خلاصه داستان: این فیلم تایلندی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی ناتاوود پونگپیرات، داستان دانشآموز باهوشی به نام لین را روایت میکند که در یک مدرسه معتبر تحصیل میکند. او برای کمک به دوستش گریس و دوستپسرش پت، شروع به طراحی روشهای پیچیده برای تقلب در امتحانات میکند. با گسترش این فعالیت، لین و دوستانش به یک کسبوکار پرمنفعت تبدیل میکنند و حتی در آزمون بینالمللی STIC نیز شرکت میکنند. با بازی چوتیمون چوئنگچاروئن در نقش لین، فیلم به بررسی مسائل اخلاقی، فساد در سیستم آموزشی و پیامدهای انتخابهای اشتباه میپردازد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم فرانسوی به کارگردانی اریک رومر در سال ۱۹۹۸، روایتگر زندگی مگالی، زنی میانسال و بیوه است که در روستایی آرام در جنوب فرانسه زندگی میکند. دوست صمیمی او، ایزابل، که نگران تنهایی مگالی است، به طور مخفیانه آگهی ازدواجی برای او در روزنامه قرار میدهد. در همین حال، دختر مگالی نیز به طور جداگانه برای مادرش به دنبال همسری مناسب میگردد. این فیلم که چهارمین و آخرین قسمت از سری فیلمهای «قصههای چهار فصل» رومر است، به شیوهای ظریف و شاعرانه به کاوش در عواطف انسانی، عشق، تنهایی و روابط میان افراد در پاییز زندگی میپردازد. بازی بیاتریس رومان و ماری ریویر در نقشهای اصلی، به همراه دیالوگهای هوشمندانه و نگاه دقیق رومر به جزئیات زندگی روزمره، اثری ماندگار و تأملبرانگیز خلق کرده است.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۰، کارگردان برجسته مصری شریف عرفه، با همکاری بازیگران سرشناسی چون سمر مراد، سامی العدل و سحر رامی، مجموعه تلویزیونی «شبهای عربی» را خلق کرد. این سریال حماسی ۳۰ قسمتی، بر اساس داستانهای کهن «هزار و یک شب» ساخته شده و روایتگر حکایت شهرزاد، دختر وزیر است که برای نجات زنان پادشاهی از خشم پادشاه شهریار، هر شب داستانی جذاب برای او تعریف میکند. شهرزاد با روایت داستانهایی پر از ماجرا، عشق، جادو و درسهای اخلاقی، نه تنها جان خود را نجات میدهد، بلکه به تدریج قلب پادشاه را نیز تسخیر میکند. این مجموعه با بهرهگیری از جلوههای ویژه زمان خود و موسیقی متن زیبا، یکی از موفقترین اقتباسهای تلویزیونی از این اثر ماندگار ادبیات جهان به شمار میرود.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «چون من اینطور گفتم» به کارگردانی مایکل لمن و محصول سال ۲۰۰۷، داستان دافنه وایلدِر (با بازی دایان کیتن)، مادری مجرد و بیش از حد محافظهکار را روایت میکند که زندگی خود را وقاف دخترانش کرده است. او که نگران تنها ماندن کوچکترین دخترش، میلی (با بازی مندی مور)، است، تصمیم میگیرد برای او در یک سایت دوستیابی آگهی بدهد و سپس خودش به جای میلی شروع به مصاحبه با مردان میکند تا بهترین گزینه را برای او انتخاب کند. در این میان، میلی عاشق جانی (با بازی گبریل مچت)، موزیسین جذابی میشود که مادرش او را مناسب نمیداند و در مقابل، او را به سوی معمار خوشتیپی به نام جیسون (با بازی تام اورت اسکات) سوق میدهد. این مداخلهی بیجا باعث ایجاد موقعیتهای خندهدار و در عین حال تلخکامیهایی برای میلی و خواهرانش میشود و در نهایت، دافنه را به این درک میرساند که باید به دخترانش اجازه دهد خودشان زندگی و عشقشان را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و بلندپرواز به نام «مایکل ولز» در شیکاگو، زندگی ایدهآلی دارد: شغلی پررونق، نامزدی دوستداشتنی و آیندهای درخشان. اما همه چیز در یک شب بارانی و تاریک تغییر میکند. او شاهد یک قتل وحشیانه توسط یک گروه جنایتکار قدرتمند میشود و برای نجات جان خود، مجبور به فرار میشود. حالا، مایکل که به اشتباه متهم به قتل شده، باید هم از دست پلیس و هم از دست جنایتکارانی که به دنبالش هستند فرار کند. او به زادگاه دورافتاده خود در آلاسکا بازمیگردد، جایی که گذشتهای رازآلود و تاریک دارد. در آنجا، او نه تنها باید با نیروهای طبیعت خشن و آبوهوای یخزده مقابله کند، بلکه باید با شکارچیانی مرگبار که برای ساکت کردن او فرستاده شدهاند نیز بجنگد. در این میان، او با یک شکارچی محلی و مرموز به نام «جین» آشنا میشود که مهارتهای بقای او را به چالش میکشد و به او کمک میکند تا برای نبرد نهایی آماده شود. مایکل باید از تمام تواناییهای خود استفاده کند تا زنده بماند، نام خود را پاک کند و انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: دو برادر آمریکایی به نامهای یان و تاد به آلمان سفر میکنند تا خاکستر پدربزرگشان را به زادگاهش بازگردانند. در آنجا، آنها به طور اتفاقی با یک جشنواره مخفی و زیرزمینی نوشیدن آبجو به نام «بییرفست» (Beerfest) مواجه میشوند که در آن تیمهای ملی از سراسر دنیا برای کسب عنوان قهرمانی به رقابت میپردازند. پس از تحقیر شدن توسط تیم ملی آلمان، این دو برادر تصمیم میگیرند به آمریکا بازگردند و با جمعآوری گروهی از بهترین نوشندگان آبجو، تیمی به نام «تیم آمریکا» تشکیل دهند تا سال بعد به آلمان بازگردند و در این مسابقات شرکت کرده و انتقام بگیرند. این فیلم کمدی محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی جی چاندراسخار و با بازیگری کلانسی براون، جی چاندراسخار، کوین هیلی، استیو لم، پال سوتر و اریک کریستین اولسن است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «فرودگاه عشق» (Baggage Claim) محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی دیوید ای. تالبوت و با بازی پائولا پاتون در نقش مونتانا مور، یک مهماندار پرواز سی و پنج ساله است که با فشار خانواده و دوستانش برای ازدواج مواجه میشود. او که نگران تنها ماندن است، با کمک همکارانش یک مأموریت مخفیانه را آغاز میکند: ردیابی و ملاقات با تمام مردانی که در گذشته با آنها رابطه داشته است، به این امید که یکی از آنها را برای ازدواج پیدا کند. در این میان، دوست صمیمی و همسایهاش، ویلیام رایت (دریک لوک)، که همیشه در کنارش بوده، به او کمک میکند. مونتانا در طول این سفر عجیب و غریب با شخصیتهای مختلفی روبرو میشود و در نهایت متوجه میشود که شاید عشق واقعی تمام این مدت درست پیش چشمش بوده است. این فیلم با حضور بازیگرانی چون جیل اسکات، آدام برودی، تی آی، تیاملا جونز و بورنیتا ال. ترنر، داستانی طنزآمیز و دلنشین درباره عشق، خودشناسی و پذیرش خویشتن را روایت میکند.
خلاصه داستان: جین هیز، یک زن ۳۰ ساله تنها در نیویورک، شیفته آقای دارسی در رمانهای جین آستن است و تمام زندگی خود را وقف عشق به شخصیتهای داستانی کرده است. او که از زندگی عادی خود خسته شده، تصمیم میگیرد تمام پسانداز خود را خرج کند تا به «آستنلند» برود، یک اقامتگاه تفریحی در بریتانیا که در آن بازدیدکنندگان میتوانند در دنیایی شبیهسازیشده از رمانهای جین آستن غرق شوند و عشق دوره رمانتیک را تجربه کنند. در آنجا، جین با شخصیتهای مختلف از جمله آقای نوبلی، بازیگر خوشتیپ اما مغرور، و مارتین، مردی معمولی که به نظر میرسد واقعیتر از دیگران است، آشنا میشود. او به زودی متوجه میشود که مرز بین واقعیت و تئاتر در این دنیای ساختگی بسیار مبهم است و باید تصمیم بگیرد که آیا به دنبال عشقی ایدهآل و داستانی است یا عشقی واقعی که ممکن است با انتظاراتش متفاوت باشد. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی جروشا هِد و با بازیگری کری راسل، جی جی فیلد و برت مکنزی است.
خلاصه داستان: در این انیمیشن موزیکال که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، پرنسس آنلیس که در قصر زندگی میکند با دختری فقیر به نام اریکا آشنا میشود که ظاهری کاملاً شبیه به او دارد. آن دو تصمیم میگیرند برای نجات پادشاهی از دست وزیر شرور و کمک به یکدیگر، جای خود را عوض کنند. این فیلم که بر اساس داستان کلاسیک شاهزاده و گدا ساخته شده، با موسیقیهای زیبا و شخصیتهای دوستداشتنی، ماجراجوییهای جذابی را به تصویر میکشد و پیامهای ارزشمندی درباره دوستی، شجاعت و اهمیت راستگویی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن کمدی «فیلم زنبور» محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی سایمون جی. اسمیت و استیو هیکنر، با صدای جری ساینفلد در نقش اصلی، داستان زندگی یک زنبور عسل به نام بری بنسون را روایت میکند که پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه، متوجه میشود آیندهاش فقط به جمعآوری عسل ختم خواهد شد. بری که از این سرنوشت یکنواخت ناراضی است، تصمیم میگیرد از کندو خارج شود تا دنیای بیرون را کشف کند. در سفر خود، با ونسا بلوم، یک فروشنده گل انسان، آشنا میشود و با او دوست میشود. این دوستی غیرمنتظره به بری کمک میکند تا پتانسیل نامحدود زندگی خود را کشف کند و در نهایت منجر به کشف یک توطئه بزرگ علیه زنبورها و کل اکوسیستم میشود. بری با شجاعت و خلاقیت، برای نجات جامعه زنبورها و تغییر دیدگاه انسانها نسبت به این حشرات کوچک، دست به ماجراجویی بزرگی میزند.