خلاصه داستان: فیلم «ماهی قرمز» یک درام خانوادگی است که داستان آنامیکا، دختری از ازدواجی با فرهنگهای متفاوت را روایت میکند که به خانه کودکیاش بازمیگردد تا از مادرش سادانا، که به تازگی دچار زوال عقل شده، مراقبت کند. آنامیکا که سالهاست با مادرش رابطهای سرد و پرتنش داشته، با محلهای مواجه میشود که به سختی به خاطر میآورد و مادری که گاهی او را نمیشناسد. سادانا، خواننده سابق موسیقی کلاسیک هندی، با خاطرات محو و گذشتهای پر از زخمهای عاطفی دستوپنجه نرم میکند. با کمک همسایگان مهربان، از جمله لاکشمی، آنامیکا تلاش میکند تا با گذشتهاش آشتی کند و با احساس گناه و مسئولیت نسبت به مادرش کنار بیاید، در حالی که سادانا گاهی از گذشتهاش با حسرت و گاهی با شادی یاد میکند. فیلم با صحنههای احساسی مانند کمک همسایگان در حمام و موسیقی کلاسیک هندی، به موضوعات حافظه، بخشش، هویت و پیوندهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامهای با جزییات کم و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، فضای نوستالژیک و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان تکراری و ویرایش ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دوم ۳» یک اکشن-جنایی-هیجانی است که داستان ساحر، یک شعبدهباز و دزد ماهر را دنبال میکند که با مهارتهای تردستی و برنامهریزی دقیق، از بانکهای شیکاگو سرقت میکند تا انتقام مرگ پدرش را بگیرد، که به دلیل فشارهای مالی بانک وسترن به خودکشی واداشته شده بود. جَی دیکسیت، پلیس سرسخت هندی، به همراه دستیارش علی برای دستگیری ساحر به شیکاگو فرستاده میشوند. ساحر که در سیرک بزرگ شیکاگو کار میکند، با آلیا، رقاصی بااستعداد، همکاری میکند و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جَی با افسر پلیس شیکاگو، ویکتوریا، همکاری میکند تا تلهای برای ساحر بگذارد، اما نقشههای ساحر با استفاده از موتورسیکلت و تردستی، آنها را ناکام میگذارد. داستان با تعقیبوگریزهای پرهیجان مانند فرار روی پل، پیچشهای داستانی مانند هویت دوگانه ساحر، و صحنههای احساسی از گذشته او، به موضوعات انتقام، عشق و وفاداری میپردازد. فیلم با صحنهای در سد شیکاگو به اوج میرسد که ساحر با انتخابی دراماتیک مواجه میشود. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند در نیمه اول، و تمرکز بیشازحد روی جلوههای بصری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. صحنههای اکشن خلاقانه، موسیقی متن مانند «Malang» و «Kamli»، و اجراهای اصلی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لانه دزدان» یک اکشن-جنایی است که داستان نیک اوبراین، کارآگاه خشن اداره کلانتری لسآنجلس، را دنبال میکند که با گروهی از سارقان حرفهای بانک به رهبری ری مریمن، یک مجرم باهوش و بیرحم، درگیر میشود. مریمن و تیمش، از جمله دانی والش و لوی انسون، نقشهای پیچیده برای سرقت از بانک ذخیره فدرال لسآنجلس دارند، جایی که میلیاردها دلار پول خارج از گردش نگهداری میشود. نیک، که زندگی شخصیاش به دلیل اعتیاد به الکل و جدایی از همسرش دبی متزلزل است، با تیمش، از جمله تونی و مورالس، تلاش میکند تا این سرقت غیرممکن را متوقف کند. داستان با تعقیبوگریزهای پرتنش، تیراندازیهای خیابانی، و پیچشهای داستانی مانند خیانت دانی به گروه، به موضوعات وفاداری، قانون و جرم، و تقابل ارادهها میپردازد. فیلم با صحنهای در ترافیک لسآنجلس و الهام از «مخمصه» به اوج میرسد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به فیلمهای جنایی دهه ۹۰، شخصیتپردازی سطحی زنان، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن، و فضای خشن لسآنجلس تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و ریتم گاه کند نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کودتا» یک کمدی-تریلر سیاه است که در سال ۱۹۱۸ و در جریان همهگیری آنفلوآنزای اسپانیایی رخ میدهد. داستان درباره یک آشپز مرموز و حیلهگر است که با هویت جعلی وارد عمارتی ساحلی متعلق به یک روزنامهنگار ثروتمند و خودپسند به نام جی.سی. هورتون و همسر اجتماعیاش جولی میشود. هورتون که بهعنوان یک روزنامهنگار مترقی شناخته میشود، در گزارشهایش از اعتراضات شهری مینویسد، اما هرگز از املاک لوکس خود خارج نمیشود. با شدت گرفتن بیماری و قطع ارتباط جزیره با دنیای خارج، آشپز با تحریک خدمتکاران دیگر، از جمله خدمتکار سیاهپوست، راننده ترکتبار و سرپرست ایرلندی خانه، علیه کارفرمای خود شورش میکند. این شورش از شوخیهای کوچک به تنشهای مرگبار تبدیل شده و به نبردی طبقاتی منجر میشود که در آن خدمتکار به ارباب تبدیل میشود. فیلم با صحنههایی مانند مسمومیت عمدی با قارچ و طنز تلخ، به موضوعات نابرابری طبقاتی، ریاکاری و قدرت میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، پایانبندی عجولانه، و شخصیتپردازی سطحی برخی نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز). بازیهای اصلی، فضای لوکس عمارت، و ارجاعات ظریف به همهگیری کووید تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و ریتم کند در بخشهایی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «بتمن نینجا» یک انیمیشن اکشن-فانتزی است که داستان بتمن را دنبال میکند. ماجرا با درگیری بتمن با گوریلا گراد در تیمارستان آرکهام آغاز میشود، جایی که دستگاه جابهجایی زمانی گراد، بتمن و گروهی از متحدان و دشمنانش، از جمله جوکر، هارلی کویین، کتوومن، و اعضای خانواده بت (رابین، رد هود، نایتوینگ و رد رابین) را به ژاپن فئودال منتقل میکند. در این دنیا، جوکر بهعنوان یک ارباب جنگی غالب ظاهر میشود و دیگر تبهکاران گاتهام، مانند پنگوئن، پویزن آیوی، توفیس و بین، بهعنوان اربابهای فئودال مناطق مختلف را تحت کنترل دارند. بتمن که ابزارهای پیشرفتهاش را از دست داده، با کمک کتوومن و قبیله خفاش هیدا، از جمله ایان، و بعدها آلفرد که غار خفاشی در نزدیکی ادو ساخته، باید با استفاده از هوش و مهارتهای نینجاییاش نظم را بازگرداند. داستان با صحنههای اکشن پرهیجان مانند نبرد با قلعههای رباتیکی و تشکیل میمون سامورایی غولپیکر توسط ارتش گراد، به موضوعات انطباق، اتحاد و مبارزه با هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، دیالوگهای کلیشهای (مانند خندههای «هاها» جوکر)، و استفاده از انیمیشن CGI که گاهی ناپایدار است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۲٪ در راتن تومیتوز، ۵.۶/۱۰ در IMDb). طراحی شخصیتها، موسیقی متن، و صحنههای اکشن، بهویژه نبرد نهایی، تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: سریال «دکستر: رستاخیز» یک درام جنایی است که دنبالهای بر «دکستر: خون تازه» و سریال اصلی «دکستر» محسوب میشود . داستان چند هفته پس از «خون تازه» رخ میدهد، جایی که دکستر مورگان (مایکل سی. هال)، پس از اصابت گلوله توسط پسرش هریسون (جک آلکات) و زنده ماندن به لطف سرمای شدید، از کما بیدار میشود. او که متوجه رنجی که به هریسون وارد کرده، به نیویورک سیتی میرود تا او را پیدا کند و اوضاع را درست کند. اما کاپیتان آنخل باتیستا (دیوید زایاس) از پلیس متروی میامی با سؤالاتی درباره گذشته دکستر وارد داستان میشود. دکستر که بهعنوان راننده rideshare فعالیت میکند، با لئون پراتر (پیتر دینکلیج)، میلیاردری که مجموعهای از قاتلان زنجیرهای مانند لاوِل (نیل پاتریک هریس) و میا (کریستن ریتر) را گردآوری کرده، آشنا میشود. سریال با حضور شخصیتهایی مانند هری مورگان (جیمز رمار) و بازگشت کوتاه آرتور میچل (جان لیتگو) و میگل پرادو (جیمی اسمیتس)، به موضوعات تاریکی درونی، رستگاری و رابطه پدر و پسر میپردازد
خلاصه داستان: فیلم «مارشمالو» یک فیلم ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی دنیل دلپورگاتوریو در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی اندی گرسکوویاک است که در ۱۱ آوریل ۲۰۲۵ اکران محدودی داشت. داستان درباره مورگان (کیو لارنس)، پسری ۱۲ ساله خجالتی و درونگرا، است که پس از تجربهای آسیبزا با مرگ ناگهانی پدربزرگش (کوربین برنسن) به اردوی تابستانی فرستاده میشود. مورگان که با کابوسهای غرق شدن و ترس از آب دستوپنجه نرم میکند، در اردوگاه با پیلار (کایا چچ)، دختری جسور، دوست شده و با قلدری به نام سیجی (مکسول ویتینگتون-کوپر) مواجه میشود. در یک شب، مشاوران اردوگاه، از جمله راشل (جورجیا ویگهام)، داستان ترسناکی درباره دکتری تعریف میکنند که بچههایی که از تختشان خارج میشوند را ربوده و در زیرزمین آزمایشهای وحشتناکی روی آنها انجام میدهد. وقتی مورگان نورهای عجیبی از ساختمانی میبیند، به آنجا میرود و متوجه میشود داستان واقعی است. فیلم با پیچشی غیرمنتظره از وحشت اردوگاهی به قلمرو علمیتخیلی میرود، هویت شخصیتها را زیر سؤال میبرد و به موضوعات اندوه، هویت و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند نیمه اول، پیچش داستانی توضیحمحور، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۴/۱۰۰ در TMDb، ۵.۹/۱۰ در IMDb). بازی لارنس، چچ و ویتینگتون-کوپر، فضای دهه ۸۰، و طراحی بصری (مانند لباس سفید دکتر با نور روی سر) تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده، بازی ضعیف بزرگسالان، و فقدان پیگیری پس از پیچش نقد شدند. فیلم که توسط Hemlock Circle Productions تولید شده، بهعنوان یک فیلم ترسناک مناسب برای مخاطبان جوان شناخته میشود.
خلاصه داستان: فیلم «با مادربزرگ درنیفت» (همچنین شناختهشده با عنوان Sunset Superman) یک کمدی-اکشن-هیجانی محصول کاناداست که توسط جیسون کراویچیک نوشته و کارگردانی شده و در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۴ در جشنواره فنتستیک فست به نمایش درآمد و سپس در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۵ در Tubi منتشر شد. داستان درباره جسپر (مایکل جای وایت)، یک تکاور سابق ارتش که حالا برای سرویس غذارسانی به سالمندان (Trusted Trays) کار میکند، است. او هر روز دو ساعت رانندگی میکند تا به مادربزرگش «گرانا» (جکی ریچاردسون) در خانهای دورافتاده سر بزند. در یکی از این بازدیدها، هنگام تعمیر سینک ظرفشویی، گروهی از سارقان ناشی با ماسکهای خوک به رهبری استن (بیلی زین) به خانه حمله میکنند تا گنجی پنهان را بدزدند. جسپر، که نمیخواهد گرانا متوجه خطر شود، با کمک سگ نگهبان گرانا، روفوس، بهطور مخفیانه با سارقان مبارزه میکند. فیلم با صحنههای اکشن مانند پرتاب سارقان از پنجره، طنز سبک مانند دیالوگهای جسپر با خودش، و موسیقی دیو (مانند «Holy Diver»)، به موضوعات وفاداری خانوادگی و محافظت میپردازد. با این حال، به دلیل بودجه پایین (۱.۵ میلیون دلار)، فیلمنامه یکنواخت، دیالوگهای گاه تصنعی، و نبود عمق داستانی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۵٪ در راتن تومیتوز، ۵.۵/۱۰ در IMDb). بازی وایت، شیمی با زین، و طنز فیزیکی تحسین شدند، اما ریتم کند، فیلمبرداری متوسط، و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سلام غم» یک درام عاشقانه-بلوغی به کارگردانی و نویسندگی دورگا چو-بوز در اولین تجربه کارگردانی بلند خود است که بر اساس رمان ۱۹۵۴ فرانسوا ساگان ساخته شده و در ۵ سپتامبر ۲۰۲۴ در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد. داستان درباره سسیل (لیلی مکاینرنی)، دختری ۱۸ ساله، است که تابستان را با پدر بیوهاش ریموند (کلز بنگ) و معشوقه او السا (نایلیا هرزونه) در ویلایی در ریویرای فرانسه میگذراند. سسیل با سیریل (آلیوشا اشنایدر)، پسری محلی، رابطه عاشقانهای آغاز میکند، اما ورود آن (کلوئی سوینی)، دوست قدیمی مادر مرحوم سسیل و طراح مد پاریسی، تعادل را برهم میزند. آن با رویکرد ساختارمندش و رابطهای پیچیده با ریموند، حسادت و تحسین را در سسیل برمیانگیزد. سسیل برای بازپسگیری کنترل، نقشهای برای دور کردن آن طراحی میکند که به عواقب غمانگیزی منجر میشود. فیلم با تصاویر خیرهکننده ماکسیمilian پیتنر، موسیقی ملایم، و جزئیاتی مانند صدای چاقو روی سیب، به موضوعات بلوغ، حسادت و روابط پیچیده زنان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه نامنسجم، فقدان تنش در روابط، و پایانبندی ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶۶٪ در راتن تومیتوز، ۶۵/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی مکاینرنی و سوینی، طراحی صحنه، و حالوهوای تابستانی تحسین شدند، اما شخصیتپردازی سطحی و عدم شیمی بین سوینی و بنگ نقد شدند
خلاصه داستان: «آدام سندلر: دوستت دارم» یک ویژهبرنامه کمدی نتفلیکس به کارگردانی جاش سفدی و با بازی آدام سندلر است که در ۲۷ اوت ۲۰۲۴ منتشر شد. این اولین ویژهبرنامه استندآپ سندلر پس از «۱۰۰٪ تازه» (۲۰۱۸) است و در تئاتر نوکتورن در گلندیل کالیفرنیا فیلمبرداری شده است. سندلر با شوخیهای بیپرده، آهنگهای طنزآمیز و فضای آشوبناک، از جمله وقفههایی مانند ورود سگ به صحنه و مشکلات فنی ساختگی، مخاطب را سرگرم میکند. برنامه با اجراهای موسیقی (مانند گیتار زدن سندلر) و حضور مهمانانی مانند راب اشنایدر (با تقلید الویس پریسلی) و ویلی تایلر با عروسکش لستر، به موضوعاتی چون زندگی روزمره، عشق به کمدی، و نوستالژی میپردازد. آهنگ پایانی، ادای دینی احساسی به کمدی و کمدینهایی مانند ریچارد پرایور و کریس فارلی، بسیار تأثیرگذار است. با این حال، به دلیل شوخیهای تکراری و خام (مانند شوخیهای جنسی)، ریتم طولانی (۷۵ دقیقه)، و فقدان قوس دراماتیک، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶.۷/۱۰ در IMDb، ۷۰٪ در راتن تومیتوز). بازی سندلر، کارگردانی سفدی با حس آشوبناک، و آهنگهای طنز تحسین شدند، اما برخی شوخیها و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.