خلاصه داستان: فیلم «تکثیر» (Multiplicity) در سال ۱۹۹۶ به کارگردانی هارولد ریمیس و با بازی مایکل کیتون در نقش اصلی ساخته شد. داستان درباره مردی به نام داگ کینی است که برای رهایی از فشارهای کاری و خانوادگی، با پیشنهاد دوستش برای کلون کردن خودش موافقت میکند. او ابتدا یک نسخه کپی از خودش میسازد تا در کار به او کمک کند، اما خیلی زود نسخههای بیشتری از او ساخته میشوند و هر کدام ویژگیهای شخصیتی متفاوتی پیدا میکنند. این نسخهها که به تدریج از کنترل داگ اصلی خارج میشوند، زندگی حرفهای و شخصی او را به آشوب میکشند و در نهایت داگ مجبور میشود با عواقب این تکثیر غیرمنتظره دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: فیلم «جاده مالهالند» در سال ۲۰۰۱ داستان زنی جوان به نام بتی الدن را روایت میکند که برای رسیدن به رویای بازیگری به لسآنجلس میآید و در خانه عمهاش ساکن میشود. او با دختری به نام ریتا که دچار فراموشی شده و در تصادفی اتومبیل گریخته، آشنا میشود. بتی تصمیم میگیرد به ریتا کمک کند تا هویت واقعیاش را پیدا کند، اما این جستجو آنها را به دنیای پررمز و راز و خطرناک هالیوود میکشاند.
خلاصه داستان: خانم دوتفایر در سال ۱۹۹۳ داستان مردی طلاق گرفته به نام دنیل هیلارد را روایت میکند که برای دیدن فرزندانش، خود را به شکل پیرزنی پرستار به نام خانم دوتفایر درمیآورد و به خانه همسر سابقش نقل مکان میکند.
خلاصه داستان: پس از وقایع فیلم قبلی، جیمز باند مأموریت دارد تا یک محموله از موشکهای ماهریکر را که در مسیر بریتانیا گم شدهاست، پیگیری کند. اما تحقیقات او او را به میلیاردری به نام هوگو دراکس میرساند که در حال ساخت یک سفینه فضایی مخفیانه است. باند با همکاری دکتر هالی گودهد، کارمند ناسا، باید نقشه شیطانی دراکس برای نابودی تمدن بشری و سکونت در فضا را خنثی کنند.
خلاصه داستان: فیلم «گامهای ماهنورد» (Moonlight Mile) داستانی عمیق و احساسی را در سال 2002 روایت میکند. این فیلم درباره مرد جوانی به نام جو ناست (با بازی جیک جیلنهال) است که پس از ترک نامزدش، دیانا، به شهر کوچکی بازمیگردد تا با پدر و مادرش زندگی کند. او که درگیر یک رابطه عاطفی جدید با دختری به نام الکس (با بازی الیزابت شو) است، بهطور اتفاقی با دیانا و خانوادهاش روبرو میشود و این ملاقات، کشمکشهای درونی او را برای یافتن هویت و معنای زندگیاش دوچندان میکند. جو در این مسیر، بین احساسات گذشته و امیدهای آینده سرگردان است و باید تصمیم بگیرد که چه مسیری را در زندگی خود انتخاب کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «ملاقات با جو بلک» در سال 1998 روایتگر مردی ثروتمند به نام ویلیام پاریش است که در آستانه تولد هشتاد و یک سالگی خود، با نماد مرگ روبرو میشود. مرگ که خود را با نام «جو بلک» معرفی میکند، به دلیل علاقهای که به زندگی ویلیام پیدا کرده، پیشنهاد میدهد که مدتی در قالب انسانی در کنار او بماند تا زندگی را تجربه کند. در این میان، جو بلک عاشق دختر ویلیام، الیشیا میشود و این رابطه، مرز میان مرگ و زندگی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فصل بهار سال ۱۹۸۷، در یک شهر کوچک آمریکا، پسر نوجوانی به نام هنری به همراه مادرش که از افسردگی شدید رنج میبرد، زندگی میکند. زندگی آنها وقتی تغییر میکند که مردی مرموز به نام فرانک که از زندان فرار کرده است، به آنها پناه میبرد. در طول یک آخر هفته تعطیلات، فرانک با مهربانی و سکوت، خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد و باعث ایجاد امید و عشق در دل مادر میشود، اما هنری باید با حقایق تلخ و پیچیدهای درباره گذشته فرانک و مادرش روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم «شکارچی انسان» (Manhunter) به کارگردانی برایان دی پالما و بر اساس رمان توماس هریس، داستان ویل گراهام، مأمور سابق افبیآی را روایت میکند که برای دستگیری یک قاتل زنجیرهای به نام «تختخواب قرمز» (Red Dragon) که خانوادهها را هدف قرار میدهد، به نیروی کار بازمیگردد. او برای حل این پرونده، از دکتر هنری لکتر، قاتل زنجیرهای محبوس، کمک میگیرد تا ذهن قاتل دیگری را که به دنبال تخریب یک شرکت بزرگ است، درک کند.
خلاصه داستان: فیلم «سنت آگاتا» داستان زنی جوان به نام مری است که در دهه ۱۹۵۰ میلادی به یک صومعه پناه میبرد تا از گذشتهی تاریک خود فرار کند. اما به زودی متوجه میشود که این مکان مقدس، پوششی برای اسرار شوم و آزارهای روحی و جسمی است که توسط راهبههای ساکن آنجا اعمال میشود. مری باید برای نجات جان خود و افشای حقیقت، با ترسهای درونی و نیروهای شیطانی درون صومعه به مبارزه برخیزد.
خلاصه داستان: فیلم «کمین» داستان دو مأمور پلیس به نامهای دیک و ری را روایت میکند که برای مراقبت از یک تاجر ثروتمند به نام پیتر فایرستون و همسر جوانش کاترین مأموریت دارند. در این میان، ری که به تازگی از همسرش جدا شده، در حین عملیات عاشق کاترین میشود و با اینکه این رابطه غیرقانونی است، اما احساساتش باعث میشود تا در انجام وظیفهاش تردید کند و خود را در موقعیتی پرخطر و پیچیده بیندازد.