خلاصه داستان: تیلی کیلر در سال 2002 در کلیولند، اوهایو، توسط آنتونی سورل که خود را پلیس معرفی کرده بود، ربوده شد. او را به زنجیر کشید و سالها در خانهاش زندانی کرد. در طول اسارت، تیلی مجبور شد به سورل کمک کند تا قربانی دیگری به نام آماندا بری را نیز برباید. با این حال، تیلی با زیرکی موفق شد با پلیس تماس بگیرد و در سال 2013، پس از یک دهه اسارت، هر دو زن آزاد شدند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۰، فیلم «کتاب سایهها: بلر ویچ ۲» به عنوان دنبالهای بر فیلم ترسناک و مستندگونهی «بلر ویچ» (۱۹۹۹) ساخته شد. داستان درباره گروهی از جوانان است که برای تحقیق درباره افسانه جنگل بلر ویچ به منطقهی بلک وودز در مریلند سفر میکنند. آنها در یک کلبه در جنگل اقامت میکنند و به سرعت با وقایع عجیب و ترسناکی مواجه میشوند که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند. این گروه که شامل یک دانشجوی روانشناسی، یک عکاس، یک نویسنده و یک جهانگرد است، به تدریج درگیر ترسهای عمیق و خاطرات گذشته خود میشوند و در نهایت با ماهیت شیطانی افسانه بلر ویچ روبرو میشوند.
خلاصه داستان: یک کارگزار بانکی جوان به نام هیروشی در سال ۲۰۱۹ در توکیو زندگی میکند و به دلیل استرس شدید کاری و مشکلات شخصی، دچار فروپاشی عصبی میشود. پس از اینکه از کار اخراج میشود، تصمیم میگیرد به یک مزرعه در مونتانا سفر کند تا به عمویش که در آنجا زندگی میکند کمک کند. در این سفر غیرمنتظره، هیروشی با فرهنگ غربی وحشی و سبک زندگی کابویها آشنا میشود و در مزرعه با چالشهای فیزیکی و عاطفی روبرو میشود. در طول اقامت خود، او نه تنها مهارتهای جدیدی میآموزد، بلکه معنای واقعی آرامش و هدف زندگی را کشف میکند و در نهایت راهی برای بازسازی خود و یافتن تعادل در زندگی پیدا میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۱، فیلم کمدی-رمانتیک "The Wedding Planner" (برنامهریز عروسی) داستان مری فیورنتینو، یک برنامهریز عروسی موفق در سان فرانسیسکو را روایت میکند که زندگی حرفهای و عاشقانهاش به هم میریزد وقتی با دکتر استیو ادی، پزشک اطفال جذاب و خیرخواه آشنا میشود. اما پیچیدگی زمانی ایجاد میشود که مری متوجه میشود استیو نامزد یکی از مشتریان ثروتمندش، فرانچسکا است. این ارتباط غیرمنتظره، مری را در موقعیتی اخلاقی دشوار قرار میدهد و او باید بین وفاداری حرفهای و احساسات قلبی خود تصمیم بگیرد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «ستارهشناس» (The Starling) در سال ۲۰۲۱ روایت میشود و داستان زوجی به نامهای جک و لیلی را دنبال میکند که پس از مرگ غمانگیز دخترشان، درگیر یک بحران عمیق عاطفی و ازدواجی شدهاند. لیلی با وجود تلاشهای مشاور، هنوز درگیر اندوه و خشم خود است و احساس میکند جک از او فاصله گرفته است. در این میان، لیلی با یک پرنده ستارهشناس در باغ خانهشان ارتباطی عجیب پیدا میکند و این پرنده به نمادی از تراژدی و امید برای او تبدیل میشود. او سعی میکند با این پرنده ارتباط برقرار کند و از طریق این تجربه، به درک جدیدی از غم و اندوه و راههای التیام دست یابد. در نهایت، این ارتباط غیرمنتظره به آنها کمک میکند تا با هم و با گذشتهی دردناکشان روبرو شوند و شاید راهی برای التیام زخمهایشان پیدا کنند.
خلاصه داستان: یک مرد متاهل به نام ریچارد شرمن در تابستان نیویورک در حالی که همسر و فرزندانش به تعطیلات رفتهاند، با یک زن جوان و جذاب به نام مونرو همسایه میشود. این آشنایی به تدریج به یک وسوسه و فکر خیالپردازی در مورد خیانت تبدیل میشود، اما در نهایت به یک کمدی رمانتیک و طنزآمیز از تجربههای فردی و اجتماعی در دهه ۱۹۵۰ میانجامد.
خلاصه داستان: سریال «راه خانه» داستان دو خواهر به نامهای کیت و دلینا را روایت میکند که پس از سالها جدایی، برای فروش خانه خانوادگیشان در یک شهر کوچک به نام پورتپروین گرد هم میآیند. آنها در حین مرتب کردن وسایل، با شگفتیهایی در اتاق زیر شیروانی مواجه میشوند که آنها را به سفری در زمان میبرد و به آنها اجازه میدهد تا گذشته را تجربه کنند و بر اتفاقاتی که باعث جداییشان شده، تأثیر بگذارند.
خلاصه داستان: داستان اسباببازی وحشت، یک فیلم کوتاه انیمیشن محصول ۲۰۱۳ است که داستان گروهی از اسباببازیهای محبوب شامل وودی، باز لایتیر، جسی و دیگران را روایت میکند. این اسباببازیها در یک سفر جادهای با یکدیگر همراه هستند، اما وقتی در یک هتل قدیمی توقف میکنند، با یک موجود مرموز و ترسناک مواجه میشوند که اسباببازیها را به عروسکهایی تبدیل میکند. آنها باید با همکاری یکدیگر و استفاده از هوش و شجاعت خود، راهی برای فرار از این مخمصه پیدا کنند و از دست این موجود مرموز نجات یابند.
خلاصه داستان: در فیلم «اکنون شگفتانگیز» (The Spectacular Now)، داستان دربارهٔ یک پسر جوان به نام امی فینی است که در دبیرستان مشغول تحصیل است. امی با وجود شخصیت پرانرژی و اجتماعیاش، در واقع با مشکلات عمیقی از جمله اعتیاد به الکل و رابطهٔ ناپایدار با پدرش دست و پنجه نرم میکند. او با دختری به نام شایلی آشنا میشود که در ابتدا به نظر میرسد کاملاً متفاوت از او باشد، اما به مرور زمان، این دو با هم رابطهای عمیق و پیچیده را تجربه میکنند. این فیلم به کاوش در مسائلی همچون بلوغ، عشق، اعتیاد و تأثیرات خانواده میپردازد و تصویری صادقانه از چالشهای نوجوانی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: داستان سریال در سال 2019 روایت میشود و درباره یک ویروس ناشناخته است که از طریق خون منتقل میشود و باعث تبدیل انسانها به خونآشامهایی با قدرتهای فوقالعاده میشود. دکتر مارتین کرافورد، یک پزشک و دانشمند، به دنبال پیدا کردن درمانی برای این بیماری است، اما به زودی متوجه میشود که برادرش نیز به این ویروس مبتلا شده و به یک خونآشام تبدیل شده است. این ویروس جهان را به دو قسمت تقسیم میکند: انسانهای عادی و خونآشامهایی که برای بقا میجنگند. در این میان، گروههای مختلفی از جمله یک سازمان مخفی به نام "V-Wars" و یک گروه شورشی خونآشام به رهبری برادر دکتر کرافورد، به دنبال کنترل این بحران هستند. این سریال به بررسی مفاهیمی مانند وابستگی خانوادگی، تبعیض و جنگ برای بقا میپردازد و در عین حال، تنشهای بین انسانها و خونآشامها را به تصویر میکشد.