خلاصه داستان: فیلم «آندرتِیکر» یک تریلر جنایی بریتانیایی به کارگردانی و نویسندگی مایکل رایت در اولین تجربه کارگردانیاش است که در نوامبر ۲۰۲۳ در بریستول اکران شد. آرتور مورل (پل مکگان)، متصدی کفنودفن منزوی در شهری کوچک در شمال انگلستان در دهه ۱۹۶۰، پس از مرگ برادرش به دست گانگستر محلی فینلی آنسورث (راجر بارکلی) و از دست دادن عشق زندگیاش در جنگ، زندگی پر از اندوهی دارد. فینلی آرتور را مجبور میکند اجساد قربانیان قتلهای باندش را که در جریان تصاحب قدرت محلی کشته شدهاند، مخفیانه دفن کند. آرتور ابتدا برای بازنشستگی پول را میپذیرد، اما با افزایش اجساد و فشار کارآگاه کلی (شان گیلدر)، به نقطه فروپاشی میرسد. او به یک vigilante آماتور تبدیل شده و تلاش میکند به سلطه وحشیانه فینلی پایان دهد. فیلم با حضور تارا فیتزجرالد در نقش ویک، خواننده کلوپ شبانه، و موری ملوین در نقش لنی، به موضوعات انتخاب اخلاقی، گناه و فروپاشی روانی میپردازد. با فیلمبرداری نوآر و ستهای ساختهشده در استودیوی بوتلیارد بریستول، امتیاز ۵.۶ در IMDb دریافت کرده، اما به دلیل ریتم کند و پایان آشوبناک، نقدهای متوسطی دارد.
خلاصه داستان: فیلم «سرباز قلعی» یک تریلر اکشن آمریکایی به کارگردانی برد فورمن است. بوکو شی (جیمی فاکس)، رهبر فرقهای کاریزماتیک، با وعده محافظت و هدف، صدها کهنهسرباز را جذب کرده و دژی نفوذناپذیر مملو از تسلیحات ساخته. پس از چندین تلاش ناموفق برای نفوذ، امانوئل اشبرن (رابرت دنیرو)، مامور نظامی، نش کاوانا (اسکات ایستوود)، سرباز ویژه سابق و شاگرد پیشین بوکو شی را استخدام میکند. نش که به دنبال انتقام از بوکو شی به خاطر گرفتن همهچیز از او، از جمله عشق زندگیاش، است، از دانش خود برای نفوذ به دژ استفاده میکند. این ماموریت به نبردی پرتنش و پر از خیانت تبدیل میشود. فیلم با بازیگرانی چون جان لگویزامو و ریتا اورا، به موضوعات ترومای جنگی، فرقههای افراطی و رستگاری میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه آشوبناک، کارگردانی ضعیف، جلوههای بصری تار و ویرایش بیشازحد، نقدهای منفی با امتیاز ۳.۴ در IMDb و حدود ۲۰٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است. با بودجه ۴۵ میلیون دلاری، فروش جهانی آن تنها ۳۹,۹۸۴ دلار بود.
خلاصه داستان: فیلم «جنگافزار» یک درام جنگی آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی ری مندوزا، کهنهسرباز جنگ عراق، و الکس گارلند است که بر اساس تجربیات واقعی مندوزا در نبرد رمادی در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۶ ساخته شده. داستان بهصورت واقعی و بر اساس خاطرات اعضای جوخه نیروی دریایی SEAL آمریکا روایت میشود. جوخه آلفا وان، به رهبری اریک (ویل پولتر)، در خانهای عراقی مستقر شده تا حرکات نیروهای آمریکایی را در قلمرو شورشیان نظارت کند. مندوزا (دیفارو وون-آ-تای) و همرزمانش، از جمله الیوت (کاسمو جارویس) و تامی (کیت کانر)، ابتدا در انتظارند، اما پس از پرتاب نارنجکی توسط شورشیان، درگیری شدیدی آغاز میشود. فیلم با فیلمبرداری مستندگونه، صداگذاری بینظیر و روایت بدون تزئینات هالیوودی، وحشت و برادری جنگ را به تصویر میکشد. با بازی جوزف کویین، چارلز ملتون و نوآ سنتینو، فیلم به موضوعات پوچی جنگ، فداکاری و تأثیرات روانی نبرد میپردازد و با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز تحسین شده، اما به دلیل فقدان داستانسرایی سنتی و شدت عاطفی، برخی آن را چالشبرانگیز یافتهاند.
خلاصه داستان: فیلم «ویلیام تل» یک اکشن تاریخی حماسی به کارگردانی نیک هم و اقتباسی از نمایشنامه فریدریش شیلر است. داستان در سال ۱۳۰۷ در سوئیس تحت سلطه خاندان هابسبورگ اتریش رخ میدهد. ویلیام تل (کلس بنگ)، شکارچی صلحجوی سابق جنگهای صلیبی، پس از کمک به فراری دادن کشاورزی که به دلیل قتل یک حاکم اتریشی تحت تعقیب است، درگیر مقاومت سوئیسیها علیه ظلم هابسبورگها میشود. گسلر (کانر سوئیندلز)، والی ظالم، برای تحقیر سوئیسیها، تل را مجبور میکند سیبی را با کمان از روی سر پسرش شلیک کند. تل موفق میشود، اما پس از اعتراف به نیت کشتن گسلر در صورت شکست، دستگیر میشود. این رویداد خشم مردم را برمیانگیزد و تل با کمک برتا (الی بامبر) فرار کرده و رهبری شورش علیه گسلر و پادشاه آلبرت (بن کینگزلی) را بر عهده میگیرد. فیلم با مناظر خیرهکننده، صحنههای نبرد و بازی قوی بنگ، به موضوعات آزادی و مقاومت میپردازد، اما به دلیل دیالوگهای غیرطبیعی، نادرستیهای تاریخی و ریتم کند، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «بروتالیست» یک درام تاریخی حماسی به کارگردانی بریدی کوربت و نویسندگی مشترک او و مونا فاستوُلد است. لاسلو توث (آدرین برودی)، معمار یهودی-مجارستانی و بازمانده هولوکاست، در سال ۱۹۴۷ از اروپای پس از جنگ به آمریکا مهاجرت میکند تا زندگی، حرفه و ازدواجش با ارژبت (فلیسیتی جونز) را بازسازی کند. او در فیلادلفیا نزد پسرعمویش آتیلا، که هویت یهودیاش را پنهان کرده، پناه میگیرد و در کسبوکار مبلمان او کار میکند. لاسلو که با فقر، تبعیض و اعتیاد به هروئین دستوپنجه نرم میکند، با هریسون ون بورن (گای پیرس)، صنعتگر ثروتمند، آشنا میشود که او را برای ساخت مرکزی عظیم به سبک معماری بروتالیستی مامور میکند. این پروژه که نمادی از جاهطلبی لاسلو است، او را به اوج میرساند، اما با هزینههای سنگین عاطفی و اخلاقی، از جمله تنش با ارژبت و مواجهه با فساد ون بورن، همراه میشود. فیلم با فیلمبرداری ویستاویژن، موسیقی دانیل بلامبرگ و بازی درخشان برودی، به موضوعات مهاجرت، رویای آمریکایی، یهودستیزی و تنش بین هنر و سرمایهداری میپردازد و با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز تحسین شده، اما به دلیل طول ۲۱۵ دقیقهای و روایت گاه سرد، نقدهایی هم دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «تصنیف جزیره والیس» یک کمدی-درام موزیکال بریتانیایی به کارگردانی جیمز گریفیث و اقتباسی از فیلم کوتاه نامزد بفتا در سال ۲۰۰۷ با همین نام است. چارلز هیت (تیم کی)، یک برنده عجیبوغریب لاتاری که پس از مرگ همسرش بهتنهایی در جزیره دورافتاده والیس زندگی میکند، آرزو دارد گروه موسیقی موردعلاقهاش، مکگوایر-مورتیمر، متشکل از هرب مکگوایر (تام باسدن) و نل مورتیمر (کری مولیگان)، را دوباره متحد کند. او هرب را برای اجرای خصوصی با مبلغ هنگفتی به جزیره دعوت میکند، اما بدون اطلاع او، نل را نیز که اکنون با همسرش مایکل در پورتلند زندگی میکند، دعوت کرده است. وقتی نل و هرب، که سالها به دلیل جدایی عاشقانه و حرفهای با هم صحبت نکردهاند، دوباره روبهرو میشوند، تنشهای قدیمی شعلهور شده و طوفان جزیره آنها را به دام میاندازد. چارلز با شوخطبعی و مجموعه یادگاریهایش از گروه، تلاش میکند کنسرت رویاییاش را نجات دهد. فیلم با موسیقی فولک دلانگیز، طنز بریتانیایی و بازیهای قوی، به موضوعات عشق، فقدان و نوستالژی میپردازد و با امتیاز ۹۸٪ در راتن تومیتوز تحسین شده است.
خلاصه داستان: فیلم «اسنیکز» یک انیمیشن کمدی-ورزشی آمریکایی به کارگردانی راب ادواردز و کریس جنکینز است. تای (آنتونی مکی)، یک کتانی طراحیشده لوکس که زندگی را جز در جعبه مخملیاش نمیشناسد، و خواهرش مکسین (کلویی بیلی) توسط ادسون (سوای لی)، یک بسکتبالیست دبیرستانی، در قرعهکشی گالای اسنیکرهدها برنده میشوند. اما کلکتور (لارنس فیشبرن)، یک مجموعهدار مرموز، آنها را میدزدد تا به فورجر، سازنده کفشهای تقلبی، تحویل دهد. تای بهطور اتفاقی از جعبه بیرون میافتد و برای نجات مکسین وارد نیویورک میشود. او با جیبی (مارتین لارنس)، یک کتانی کهنه خیابانی، و گروهی از کفشهای متنوع، از جمله آدریانا، پاشنهبلند و عشق سابق جیبی، آشنا میشود. تای در این ماجراجویی پر از طنز، موسیقی هیپهاپ و رقص، شجاعت را میآموزد و ارزش زندگی خارج از جعبه را کشف میکند. فیلم با انیمیشن رنگارنگ اما ساده، به موضوعات هویت، شجاعت و فرهنگ اسنیکر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای و شوخیهای تکراری، نقدهای متوسطی با امتیاز ۳۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «قابل نجات» یک درام جنایی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بیورن فرانکلین و جانی مارچتا است. داستان درباره سال «گاو نر» (توبی کبل)، بوکسوری میانسال است که در شهری کوچک و افسرده، با رویاهای محوشده و رابطهای شکننده با دختر نوجوانش، مولی (کیلا لرد کسیدی)، دستوپنجه نرم میکند. او که در یک مرکز نگهداری سالمندان کار میکند، در رینگ بوکس و زندگی شخصیاش در حال شکست است. وقتی وینس (شیا لابوف)، دوست قدیمی و خلافکارش، پس از آزادی از زندان بازمیگردد، پیشنهادی خطرناک برای بوکس غیرقانونی به سال میدهد. سال باید بین این فرصت برای بازگشت به اوج یا حفظ رابطه با مولی یکی را انتخاب کند. فیلم با فضایی غمانگیز و بازی قدرتمند کبل، به موضوعات خانواده، رستگاری و مبارزه با محدودیتهای زندگی میپردازد، هرچند گاهی بین درام خانوادگی و جنایی تعادل را از دست میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ریف رف» یک کمدی-جنایی آمریکایی به کارگردانی دیتو مونتیل و نویسندگی جان پولونو است. داستان درباره وینسنت (اد هریس)، یک خلافکار بازنشسته است که با همسر دومش سندی (گابریل یونیون) و پسرخواندهاش دیجی (مایلز جی. هاروی) زندگی آرامی در کلبهای دورافتاده دارد. اما آرامش آنها با ورود غیرمنتظره روث (جنیفر کولیدج)، همسر سابق وینسنت، پسرش روکو (لوئیس پولمن) و دوستدختر باردار روکو، مارینا (امانوئلا پوستاکینی)، بههم میریزد. روکو، که بهخاطر قتل پسر مافیابوس لفتی (بیل مری) برای دفاع از مارینا تحت تعقیب است، از لفتی و قاتلش لانی (پیت دیویدسون) فرار کرده. وینسنت، که خود زمانی گانگستر بوده، باید با گذشتهاش روبهرو شود تا خانوادهاش را از این تهدید مرگبار نجات دهد. فیلم با ترکیبی از طنز تلخ، خشونت و درام خانوادگی، به موضوعات وفاداری و رستگاری میپردازد، هرچند از ضعف در ریتم و عمق شخصیتها رنج میبرد