خلاصه داستان: جو بیلی، یک کارشناس 911 در بمبئی، در یک شب پر از تماسهای اضطراری با یک زن گمشده مواجه میشود. او با استفاده از مهارتهای خود در ارتباط با تلفن، تلاش میکند تا او را پیدا کند و نجات دهد. در حالی که زمان در حال گذشتن است، جو با مواجه شدن با ترسها و رازهایی که در گذشته خود پنهان کرده بود، مجبور میشود تا تصمیمات سختگیرانهای بگیرد تا زن را نجات دهد.
خلاصه داستان: در این فیلم، دلورس وان کارتیر، یک خواننده کاباره که شاهد جنایتی میشود، برای محافظت از جانش در یک صومعه راهبهها مخفی میشود. با وجود مخالفت رئیس صومعه، دلورس با استفاده از استعداد موسیقیاش، زندگی صومعه را دگرگون میکند و گروه کر صومعه را به یک انجمن موسیقی شکوفا میسازد. این تغییرات باعث جلب توجه رسانهها و جامعه میشود و در نهایت به نجات دلورس و دستگیری متهمان کمک میکند.
خلاصه داستان: در سفری حماسی، بیلبو بگینز، یک هابیت آرامطبع، به همراه گروهی از کوتولهها توسط جادوگر گندالف به دنبال بازیابی قلمرو از دست رفتهشان در کوه کوهستان تنها میشود. آنها با مخلوقات خطرناک، جادوگران شرور و اژدهایی عظیم به نام سماوغ روبرو میشوند و بیلبو با کشف حلقهی مرموزی که سرنوشت جهان را تغییر میدهد، به قهرمانی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک مأمور پلیس که دچار استرس پس از سانحه شد، به یکی از بیمارستانهای روانی اعزام میشود. او در آنجا با یک مریضی مواجه میشود که ادعا میکند قاتلی خطرناک است. مأمور پلیس باید تعیین کند که آیا این مریض واقعاً قاتل است یا اینکه او خودش دچار توهم شده و باید با خطراتی که در این بیمارستان وجود دارد، مقابله کند. در طول داستان، او با خطراتی رو در رو میشود که ممکن است جانش را به خطر بیندازند.
خلاصه داستان: در یک مهمت بحرانی، یک تیم از ناوگان دریایی آمریکا به یک جزیره دورافتاده اعزام میشود تا یک تهدید ناشناخته را مهار کنند. آنها به زودی میفهمند که جزیره مسکونی از موجودات مرموز و خطرناکی پر شده است که به تدریج تیم را تضعیف میکنند. در حالی که اعضای تیم با ترس و شک در خود و یکدیگر دست و پنجه مینازند، باید با استفاده از تجهیزات محدود و هوش جمعی خود، نجات خود را از دام این موجودات مرموز تضمین کنند.
خلاصه داستان: دو دوست جوان به نامهای دَنت و رَندل در یک روز معمولی در فروشگاههایشان مشغول کار هستند. دَنت در فروشگاه مواد غذایی و رَندل در فروشگاه اجاره فیلم. آنها با مشتریان عجیب و غریب، مشکلات شخصی و بحثهای بیربط به سرگرمی مشغولند. در طول روز، آنها به یادآوری رابطههای گذشته، برنامهریزی برای آینده و سرگرمی با بازیهای کامپیوتری میپردازند. این فیلم سیاهوسفید به تصویر کشیدن زندگی معمولی دو نوجوان در شهر کوچک است که با تمسخر و طنز به برخی از جنبههای جامعه اشاره میکند.
خلاصه داستان: در سال 2009، در سان خوزه، یک راننده تاکسی ۷۱ ساله به نام لونگ نگوین به طور تصادفی درگیر یک سرقت خطرناک میشود. او مجبور میشود سه جوان متهم را به یک هتل در کوهها براند، جایی که او به عنوان اسیر در اختیار آنها قرار میگیرد. در طول این سفر، روابط پیچیدهای بین اسیر و اسیران شکل میگیرد و لونگ مجبور میشود با ترس و تنهایی خود مقابله کند.
خلاصه داستان: پیرمردی که سابقهای طولانی در سرقت بانک دارد، به دلیل بیماریای ناگهانی در بیمارستان بستری میشود. جوانی که به عنوان پرستار با او کار میکند، شک میکند که این بیماری واقعی نیست و پیرمرد فقط تظاهر میکند. او تصمیم میگیرد با کمک دوستش، پیرمرد را به یک سرقت بانک جدید فریب دهد تا حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: در سال 1946، یک قاتل سریالی در شهر تکسارکانا مرموزانه ظاهر میشود و مردم را به ترس میاندازد. او با ماسک ترسناک و سلاحهای مختلف، افرادی را در شبها تعقیب و به قتل میرساند. پلیس در تلاش برای دستگیری او است، اما قاتل همیشه یک قدم جلوتر است و باعث میشود شهر در حالت ترس و وحشت بسر بُرد. این فیلم بر اساس وقایع واقعی قتلهایی در تکسارکانا استوار است.
خلاصه داستان: یک کارآگاه اف.بی.آی به نام ویل گراهام، که قبلاً با یک قاتل زنجیرهای به نام هانیبال لکتر مواجه شده بود، برای رسیدگی به یک پرونده جدید دوباره به خدمت باز میگردد. این بار او با یک قاتل متجاوز به نام «فرشته شب» مواجه میشود که قربانیان خود را قبل از کشتن، به شدت آزار میدهد. برای درک ذهنیت این قاتل، گراهام به کمک لکتر - که در زندان نگهداری میشود - روی میآورد. در حالی که لکتر به گراهام کمک میکند، او نیز به طور مخفیانه به فریب دادن او میپردازد. در نهایت، گراهام باید با خطراتی که لکتر برایش ایجاد میکند، مواجه شود و پرونده را حل کند.