛ فیلمی کمدی درام به کارگردانی آستین و مردیث براگ است. داستان راجر شارپ، جوانی که ممنوعیت 35 ساله بازی آرکید پین بال را در شهر نیویورک لغو کرد…
خلاصه داستان: پس از شش سال امن نگه داشتن فروشگاه، پُل بلارت لیاقت یک تعطیلات عالی را دارد. به همین منظور او به همراه دختر نوجوانش که قرار است به زودی به دانشگاه برو د، عازم لاس و گاس می شوند. اما امنیت تعطیلات سرش نمی شود و پُل باید دوباره دست به کار شود...
خلاصه داستان: یک مرکز خرید توسط گروهی از سارقان تصرف می شود و تنها نگهبان این مرکز که «پاول بلارت» نام دارد و بشدت ماموری وظیفه شناس است، باید با این گروه مقابله کند...
خلاصه داستان: پترسون راننده اتوبوس جوانی است که زندگی شادی را با همسرش می گذراند. او کارهای روزمره اش را انجام می دهد و دفتری هم با خود دارد که در آن شعر می گوید تا اینکه...
خلاصه داستان: والدین؛ فیلمی در ژانر کمدی درام به کارگردانی ران هاوارد و با بازی استیو مارتین، واکین فینیکس و کیانو ریوز است. این فیلم کاندیدای 2 جایزه اسکار بود. «فرانک باکمن» ريش سفيد يک خانواده ي بزرگ و پر جمعيت است و چهار فرزند دارد. اين چهار نفر نيز فرزنداني دارند و حالا افراد خانواده پس از فراز و نشيب هايي دوباره گرد آمده اند…
خلاصه داستان: دوران ممنوعیت استفاده از نوشیدنیهای الکلی است."استن" و "لورل" پس از فروش نوشیدنی الکلی به یک پلیس روانه زندان می شوند.اما در زندان آنها خود را به دردسر می اندازند و...
خلاصه داستان: نقاشی؛ فیلمی کمدی به نویسندگی و کارگردانی بریت مکآدامز و نقش آفرینی اوون ویلسون است. کارل نارگل نزدیک به سه دهه میزبان یک برنامه نقاشی بسیار محبوب در ورمونت بوده است. اما زمانی که مسئولین برنامه برای بهبود شرایط یک نقاش جوانتر را استخدام میکنند، همه چیز برای کارل تغییر میکند…
خلاصه داستان: آمانه فوجیمیا یه روز به یه دختر که توی بارون نشسته بود تنها چترشو قرض میده و خودش سرما می خوره و تنها خواسته اش اینه که بالاخره اون چترو پس بگیره. اما ماهیرو شینا، فرشته مدرسه آمانه و همسایه اون خیلی بیشتر ازینا بهش کمک می کنه. ماهیرو به جای اینکه تنها به برگردوندن چتر اکتفا کنه، اصرار داره که با کمک به آمانه برای خوب شدن سرما خوردگیش، محبتی که بهش شده رو جبران کنه. اما ماهیرو از جنگی که توی آپارتمان آمانه وجود داره بی خبره. تنها واژه ای که ماهیرو برای توصیف آشوب موجود “کریه و ناخوشایند” هست. اما علی رغم توصیف عاری از همدردیش، ماهیرو شروع به کمک کردن به آمانه ناامید می کنه. داستان “فرشته خونه بغلی منو خیلی لوس می کنه” داستان آمانه رو دنبال می کنه که ماهیرو با انجام وظایف و کارهای مختلف خونه بهش کمک می کنه – از تمیزکردن خونه گرفته تا پختن شام. آیا کاری هست که این فرشته نتونه انجام بده؟