خلاصه داستان: فیلم «جیجی و نیت» یک درام خانوادگی آمریکایی به کارگردانی نیک هم و نویسندگی دیوید هاجینز است که بر اساس داستان واقعی سازمانی که میمونهای کاپوچین را بهعنوان حیوانات خدماتی برای افراد معلول آموزش میدهد، ساخته شده و در ۲ سپتامبر ۲۰۲۲ توسط Roadside Attractions اکران شد. داستان درباره نیت گیبسون (چارلی رو)، جوانی ۱۸ ساله است که در تعطیلات خانوادگی چهارم ژوئیه در دریاچهای در کارولینای شمالی، به دلیل مننژیت آمبیک دچار فلج چهاراندام میشود. او که در نشویل، تنسی، با مادرش کلر (مارشا گی هاردن)، پدرش دن (جیم بلوشی)، و خواهر بزرگترش کتی (ژوزفین لنگفورد) زندگی میکند، به افسردگی عمیق فرومیرود و حتی اقدام به خودکشی میکند. کلر با سازمان Cebus تماس میگیرد و میمونی کاپوچین به نام جیجی، که از باغوحشی در کالیفرنیا نجات یافته، بهعنوان حیوان خدماتی به نیت داده میشود. جیجی به نیت در کارهای روزمره مانند استفاده از تلفن، ورق زدن کتاب، و تمرینات توانبخشی کمک میکند و امید را به او بازمیگرداند. اما حضور جیجی در اماکن عمومی، مانند فروشگاه مواد غذایی، باعث اعتراض فعالان حقوق حیوانات (AFAB، اشارهای به PETA) میشود که با ماسکهای میمونی و پرتاب خون مصنوعی به خانه نیت حمله میکنند و پروندهای قضایی علیه او به دلیل نقض قوانین تشکیل میدهند. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای مادربزرگ نیت (دیان لد) درباره ودکا، مهمانی کالج که نیت و جیجی در آن مست میشوند، و دادگاه پرتنش، به موضوعات معلولیت، امید و جنجالهای اخلاقی حیوانات خدماتی میپردازد. در پایان، پس از پیدا شدن مقالهای توسط مادربزرگ درباره قانونی بودن میمونهای خدماتی در کارولینای شمالی، خانواده به آنجا نقلمکان میکند و نیت با بورسیه کامل در کالج پذیرفته میشود. با این حال، به دلیل داستان بیشازحد احساسی، زیرنویسهای کلیشهای، و دادگاه کارتونی که به PETA طعنه میزند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۱۹٪ در Rotten Tomatoes). بازی رو و هاردن، موسیقی پل لئونارد-مورگان، و پیام امیدبخش تحسین شدند، اما داستان شلوغ و پایانبندی پیشبینیپذیر نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ۲.۳ میلیون دلار فروش جهانی داشت
خلاصه داستان: فیلم «گاتلوپ: جهنم یک بازی» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی آلبرتو بلی و نویسندگی جیم ماهونی است که در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ بهصورت دیجیتالی منتشر شد. داستان درباره چهار دوست قدیمی، پل (جیم ماهونی)، سام (امی رِیوِر-لمپمن)، کلیف (جان باس) و دومینیک (ساروناس جی. جکسون) است که پس از یک دهه جدایی، به دلیل طلاق سخت یکی از آنها، برای شبی نوستالژیک دور هم جمع میشوند. آنها پس از نوشیدن چند نوشیدنی، تصمیم به بازی «گاتلوپ» (به سوئدی به معنای «دویدن در میان موانع») میگیرند، اما به زودی متوجه میشوند این بازی تختهای که همراه با شاتهای الکل است، دارای پیامدهای ماوراءالطبیعه است. بازی آنها را مجبور به گفتن حقیقت یا انجام چالشهای عجیب، مانند رقص جازرسیز یا تعویض بدن، میکند و اگر تا طلوع آفتاب برنده نشوند، برای همیشه در جهنم گرفتار بازی خواهند ماند. داستان با صحنههایی مانند شوخی درباره فیلم «آپوکالیپتو»، لحظات احساسی درباره گذشته دوستان (مانند خیانت پل به سام)، و طنزهای تاریک مانند پاپ آپ شدن در جهنم، به موضوعات دوستی، رویارویی با گذشته و همکاری میپردازد. با این حال، به دلیل بودجه پایین، جلوههای ویژه ضعیف (مانند خون CGI)، فقدان وحشت واقعی، و داستان قابلپیشبینی که شبیه «جومانجی» و «فلتلاینرز» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۹/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes با میانگین ۶.۴/۱۰ از ۱۵ نقد). بازی امی رِیوِر-لمپمن، شیمی گروه بازیگران، و طنز تند تحسین شدند، اما ریتم کند ابتدایی، شخصیتپردازی سطحی، و عدم تعادل بین کمدی و ترس نقد شدند. فیلم با تولید XYZ Films و Tea Shop Productions ساخته شد و پتانسیل تبدیل به فرنچایز را دارد
خلاصه داستان: فیلم «سقوط» یک تریلر بقا آمریکایی-بریتانیایی به کارگردانی اسکات مان و نویسندگی مشترک او و جاناتان فرانک است که در ۱۲ آگوست ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره بکی (گریس کارولین کری)، کوهنورد جوانی است که پس از مرگ همسرش دن (میسون گودینگ) در یک حادثه کوهنوردی، با افسردگی و اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکند. بهترین دوستش، هانتر (ویرجینیا گاردنر)، او را متقاعد میکند تا برای غلبه بر غم، از یک برج رادیویی متروکه ۶۱۰ متری (۲۰۰۰ فوت) در صحرای کالیفرنیا بالا بروند. این برج، به نام B-67، بلندترین سازه خیالی فیلم است. پس از رسیدن به قله، نردبان زنگزده فرومیریزد و آنها در بالای برج گیر میافتند بدون غذا، آب، یا سیگنال تلفن. بکی و هانتر با چالشهایی مانند گرسنگی، کرکسهای گرسنه، و توهم ناشی از خستگی مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند تلاش برای ارسال پیام با پهپاد، پرتاب کفش با طناب برای گرفتن سیگنال، و فلشبکهایی از رابطه بکی با دن و پدرش (جفری دین مورگان)، به موضوعات بقا، دوستی و غلبه بر تروما میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، دیالوگهای کلیشهای، و برخی جلوههای ویژه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۷۹٪ در Rotten Tomatoes). بازی کری و گاردنر، فیلمبرداری مک گرگور و تنش ناشی از ارتفاع تحسین شدند، اما پایانبندی شتابزده و فقدان عمق احساسی نقد شدند. فیلم با بودجه ۳ میلیون دلار ساخته شد و ۱۷.۳ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «انترگالاکتیک» یک انیمیشن موزیکال-رمانتیک برای بزرگسالان به کارگردانی فلچر مولز و خلقشده توسط کید کادی (اسکات مسکودی) و کنیا باریس است که بهعنوان مکمل بصری آلبوم همنام کید کادی در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره جاباری (با صداپیشگی کید کادی)، هنرمند خیابانی جذاب و خالق شخصیت «آقای ریجر» است که پس از امضای قرارداد با کامیکهای کازمیک، به آپارتمان رؤیاییاش در منهتن نقلمکان میکند. او بهطور اتفاقی با همسایه جدیدش، میدو (جسیکا ویلیامز)، عکاسی بااستعداد که در آستانه اولین نمایشگاه گالریاش است، آشنا میشود. این دو از طریق عشق مشترک به هنر و موسیقی هیپهاپ به هم نزدیک میشوند، اما باید تعادل بین موفقیت حرفهای و عشق را پیدا کنند. داستان با صحنههایی مانند دوچرخهسواری در منهتن رنگارنگ، اجراهای موزیکال با آهنگهایی مانند «Do What I Want» و «Willing to Trust»، و لحظات طنزآمیز با دوستان جاباری مانند جیمی (تیموتی شالامه) و دونتاون پت (مکالی کالکین)، به موضوعات عشق مدرن، خودشناسی و فرهنگ شهری میپردازد. انیمیشن با سبک بصری الهامگرفته از «مرد عنکبوتی: بهسوی دنیای عنکبوتی» و «وقتی هری سالی را دید»، و طراحی مد توسط ویرجیل ابلو، فضای روانگردان و رنگارنگی خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی، و تبدیل از سریال به فیلم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۹۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی ویلیامز و کادی، موسیقی متن کید کادی، و انیمیشن DNEG تحسین شدند، اما برخی روایت را بیشازحد تجاری و فاقد نوآوری دانستند. فیلم با ۹۲ دقیقه مدتزمان، بهعنوان یک «رویداد تلویزیونی» عرضه شد و به ویرجیل ابلو تقدیم شد.
خلاصه داستان: فیلم «دوگانه» یک کمدی سیاه علمی-تخیلی به کارگردانی و نویسندگی رایلی استارنز است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ توسط RLJE Films اکران شد. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد، جایی که سارا (کارن گیلان)، زنی الکلی و افسرده با رابطهای سرد با دوستپسرش پیتر (بیولا کوال) و مادرش (مایجا پائونیو)، پس از بیدار شدن با تخت پر از خون، متوجه بیماری لاعلاجش میشود. او برای کاهش غم عزیزانش، خود را کلون میکند. کلون او، «سارای دوگانه»، که قرار است جایگزینش شود، بهسرعت با پیتر و مادرش ارتباط بهتری برقرار میکند و شخصیتی مستقل پیدا میکند. پس از ده ماه، سارا بهطور معجزهآسا بهبود مییابد، اما درخواست غیرفعالسازی کلونش رد میشود، زیرا کلون حق حیات پیدا کرده است. این موضوع به دوئلی قانونی و مرگبار منجر میشود که سارا باید طی یک سال برای آن آماده شود. او با مربی رزمی، ترنت (آرون پال)، تمرین میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرینات مبارزهای طنزآمیز، رقص هیپهاپ با ترنت، و پایانبندی غیرمنتظره که سارای دوگانه با ادعای اصلی بودن پیروز میشود، به موضوعات هویت، مرگ و فردیت میپردازد. با این حال، به دلیل لحن یکنواخت، بازیهای بیروح (بهجز گیلان)، و فقدان عمق روانشناختی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۷۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی دوگانه گیلان، فضای دیستوپیایی و طنز تلخ تحسین شدند، اما داستان سطحی و پایانبندی سردرگمکننده نقد شدند.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Dual_%282022_film%29)[](https://www.rottentomatoes.com/m/dual_2022)
خلاصه داستان: فیلم «انتخاب کن یا بمیر» یک تریلر ترسناک بریتانیایی به کارگردانی توبی میکینز در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی سایمون آلن است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کایلا (ایولا اوانز)، دانشجوی انصرافی است که برای پرداخت بدهیهایش و مراقبت از مادر معتادش (آنجلا گریفین)، یک بازی ویدیویی متنی دهه ۸۰ به نام CURS>R را که جایزهای ۱۲۵,۰۰۰ دلاری دارد، پیدا میکند. او با کمک دوست برنامهنویسش، آیزاک (آسا باترفیلد)، بازی را شروع میکند، اما به زودی متوجه میشود این بازی نفرینشده است و انتخابهایش واقعیت را تغییر میدهند و پیامدهای مرگباری دارند. داستان با صحنههایی مانند انتخابهای وحشتناک در کافه (مثل خوردن شیشه توسط پیشخدمت)، توهمات مرتبط با مرگ برادر کایلا، و نبرد نهایی با منطق عجیب، به موضوعات ناامیدی، حرص و بقا میپردازد. رابرت انگلند (صداپیشه) و ادی مارسان (در نقش هال، کلکسیونری که ابتدا بازی را امتحان میکند) حضور دارند. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، شخصیتپردازی ضعیف و پایانبندی ناامیدکننده، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۴.۸/۱۰ در IMDb و ۳۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی اوانز، موسیقی لیام هاولت (از گروه پرادیجی) و ارجاعات نوستالژیک به بازیهای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم، فقدان وحشت واقعی و جلوههای بصری ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و در هفته اول در فهرست ۱۰ فیلم برتر نتفلیکس قرار گرفت، اما به سرعت فراموش شد.
خلاصه داستان: فیلم «بلفاست» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک به کارگردانی و نویسندگی کنت برانا است که در اواخر دهه ۱۹۶۰ در بلفاست، ایرلند شمالی، در طول درگیریهای فرقهای معروف به «مشکلات» رخ میدهد. داستان از نگاه بادی (جود هیل)، پسری ۹ ساله از یک خانواده پروتستان طبقه کارگر، روایت میشود که با والدینش، ما (کترین بالف) و پا (جیمی دورنان)، برادر بزرگترش ویل (لوئیس مکاسکی)، و پدربزرگ و مادربزرگش (کیارن هایندز و جودی دنچ) زندگی میکند. بادی در محلهای مختلط با دوستان کاتولیک و پروتستان بزرگ میشود، اما با شروع خشونتها در ۱۵ اوت ۱۹۶۹، که در آن اوباش پروتستان به خانههای کاتولیکها حمله میکنند، زندگی آرام او بههم میریزد. خانواده بادی با مشکلات مالی، تهدیدهای گروههای شبهنظامی، و تصمیمگیری درباره مهاجرت به انگلستان یا استرالیا مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند بازیهای خیابانی بادی، تماشای فیلمهای وسترن در سینما، و گفتوگوهای عاطفی با پدربزرگ درباره عشق و زندگی، به موضوعات خانواده، از دست دادن معصومیت و تأثیر درگیریهای اجتماعی میپردازد. فیلم در پایان با ادای احترام به بلفاست و نسلهای گذشته به اوج میرسد. با این حال، به دلیل لحن گاهی بیشازحد نوستالژیک و روایت یکجانبه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای هیل، بالف، هایندز و دنچ، فیلمبرداری سیاهوسفید هریس زامبارلوکوس، و موسیقی ون موریسون تحسین شدند، اما داستان خطی و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اصلی شد و در جشنواره تورنتو ۲۰۲۱ جایزه انتخاب مردم را کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «پس از آفتاب» یک درام نیمهاتوبیوگرافیک و اولین اثر بلند شارلوت ولز است که در سال ۱۹۹۹ در یک استراحتگاه ساحلی در ترکیه رخ میدهد. داستان درباره سوفی (فرانکی کوریو در کودکی و سلیا رولسون-هال در بزرگسالی)، دختری ۱۱ ساله اسکاتلندی، است که با پدر جوانش، کالوم (پل مسکال)، تعطیلات تابستانی را سپری میکند. سوفی با دوربین MiniDV لحظات را ضبط میکند، در حالی که کالوم، که پس از جدایی دوستانه از مادر سوفی به لندن نقلمکان کرده، نشانههایی از افسردگی و اضطراب را پنهان میکند. داستان از دیدگاه سوفی بزرگسال روایت میشود که بیست سال بعد به این تعطیلات و رابطهاش با پدرش میاندیشد. صحنههایی مانند رقص زیر نور استروب به آهنگ «Under Pressure» از کوئین و دیوید بویی، بازیهای کنار استخر، و گفتوگوهای صمیمی درباره آینده، به موضوعات حافظه، فقدان و درک گذشته میپردازند. سوفی با پسری به نام مایکل دوست میشود و رفتارهای نوجوانان را مشاهده میکند، در حالی که کالوم با کتابهای تایچی و مدیتیشن به دنبال آرامش است. فیلم با پایانی تأثیرگذار و انتقالی درخشان به نام «شات انتقال» به اوج میرسد که نشاندهنده جدایی عاطفی سوفی از پدرش است. با این حال، به دلیل ریتم کند و داستان ظریف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۶/۱۰ در IMDb و ۹۶٪ در Rotten Tomatoes). بازی مسکال (نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد) و کوریو، فیلمبرداری گرگوری اوکه و موسیقی الیور کویتس تحسین شدند، اما برخی داستان را بیشازحد مبهم نقد کردند. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۲ نمایش داده شد و جایزه French Touch را برد.
خلاصه داستان: «خلبهها» یک فیلم ترسناک روانشناختی بریتانیایی به کارگردانی و نویسندگی ناتانیل مارتلو-وایت است که اولین تجربه کارگردانی او محسوب میشود و در ۲۲ فوریه ۲۰۲۳ روی نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره نیو (اشلی مادکوه)، زنی دورگه (نیمهسیاه، نیمهسفید) است که زندگی مرفهی بهعنوان معاون مدیر یک مدرسه خصوصی و اجتماعی در حومهای آرام دارد. او که از گذشتهاش، پر از تبعیض و مشکلات مالی، فرار کرده و هویت جدیدی به نام نیو ساخته، با همسرش ایان (جاستین سالینجر) و دو فرزندش، سباستین و مری، زندگی آرامی دارد. اما ورود دو غریبه، کارل (جوردن مایری) و دیونه (بوکی باکری)، که بهتدریج هویت واقعی آنها فاش میشود، زندگی کامل او را متلاشی میکند. نیو مجبور میشود با گذشتهاش، که شامل رها کردن فرزندانش و انتخابی بحثبرانگیز برای «سفید شدن» هویتش است، روبهرو شود. فیلم با پایانی غافلگیرکننده، به موضوعات هویت طبقاتی، نژادپرستی درونی و پیامدهای رها کردن گذشته میپردازد. این اثر با بازی قوی مادکوه و تصاویر بصری جذاب تحسین شده، اما به دلیل حفرههای داستانی و لحن نامنظم، نقدهایی نیز دریافت کرده است.