خلاصه داستان: فیلم کمدی ماجراجویی «آستین پاورز: جاسوسی که مرا دوخت» محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی جی راش و با بازی مایک مایرز در نقش شخصیت محبوب خود، آستین پاورز، است. در این قسمت، دکتر شر، شخصیت منفی فیلم که توسط مایک مایرز نقشآفرینی شده، با سفر در زمان به سال ۱۹۶۹ برمیگردد و موی جنسی آستین پاورز را میدزدد و او را از قدرت اصلی خود یعنی جذابیت بینظیرش محروم میکند. آستین نیز برای بازپس گرفتن موی جنسی خود و نجات جهان، به گذشته سفر میکند و در این راه با فلیسیا تراویس، نقشآفرینی شده توسط هیتر گراهام، همراه میشود. فیلم با طنز خاص خود و تقلید از فیلمهای جاسوسی دهه ۶۰، لحظات خندهدار بسیاری را برای تماشاگران رقم میزند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه خصوصی به نام هری آنجل که در لس آنجلس دهه ۱۹۳۰ فعالیت میکند، با وجود ظاهر خشن و شخصیت عبوسش، در واقع یک فرشته مقرب است که وظیفه دارد روحهای گمشده را به بهشت هدایت کند. او در این راه با موجودات ماوراءالطبیعه، شیاطین و نیروهای تاریکی روبرو میشود و در عین حال سعی دارد عدالت را در دنیای فانی نیز برقرار کند. این فیلم که در سال ۲۰۰۷ توسط فرانتس رادماخر کارگردانی شده و با بازی تیل شوایگر، ناتالیا وورونینا و آندره هنکه به تصویر کشیده شده، داستانی فانتزی و اکشن را روایت میکند که در آن مرز بین دنیای انسانها و فرشتگان محو شده است.
خلاصه داستان: آنتوان دوانل، شخصیتی که پیشتر در «چهارصد ضربه» شاهد نوجوانی او بودیم، اکنون در دهه دوم زندگی خود به سر میبرد و در پاریس به تنهایی زندگی میکند. او که به موسیقی کلاسیک علاقهمند است، در یک شرکت ضبط صفحه کار میکند و به تازگی به کنسرتی میرود که در آنجا با کولت، دختری جوان و جذاب آشنا میشود. آنتوان که شیفته او شده، تمام تلاش خود را برای جلب توجه کولت به کار میگیرد و حتی برای نزدیک شدن به او، آپارتمانی در همان ساختمان محل سکونت کولت و والدینش اجاره میکند. با این حال، کولت اگرچه از دوستی با آنتوان لذت میبرد، اما عشق او را به صورت کامل پاسخ نمیدهد و در نهایت با مرد دیگری وارد رابطه میشود. این فیلم کوتاه که بخشی از فیلم اپیزودیک «عشق در بیست سالگی» (۱۹۶۲) به کارگردانی فرانسوا تروفو است، به شکلی ظریف و دقیق، تجربه نخستین عشق و تلخیهای آن را در زندگی آنتوان به تصویر میکشد و ادامهدهنده سفر سینمایی این شخصیت به یاد ماندنی است.
خلاصه داستان: یک فیلم موزیکال درام آمریکایی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی جان کارنی با بازی مارک رافلو، کیرا نایتلی، هائیل استاینفلد و آدام لوین است. داستان فیلم درباره دن گالیگن، تهیهکننده موسیقی سابق است که پس از طلاق و از دست دادن شغلش، در بحران روحی عمیقی به سر میبرد. او با گریت، خواننده و ترانهسرای جوان و مستعدی که به تازگی توسط دوست پسر مشهورش دیو جدا شده، آشنا میشود. این دو تصمیم میگیرند با هم یک آلبوم موسیقی در خیابانهای نیویورک ضبط کنند و در این مسیر، هر یک به نوعی زندگی خود را از نو میسازند و معنای تازهای برای عشق و موفقیت پیدا میکنند. این فیلم با موسیقیهای زیبا و فضای امیدوارکنندهاش، داستانی الهامبخش درباره شروع دوباره و قدرت شفابخش موسیقی را روایت میکند.
خلاصه داستان: مایکل جی. فاکس در نقش مارتی مکفلای و کریستوفر لوید در نقش دکتر اِمت براون در این قسمت از سهگانه محبوب «بازگشت به آینده» به کارگردانی رابرت زمکیس در سال ۱۹۸۹، سفری هیجانانگیز به آینده سال ۲۰۱۵ دارند تا از وقوع فاجعه برای فرزندان آینده مارتی جلوگیری کنند. اما در این سفر، یک اشتباه کوچک باعث میشود که بیف تانن شرور، کتاب ورزشی سالها را بدزدد و به گذشته بازگردد و به این ترتیب، مارتی و دکتر مجبور میشوند برای بازگرداندن نظم به زمان، به سال ۱۹۵۵ بازگردند. در این میان، مارتی باید از ملاقات والدینش در گذشته جلوگیری کند تا آینده دوباره تغییر نکند و در عین حال، کتاب را نیز بازیابی کند. این فیلم با ترکیب طنر و ماجراجویی، داستانی پیچیده و سرگرمکننده را روایت میکند که در آن سفر در زمان به اوج خلاقیت خود میرسد.
خلاصه داستان: یک گنگستر بازنشسته به نام آنجلو، تنها کسی که از هویت واقعی جنیفر آشکارا به عنوان دخترش اطلاع دارد، توسط رقیبانش به قتل میرسد. جنیفر که حالا در خطر است، توسط محافظ وفادار آنجلو، فرانک، تحت حفاظت قرار میگیرد. فرانک که یک سرباز سابق است، وظیفه دارد از جنیفر در برابر تهدیدات جدید محافظت کند. در حالی که آنها برای فرار از دست دشمنان به مکانهای مختلف میروند، کمکم احساسات عمیقتری بین آنها شکل میگیرد. این در حالی است که جنیفر تلاش میکند با گذشته پدرش و هویت جدید خود کنار بیاید. در نهایت، فرانک باید با تمام توان از جنیفر دفاع کند و انتقام مرگ آنجلو را بگیرد.
خلاصه داستان: این انیمیشن ماجراجویانه محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی آلن شابات، اقتباسی از کمیکبوک محبوب فرانسوی است که با بازی جرارد دوپاردیو در نقش اوبلیکس، کریستین کلاویه در نقش آستریکس و مونیکا بلوچی در نقش کلئوپاترا به تصویر کشیده شده است. داستان زمانی آغاز میشود که کلئوپاترا، ملکه مصر، با سزار شرط میبندد که میتواند در عرض سه ماه یک کاخ باشکوه برای او بسازد. او این وظیفه سنگین را به معمار بااستعدادش، ادیفیس، میسپارد. اما وقتی جولیوس سزار برای خرابکاری در پروژه، مشاور خود را به مصر میفرستد، ادیفیس برای نجات جان خود و تکمیل کاخ، از دو دوست گالیایی خود، آستریکس و اوبلیکس، کمک میخواهد. این دو جنگجوی شجاع با نوشیدن معجون جادویی و همراهی سگ وفادارشان، به مصر سفر میکنند تا در مقابل نیرنگهای سزار بایستند و به ملکه مصر کمک کنند تا شرط خود را ببرد.
خلاصه داستان: در پاریس دهه ۱۸۹۰، ژان، نقاش جوان و فقیری، عاشق پائولت، دختر زیبای یک خانواده اشرافی ثروتمند میشود. پائولت نیز که تحت تأثیر استعداد و زیبایی ژان قرار گرفته، به او دل میبندد. اما عشق آنها با موانع بسیاری روبرو است؛ اختلاف طبقاتی، مخالفت خانواده پائولت و رقبای قدرتمند. ژان برای به دست آوردن دل معشوقهاش و اثبات لیاقت خود، باید در دنیای پر زرق و برق و فساد عصر زیبا (Belle Époque) پاریس بجنگد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۲ به کارگردانی فرناندو تروئبا و با بازیگری خورخه سانز، پنهلوپه کروز، میریام دیاز-آروکا و آریادنا گیل است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم Another You محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی موریس فیلیپس با بازی ریچارد پریور و جین وایلدر، داستان مردی به نام ادی (پریور) را روایت میکند که پس از ترک آسایشگاه روانی، با مردی شیاد به نام جورج (وایلدر) آشنا میشود. جورج که خود را به عنوان یک روانشناس معرفی میکند، ادی را متقاعد میکند تا در یک کلاهبرداری بزرگ شرکت کند. اما به زودی مشخص میشود که هر دوی آنها گرفتار ماجراهای پیچیدهای شدهاند که کنترل آن از دستشان خارج است. این کمدی سیاه با بازی دو کمدین مشهور، طنزی تلخ و گاه خندهدار را در مورد اعتماد، فریب و هویت به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم درام «همانطور که ما را ساختند» (۲۰۲۲) به کارگردانی ماییم بیالیک و با بازی داستین هافمن، سایمون هلبرگ، کندیس برگر و خود ماییم بیالیک، داستان ابیگل، زنی مطلقه و مادر دو فرزند را روایت میکند که در تلاش است تا زندگی شخصی خود را سروسامان دهد. در این میان، او باید با بیماری وخیم پدرش و رابطه پیچیده با برادر منزویاش که سالهاست با خانواده قطع رابطه کرده، کنار بیاید. این فیلم به بررسی پیوندهای خانوادگی، بخشش و پذیرش گذشته میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق و درک متقابل میتواند حتی عمیقترین زخمها را التیام بخشد.