خلاصه داستان: فیلم «کارمندها ۳» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کوین اسمیت و سومین قسمت از سری فیلمهای «کارمندها» است که در دنیای View Askewniverse رخ میدهد. داستان درباره دانته هیکس (برایان اوهالوران) و رندال گریوز (جف اندرسون)، دو کارمند فروشگاه Quick Stop، است که حالا در میانسالی هستند. رندال پس از یک حمله قلبی که به دلیل استرس کار و مرگ همسر سابقش، بکی (روزاریو داوسون)، رخ میدهد، تصمیم میگیرد فیلمی درباره زندگیشان در فروشگاه بسازد. او دانته، که هنوز با مرگ بکی و زندگی یکنواختش دستوپنجه نرم میکند، و دوستان قدیمی مانند جی (جیسون میوز) و باب ساکت را به پروژه دعوت میکند. داستان با صحنههایی مانند فیلمبرداری آماتوری در فروشگاه، دیالوگهای طنزآمیز درباره فرهنگ پاپ و ارجاعات به فیلم اصلی «کارمندها» (۱۹۹۴)، و لحظات احساسی که دانته با رندال درباره مرگ و دوستی صحبت میکند، به موضوعات میانسالی، دوستی و میراث میپردازد. با این حال، به دلیل طنز تکراری، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و پایانبندی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای اوهالوران و اندرسون، نوستالژی و ارجاعات به طرفداران قدیمی تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان طنز تیز فیلم اول نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاترین به نام بردی» یک کمدی-درام تاریخی به کارگردانی لینا دانهام و بر اساس رمان کودکان کارن کوشمن (۱۹۹۴) است که در انگلستان قرون وسطی (۱۲۹۰) رخ میدهد. داستان درباره کاترین، ملقب به بردی (بلا رمزی)، دختر ۱۴ سالهای است که در خانوادهای اشرافی اما فقیر زندگی میکند. پدرش، لرد رولو (اندرو اسکات)، برای نجات وضعیت مالی خانواده قصد دارد او را به ازدواج اجباری با خواستگارانی مانند شاگی برد (پل کی)، مردی ثروتمند اما نفرتانگیز، وادار کند. بردی، که روحیهای سرکش و طنزآمیز دارد، با ترفندهایی مانند پنهان شدن در طویله یا فریب دادن خواستگاران، از ازدواج فرار میکند. او با کمک دوستش آلیس (آیسیس هینزورث)، عمویش جرج (جو پری)، و مادرش لیدی آیلین (بیلی پایپر)، در برابر انتظارات جامعه مقاومت میکند. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای بردی برای فراری دادن خواستگاران، روزنگارهای طنزآمیز او، و لحظهای احساسی که به پذیرش نقش خود میرسد، به موضوعات فمینیسم، بلوغ و استقلال میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد مدرن و پایانبندی سادهانگارانه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی رمزی، طراحی صحنه قرون وسطایی و موسیقی متن کارتر بورول تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و انحراف از رمان اصلی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «قطار سریعالسیر» یک اکشن-کمدی به کارگردانی دیوید لیچ و بر اساس رمان ژاپنی «ماریا بیتل» نوشته کوتارو ایساکا است. داستان درباره لیدیباگ (برد پیت)، یک آدمکش بدشانس، است که مأموریت دارد کیف دستی مرموزی را از قطار سریعالسیر توکیو به کیوتو بدزدد. او در قطار با مجموعهای از قاتلان عجیب روبهرو میشود: لیمو (برایان تایری هنری) و نارنگی (آرون تیلور-جانسون)، دو برادر با کدهای اخلاقی خاص؛ پرنس (جویی کینگ)، دختری که نقش قربانی را بازی میکند اما نقشهای مرگبار دارد؛ و ولف (بد بانی)، قاتلی با کینه شخصی. همه آنها بهطور تصادفی برای یک کیف حاوی پول و اسرار یک رئیس جنایتکار به نام وایت دث (مایکل شنون) رقابت میکنند. داستان با صحنههایی مانند مبارزات در واگنهای شلوغ، شوخیهای لیدیباگ درباره بدشانسیاش، و فلشبکهایی که رازهای شخصیتها را فاش میکنند، به موضوعات سرنوشت، انتقام و طنز در هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، شخصیتهای بیشازحد و پایانبندی شلوغ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پیت و هنری، سکانسهای اکشن خلاقانه و فضای رنگارنگ قطار تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و طنز ناسازگار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد تصادفی: تعطیلات آدمکش» یک کمدی-اکشن رزمی به کارگردانی برادران کیربی و با بازی اسکات ادکینز (که همچنین با استو اسمال فیلمنامه را نوشته) است و دنباله فیلم «مرد تصادفی» (۲۰۱۸) محسوب میشود. مایک فالون (اسکات ادکینز)، آدمکش ماهری که قتلهایش را شبیه حوادث تصادفی میکند، پس از کشتن همکارانش در فیلم اول، به مالت نقلمکان کرده تا از گذشتهاش فاصله بگیرد. او بهعنوان آدمکش اجارهای کار میکند و وونگ سیو-لینگ (سارا چانگ)، رزمیکار، را استخدام کرده تا بهصورت تصادفی با او مبارزه کند و مهارتهایش را حفظ کند. مایک با دوست قدیمیاش، فینیکی فرد (پری بنسون)، برخورد میکند که خبر میدهد رئیس سابقشان، بیگ ری (ری استیونسون)، پس از انتقام مایک بار قاتلان را از دست داده است. وقتی فرد ربوده میشود، مایک برای نجات او و محافظت از دانته زوزر (جورج فوراکرز)، پسر ناسپاس یک رئیس مافیا که جایزهای ۹ میلیونی روی سرش است، باید با بهترین آدمکشهای جهان، از جمله پوکو (بو فاولر) و اویومی (اندی لانگ)، مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای خلاقانه، شوخیهای سیاه مانند جستوجوی یک ردیاب در مدفوع، و ارجاعات به شکسپیر، به موضوعات دوستی، گناه و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز بیشازحد و فیلمنامه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم «جنگسالار» یک فانتزی-اکشن به کارگردانی استوارت برنان است که در شهر باستانی لوریس رخ میدهد، جایی که کلانتر بیرحم (بیلی بوید) و دستیارش بروت (رایان گیج) با ظلم بر مردم حکومت میکنند. یک جوان انسانی به نام الوین (استوارت برنان) برای نجات مردم از ستم، به سراغ الفهای منزوی و جنگسالار افسانهای آنها میرود و درخواست کمک میکند. با این حال، رازها و انگیزههای پنهان هر دو طرف، این اتحاد شکننده بین انسانها و الفها را تهدید میکند و ممکن است به نابودی همه منجر شود. داستان با صحنههایی مانند مبارزات در جنگل، رویارویی با نگهبانان خشن، و تنشهای سیاسی، به موضوعات مقاومت، خیانت و هزینه جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه غیرمنسجم و پیچشهای قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بوید و گیج، طراحی صحنه و لباس، و فضای خام فانتزی تحسین شدند، اما داستان پراکنده، بازیهای ضعیف برخی نقشهای فرعی و فقدان نوآوری نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «چشم آبی روشن» یک تریلر معمایی-تاریخی به کارگردانی اسکات کوپر و بر اساس رمان لوییس بایارد (2006) است که در سال 1830 در آکادمی نظامی وست پوینت رخ میدهد. داستان درباره آگوستوس لندور (کریستین بیل)، کارآگاه بازنشسته الکلی، است که برای بررسی قتل یک کادت به نام لروی فرای، که به دار آویخته شده و قلبش به طرز وحشیانهای از بدنش خارج شده، استخدام میشود. لندور که از کد سکوت کادتها ناامید شده، از ادگار آلن پو (هری ملینگ)، کادتی عجیب با علاقه به شعر و معما، کمک میگیرد. تحقیقات آنها به خانوادهای مرموز، مارکیسها (گیلیان اندرسون و لوسی بوینتون)، و آیینهای شیطانی مشکوک منتهی میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجوییهای لندور در میخانههای سرد، شعرخوانیهای پو، و یک مراسم آیینی پرتنش، به موضوعات انتقام، سوگ و تاریکیهای قلب انسان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پیچشهای قابلپیشبینی و پایانبندی ناامیدکننده که به یک فلشبک طولانی وابسته است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بیل و ملینگ، فضای سرد و گوتیک، و فیلمبرداری ماسانوبو تاکایاناگی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سوورین» یک تریلر جنایی-درام به کارگردانی کریستین سوگال است که با الهام از تیراندازیهای پلیس ممفیس غربی در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است. داستان درباره جری کین (نیک آفرمن)، یک پدر تنها و بیکار، و پسر نوجوانش جو (جیکوب ترمبلی) است که به جنبش شهروند سوورین، گروهی افراطی و ضددولت، باور دارند. جری که قوانین را توهمی میداند، با سمینارهای خودخوانده درباره حقوق مالکیت و اجتناب از مالیات، جو را با ایدئولوژی خود پرورش میدهد. آنها در سفرهایشان در غرب میانه آمریکا، با رئیس پلیس محلی، جان بوچارت (دنیس کواید)، درگیر میشوند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی پرتنش در بازرسی ترافیکی، سمینارهای جری در متلهای ارزان، و تلاش جو برای تجربه زندگی عادی مانند عاشق شدن، به موضوعات افراطگرایی، رابطه پدر و پسر، و پیامدهای باورهای خطرناک میپردازد. تنشها زمانی بالا میگیرد که یک درگیری مسلحانه منجر به تعقیب و گریز گسترده و پایانی غمانگیز میشود. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه آشوبناک، و عدم کاوش عمیق در زمینه جنبش سوورین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۹۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آفرمن و ترمبلی، فضای تلخ، و کارگردانی متمرکز تحسین شدند، اما داستان پراکنده و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «عروسی مقصدی مادیا» یک کمدی-درام عاشقانه به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی تایلر پری است که سیزدهمین فیلم از مجموعه مادیا محسوب میشود. داستان درباره مادیا (تایلر پری)، مادربزرگ پرهیاهو، و خانوادهاش است که برای عروسی ناگهانی تیفانی (دایموند وایت)، نوهدختر مادیا، به باهاما سفر میکنند. تیفانی که بهتازگی با زاویر (خاویر اسمالز)، رپری که روی یک قایق تفریحی ملاقات کرده، نامزد شده، اعلام میکند که عروسی در عرض دو هفته برگزار میشود. برایان (تایلر پری)، پدر تیفانی، به زاویر اعتماد ندارد و معتقد است او نابالغ است، در حالی که دبرا (تاجا وی. سیمپسون)، مادر تیفانی، بیشازحد مشتاق عروسی به نظر میرسد و رفتار مشکوکی دارد. داستان با صحنههایی مانند درگیری مادیا با سارقان در پمپبنزین، شوخیهای اغراقآمیز در هتل، و یک مهمانی مجردی خندهدار که در آن برایان با رقصندهها مواجه میشود، به موضوعات خانواده، اعتماد و بخشش میپردازد. در نهایت، تیفانی که به زاویر شک کرده، پس از شنیدن گفتوگوی احساسی والدینش به رابطهاش فرصتی دوباره میدهد و عروسی برگزار میشود. با این حال، به دلیل طنز تکراری، داستان ضعیف و بازیهای کاریکاتوری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پری و تامیلا مان، صحنههای کمدی و فضای باهاما تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و فقدان نوآوری نقد شدند.