خلاصه داستان: فیلم «هاووک» یک تریلر اکشن بریتانیایی-آمریکایی به کارگردانی گرت اوانز است. داستان درباره واکر (تام هاردی)، کارآگاهی خسته و فاسد است که پس از یک معامله مواد مخدر که به فاجعه میانجامد، وارد ماموریتی خطرناک برای نجات چارلی (جاستین کورنول)، پسر یک سیاستمدار (فارست ویتاکر)، میشود. واکر در شهری پر از فساد، با گروههای جنایی مثل تریاد به رهبری تسویی (یو یان یان)، پلیسهای فاسد مثل وینسنت (تیموتی اولیفانت) و قاتلانی حرفهای درگیر میشود. او در حالی که با گذشته تاریکش مواجه است، شبکهای از توطئه و فساد را کشف میکند که کل شهر را در بر گرفته. این فیلم با صحنههای اکشن خشن، تیراندازیهای پرهیجان و الهام از سینمای هنگکنگ دهه ۸۰ و ۹۰، تجربهای پرتنش و خونین ارائه میدهد که در ۲۵ آوریل ۲۰۲۵ روی نتفلیکس منتشر شد.
خلاصه داستان: «داستانهای عجیب» یه فیلم کمدی-اکشن-ماجراجویی آمریکاییه به کارگردانی و نویسندگی آنا بودن و رایان فلک که تو جشنواره ساندنس ۲۰۲۴ نمایش داده شد و ۴ آوریل ۲۰۲۵ اکران شد. داستان تو اوکلند کالیفرنیا، سال ۱۹۸۷، جریان داره و چهار داستان بههمپیوسته رو روایت میکنه که یه نیروی کیهانی سبز عجیب اونا رو هدایت میکنه: ۱) تینا (جییانگ یو) و لوسید (جک چمپیون)، دو پانک جوان، با نئونازیهای مزاحم تو کنسرت Operation Ivy تو 924 Gilman Street درگیر میشن؛ ۲) دو رپر زن، انتایس (نورمانی) و باربی (دومینیک تورن)، تو یه دوئل رپ با رقیبشون، یاکماوث، برای جاودانگی هیپهاپ میجنگن؛ ۳) کلینت (پدرو پاسکال)، یه آدمکش خسته، با یه پسر که میکستیپ میفروشه آشنا میشه و فرصتی برای رستگاری پیدا میکنه؛ ۴) اسلیپی فلوید (جی الیس)، ستاره NBA، تو یه انتقام خونین به سبک «بیل را بکش» با یه پلیس فاسد (بن مندلسون) روبهرو میشه. فیلم با ۱ ساعت و ۴۷ دقیقه، پر از نوستالژی دهه ۸۰، موسیقی (مثل متالیکا و تو شورت)، طنز، اکشن خونین و ادای دین به فیلمهای گرایندهاوس و پالپ فیکشنه، اما بهخاطر داستانهای نیمهکاره و تکیه زیاد به کلیشهها، نقدهای متوسطی گرفت. با بازی انگس کلود، مارشاون لینچ و حضور افتخاری تام هنکس، فیلم یه نامه عاشقانه به اوکلنده.
خلاصه داستان: «ریسک پرواز» یه فیلم اکشن-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی مل گیبسون و نویسندگی جرد روزنبرگ. داستان درباره مادلین هریس (میشل داکری)، مارشال هوایی آمریکاییه که وظیفه داره وینستون (توفر گریس)، حسابدار مافیا که حالا برای شهادت علیه رئیسش، مورتی، به نیویورک برده شه، رو اسکورت کنه. اونا با یه هواپیمای کوچک از آلاسکا به سمت انکوریج پرواز میکنن، جایی که قراره به نیویورک منتقل شن. خلبانشون، دریل بوث (مارک والبرگ)، یه تگزاسی ساکن آلاسکاست که میگه رادیو و GPS هواپیما خرابه. تو مسیر، تو Wilderness آلاسکا، تنشها بالا میگیره و مادلین به دریل مشکوک میشه که شاید اون چیزی که نشون میده، نباشه. فیلم با ۱ ساعت و ۳۱ دقیقه، پر از دیالوگهای تند، پیچشهای داستانی، طنز سیاه و اکشن محدود به فضای تنگ هواپیماست، مثل برخورد نزدیک با کوه یا یه صحنه چاقوکشی غافلگیرکننده. با این حال، بهخاطر دیالوگهای ضعیف، جلوههای ویژه نهچندان قوی و داستان قابل پیشبینی، نقدهای متوسطی گرفت. فیلم تو ۲۴ ژانویه ۲۰۲۵ تو سینماهای آمریکا اکران شد و با بودجه حدود ۲۰ میلیون دلار، ۴۴.۶ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: «مرگ یک تکشاخ» یه فیلم کمدی-فانتزی-ترسناک آمریکاییه به کارگردانی و نویسندگی الکس شارفمن تو اولین تجربه کارگردانی بلندش. داستان درباره الیوت کینتنر (پل راد)، یه وکیل بیوه، و دختر نوجوانش، ریدلی (جنا اورتگا)،ه که بهطور اتفاقی تو راه یه استراحتگاه آخر هفته تو طبیعت کانادا با ماشینشون به یه تکشاخ کوچیک برخورد میکنن و زخمیش میکنن. الیوت، که دنبال ترفیع از رئیس میلیاردرش، اودل لئوپولد (ریچارد ای. گرانت)،ه، با آچار چرخ تکشاخو میکشه و جنازهشو تو ماشین قایم میکنه. تو عمارت لئوپولدها، که شامل همسر اودل، بلیندا (تی لئونی)، و پسر معتادشون، شپرد (ویل پولتر)،ه، معلوم میشه خون بنفش تکشاخ خواص درمانی داره، مثل درمان آکنه ریدلی، آلرژیهای الیوت و حتی سرطان اودل. اودل دستور میده تکشاخ، که هنوز زندهست، به آزمایشگاه برده شه تا شاخش برای سودجویی دارویی استفاده شه. اما وقتی دو تکشاخ بزرگتر، والدین اون بچه، برای انتقام میرسن، یه شکار خونین راه میافته که خیلیا، از جمله اودل و بلیندا، رو میکشه. ریدلی، که به تکشاخها حس همدلی داره، سعی میکنه اوضاعو درست کنه. فیلم با ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه، پر از طنز سیاه، گور (صحنههای خونین)، پرشهای ترسناک و نقد طعنهآمیز سرمایهداری و آز شرکتهای داروییه، اما بهخاطر شخصیتپردازی ضعیف و جلوههای ویژه ناهمگون، نقدهای متوسطی گرفت. فیلم تو ۸ مارس ۲۰۲۵ تو جشنواره SXSW نمایش داده شد و ۲۸ مارس تو سینماهای آمریکا توسط A24 اکران شد و ۵.۸ میلیون دلار تو افتتاحیه فروش کرد.
خلاصه داستان: «روز حساب» یه فیلم اکشن-وسترن-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی شان سیلوا. داستان درباره کلانتر جان دورسی (زک روریگ)، یه قانونگذار تحت فشاره که تو آستانه از دست دادن همسر و شغلش بهعنوان کلانتره. اون با مارشال سرسخت آمریکایی، بوچ هیدن (بیلی زین)، همراه میشه تا امیلی راسک (کارا جید مایرز)، یه قانونشکن زن زیرک، رو بازداشت کنه. در حالی که تنشها تو گروهشون بالا میگیره، امیلی با زیرکی اونا رو علیه هم میکنه، اما وقتی شوهر خشنش، کایل راسک (اسکات ادکینز)، با باندش بهشون نزدیک میشه، امیلی و جان میفهمن برای زنده موندن به هم نیاز دارن. فیلم با ۱ ساعت و ۴۶ دقیقه، پر از تیراندازیهای هیجانانگیز، درگیریهای تنبهتن، موسیقی متن جیمی کریستوفرسون و حالوهوای وسترن مدرن با مضامین اخلاقی و دوستی غیرمنتظرست.
خلاصه داستان: تام میچل، معلم انگلیسی که در سال ۱۹۷۶ به آرژانتین سفر میکند، در میان آشوبهای سیاسی و کودتای نظامی، شغلی در یک مدرسه شبانهروزی پسرانه میپذیرد. او که از زندگی ناامید شده و با دانشآموزان سرکش دستوپنجه نرم میکند، در سفری به اروگوئه یک پنگوئن گرفتار در لکه نفتی را نجات میدهد. این پنگوئن، که او آن را خوان سالوادور مینامد، بهطور غیرمنتظرهای به او وابسته میشود و زندگیاش را دگرگون میکند. این رابطه عجیب به تام کمک میکند تا با گذشته دردناک خود روبهرو شود، شجاعتش را باز یابد و با دانشآموزان و جامعه اطرافش پیوند عمیقتری برقرار کند، در حالی که سایه دیکتاتوری آرژانتین بر همهچیز سنگینی میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، مایکل لارسون، راننده بیکار وانت بستنیفروشی از اوهایو، با رازی پنهان وارد برنامه مسابقهای «شانست را امتحان کن» میشود: کلیدی برای بردن پول بیپایان. او با استفاده از هوش خود و به خاطر سپردن الگوهای تخته بازی، برندهای بیسابقه میشود و بیش از ۱۱۰,۰۰۰ دلار جایزه میبرد. اما وقتی مدیران برنامه به انگیزههای واقعی او پی میبرند، هرجومرج پشت صحنه آغاز میشود. این فیلم درام، با بازی درخشان پل والتر هاوزر در نقش لارسون، داستان واقعی این لحظه عجیب تاریخ تلویزیون را با ترکیبی از طنز، تنش و فضای نوستالژیک دهه ۸۰ روایت میکند، هرچند پایان آن کمی ناتمام به نظر میرسد.
خلاصه داستان: پس از مرگ مادر الکس رز به دلیل سرطان، او وامیماند که برای دریافت ارث خود باید لیستی از آرزوهای دوران کودکیاش را که در ۱۳ سالگی نوشته بود، تکمیل کند. این ماموریت غیرمعمول الکس را به سفری میبرد که در آن اسرار خانوادگی را کشف میکند، با غم و اندوه خود روبهرو میشود و عشق و خودشناسی را مییابد. او باید کارهایی مانند یادگیری پیانو، شرکت در یک نمایش کمدی استندآپ و یافتن عشق واقعی را انجام دهد، در حالی که با روابط عاشقانه پیچیده و آشتی با پدرش دستوپنجه نرم میکند. این فیلم کمدی-درام عاشقانه، با نگاهی بالغ به رشد و تغییر، داستانی لطیف و الهامبخش درباره زندگی و شجاعت برای دنبال کردن رویاها ارائه میدهد.
خلاصه داستان: روری، یک پدر ناامید، و کابی، یک مجرم سابق، برای سرقت از درآمدهای غیرقانونی یک سیاستمدار فاسد با هم متحد میشوند. اما وقتی نقشه سرقت به هم میریزد، آنها در گردابی از هرجومرج گرفتار میشوند و نهتنها از دست پلیس، بلکه از بوروکراتهای ناکارآمد و رئیس جنایتکاری انتقامجو فرار میکنند. آنها که کاملاً از عمق ماجرا خارج شدهاند، رواندرمانگر روری را متقاعد میکنند تا در فرار پرهیاهویشان در شهر به آنها بپیوندد، جایی که باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و برای فرار از دستگیری یا بدتر از آن، با هم همکاری کنند.
خلاصه داستان: از طریق یک داستان سرایی واضح پدر ، پسری از زندگی عیسی ، از آغاز فروتنانه تا فداکاری نهایی ، سفر می کند. در طول راه ، او قدرت تحول آمیز ایمان را کشف می کند.