خلاصه داستان: یک زن جوان که در دوران کودکی شاهد قتل خانوادهاش در مزرعهای در کنتاکی بوده و تنها نجاتیافته از آن حادثه، پس از سالها مجبور میشود به اتفاقات گذشته خود بازگردد و رازهایی را که تا به حال پنهان کرده بود، برملا کند. او در حالی این کار را انجام میدهد که یک جوان به جرم قتل خانوادهاش در زندان است و او شاهد علیه او بوده است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۸، یک مخلوق فضایی غیرقابل توقف به شکل یک ماده چسبنده و خطرناک به زمین میآید. این مخلوق با هر چیزی که تماس پیدا میکند، جذب و بلعیده میشود و بزرگتر میشود. در یک شهر کوچک، مردم با وحشت مواجه میشوند و تلاش میکنند تا از این تهدید مرموز و مرگبار جان سالم به در ببرند. اما هر چه زمان میگذرد، Blob بزرگتر و خطرناکتر میشود و تبدیل به یک آتشسوزی زنده میگردد که هیچ چیز را در پیش نمیگیرد.
خلاصه داستان: مربی بسکتبال یک مدرسه دبیرستانی در یک شهر کوچک، پس از شکست تیمش در مسابقات، تصمیم میگیرد تا تمرکز خود را به دنبال کردن یک ورزشباز جدید برای تیمش بگذارد. او با یک دختر نوجوان مواجه میشود که علاقهای به ورزش ندارد اما با تشویق و پشتیبانی او، او آماده میشود تا در مسابقات شرکت کند و خود را به چالش بکشد. این مسیر، او را به درک عمیقتری از خود و تواناییهایش میرساند.
خلاصه داستان: در روز کریسمس، یک زوج جوان در حال آماده شدن برای مراسم سالگرد عروسی خود هستند. اما وقتی یک حادثه غیرمنتظره رخ میدهد، آنها مجبور میشوند به گذشته برگردند و تصمیم بگیرند که آیا میخواهند به آیندهای که برایشان طراحی شده است ادامه دهند یا خطری جدید برای خودشان رقم بزنند. در حالی که زمان تمام میشود، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق واقعی میتواند آنها را به سوی یکدیگر بازگرداند یا خیر.
خلاصه داستان: در سال 1939، وادیسلاو شپیلمن، یک موسیقیدان یهودی در وارسو، در حالی که ارتش آلمان در حال تسخیر لهستان است، زندگی خود را ادامه میدهد. او و خانوادهاش به اردوگاه تبعید یهودی منتقل میشوند و شپیلمن مجبور میشود در میان ویرانیها و فاجعهای که به سر مردم یهودی وارسو آمده، زندگی کند. او به تنهایی در خیابانهای وارسو پنهان میشود و با کمک یک افسر آلمانی، زنده میماند تا روزی که جنگ به پایان میرسد.
خلاصه داستان: مجموعهای از بازیگران و تکنیکهای سینمایی در یک سریال کمدی-درامی جذاب، که داستان زندگی چند نفر از افراد منحرف و بیهمسری را به تصویر میکشد. سال 2021.
خلاصه داستان: در یک دنیای پستآپوکالیپتیک، دو جوان به نامهای زد و اوه در جنگل زندگی میکنند و با استفاده از مهارتهای بقایی خود، تلاش میکنند تا زندگی خود را ادامه دهند. آنها با مواجه شدن با چالشهای مختلف، از جمله حیوانات وحشی و گروههای دشمن، باید راه خود را برای یافتن تمدن از دست رفته بیابند.
خلاصه داستان: سید مرده، فیلم کمدی-درامی است که داستان سید، یک نوجوان معمولی را روایت میکند که پس از مرگ ناخواستهاش، به جهان غیرمادی تعلق میگیرد. در این جهان، او میکوشد تا روابط خود با دوستان و خانوادهاش را اصلاح کند و درک کند که زندگی واقعی چقدر ارزشمند است. سید با کمک یک راهنمای معنوی، به دنبال پیدا کردن معنای واقعی زندگی و آرامش درونی خود است.
خلاصه داستان: در دهه ۱۸۸۰، یک زوج جوان در اوکلاهما مستقر میشوند و در طول سالها با چالشهای زندگی روبهرو میشوند. او به عنوان یک روزنامهنگار پرکار و او به عنوان یک زن پیشرو در مسیر پیشرفت جامعه قدم میزنند. در این بین، او با پیشرفتهای سیاسی و اجتماعی سر و کار دارد و او نیز در زمینه حقوق زنان و اصلاحات اجتماعی فعالیت میکند. با گذشت زمان، روابطشان دچار تغییر میشود و هر یک به دنبال آرمانهای خود هستند.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام استیو روی یک خانه جدید ساخته شده توسط خودش تصمیم میگیرد و برای ازدواج با دوست دخترش گوئین، پیشنهاد ازدواج میدهد. گوئین با پیشنهاد ازدواج مخالفت میکند و این موضوع باعث میشود تا دو نفر از هم جدا شوند. مدتی بعد، استیو با دختر جوانی به نام مولی آشنا میشود و مولی به خانهاش منتقل میشود. مولی شروع به تغییر در خانه و ادعای اینکه همسر استیو است میکند و این موضوع باعث ایجاد دردسرهایی میشود.