خلاصه داستان: نمایش «نای» یک درام بیوگرافیک-فانتزی ولزی به نویسندگی تیم پرایس و کارگردانی روفوس نوریس است که توسط تئاتر ملی (National Theatre) و مرکز هزاره ولز تولید شده و از طریق National Theatre Live پخش میشود. این نمایش زندگی و میراث آنورین «نای» بوان (مایکل شین)، سیاستمدار ولزی و وزیر بهداشت پیشین که سرویس سلامت ملی (NHS) بریتانیا را در سال ۱۹۴۸ بنیان گذاشت، به تصویر میکشد. داستان از بستر بیمارستانی آغاز میشود، جایی که نای در مواجهه با مرگ، در سفری سورئال و ذهنی به گذشته خود بازمیگردد: از کودکی بهعنوان پسر یک معدنچی ولزی و دانشآموزی که لکنت زبان داشت و مورد آزار معلمش قرار میگرفت، تا کار در معادن، ورود به سیاست محلی، مجلس عوام، و درگیریهایش با وینستون چرچیل (تونی جایاواردنا). نمایش با استفاده از فلاشبکهای رویاگونه، شبیه به «کارآگاه آوازخوان»، و طراحی صحنه خلاقانه با تختها و پردههای بیمارستانی، لحظاتی از زندگی نای، از جمله ملاقات با همسرش جنی لی (شارون اسمال)، جنگ جهانی دوم، و مبارزه برای تأسیس NHS را به تصویر میکشد. نمایش به موضوعات عدالت اجتماعی، مبارزه طبقاتی، و عزم برای ایجاد سیستمی عادلانه برای مراقبتهای بهداشتی میپردازد. با این حال، به دلیل فشردگی بیشازحد وقایع زندگی نای، بهویژه مراحل پایانی تأسیس NHS که در نیم ساعت آخر بهسرعت پوشش داده شده، و برخی لحظات بیشازحد احساسی مانند رقص و آواز سورئال، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی مایکل شین، طراحی صحنه ویکی مورتیمر، و موسیقی ویل استوارت تحسین شدند، اما نمایش به دلیل سادهسازی برخی درگیریهای سیاسی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند کلمنت آتلی (استفانی جیکوب) نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «جهان خواهد لرزید» یک درام تاریخی-بیوگرافیکی به کارگردانی و نویسندگی لیور گلر است که داستان واقعی و ناگفته فرار گروهی از زندانیان از اردوگاه مرگ چلمنو، اولین اردوگاه مرگ نازیها در لهستان اشغالی در سال ۱۹۴۲، را روایت میکند. داستان حول سولومون وینر (اولیور جکسون-کوهن)، مایکل پودخلبنیک (جرمی نیومارک جونز)، و ولف (چارلی مکگچان) میچرخد که بهعنوان گورکن اجباری، اجساد قربانیان یهودی کشتهشده در کامیونهای گاز را دفن میکنند. با آگاهی از مرگ حتمی خود، آنها نقشهای جسورانه برای فرار طراحی میکنند تا اولین گزارش شاهدان عینی از هولوکاست را به جهان ارائه دهند. فیلم با صحنههای تکاندهندهای از وحشت اردوگاه، مانند خفه شدن قربانیان با گاز اگزوز و تیراندازی به بازماندگان، و با ریتمی عمداً کند، حس وحشت و ناامیدی را منتقل میکند. فرار آنها، که با حمایت خاخام شولمن (آنتون لسر) و دیگر زندانیان انجام میشود، منجر به پخش گزارششان در بیبیسی در ژوئن ۱۹۴۲ و نیویورک تایمز در جولای ۱۹۴۲ شد، که اولین اخبار رسمی هولوکاست بودند. فیلم به موضوعات استقامت، امید، و هزینههای اخلاقی بقا میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی، و شباهت به درامهای فرار مانند «فرار از سوبibor»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی جکسون-کوهن به دلیل عمق خاموش و مایکل اپ (فرمانده اردوگاه) به دلیل شرارت محاسبهشده تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل کمبود نوآوری و لحن بیشازحد سنگین نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «شمایکل» یک مستند دو قسمتی به کارگردانی اوون دیویس است که زندگی پیتر شمایکل، یکی از بزرگترین دروازهبانان تاریخ فوتبال، را روایت میکند. این فیلم به دوران حرفهای ۲۲ ساله او میپردازد، از جمله نقش کلیدیاش در قهرمانی غیرمنتظره تیم ملی دانمارک در یورو ۱۹۹۲ و کاپیتانی منچستریونایتد در پیروزی دراماتیک فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۹ که سهگانه تاریخی (Treble) را برای این تیم به ارمغان آورد. مستند با استفاده از آرشیوهای شخصی دیدهنشده، مصاحبههایی با شمایکل، خانوادهاش، و چهرههای برجستهای مانند سر الکس فرگوسن، اریک کانتونا، و گری نویل، داستان موفقیتها، شکستها، و رستگاری او را کاوش میکند. فیلم به موضوعات خانوادگی، از جمله رابطه پیچیده شمایکل با پدرش آنتونی، یک موسیقیدان جاز لهستانی که در جنگ جهانی دوم یتیم شد، و تأثیر او بر روحیه رقابتی پیتر، میپردازد. همچنین به درگیری معروف شمایکل با فرگوسن پس از تساوی مقابل لیورپول در سال ۱۹۹۴ و تصمیم او برای ترک منچستریونایتد در سال ۱۹۹۹ اشاره دارد که خود او آن را «اشتباه بزرگ» میداند. فیلم به روانشناسی نقش دروازهبانی، که اغلب سوءتفاهم شده، و شخصیت غیرمتعارف شمایکل میپردازد. با این حال، به دلیل ماهیت ستایشآمیز و فقدان افشاگریهای جدید، و همچنین تمرکز بیشازحد روی لحظات معروف مانند فینال ۱۹۹۹، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی شمایکل و مصاحبههای فرگوسن و نویل تحسین شدند، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل روایت کلیشهای مستندهای ورزشی و کمبود عمق در برخی بخشها نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «موجسوار» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی لورکان فینهگان و نویسندگی توماس مارتین است. داستان درباره مردی (نیکلاس کیج) است که به همراه پسر نوجوانش (فین لیتل) به ساحل لونا بی در استرالیا، جایی که در کودکی موجسواری میکرد، بازمیگردد تا خانه پدریاش را که اکنون متعلق به دیگری است، بازخرید کند. او که در آمریکا زندگی مرفهی ساخته، با گروهی از موجسواران محلی به رهبری اسکالی (جولین مکماهون) مواجه میشود که ادعای مالکیت بر ساحل دارند و با شعار «اینجا زندگی نکنی، موجسواری نکن» او را در مقابل پسرش تحقیر میکنند. او که مصمم به ماندن است، با ازدستدادن داراییهایش، از جمله تخته موجسواری، ماشین، و حتی ساعت پدریاش، به تدریج وارد چرخهای از خشم، ناامیدی، و فروپاشی روانی میشود. با افشای رازهایی مانند قتل یک موجسوار توسط اسکالی و فشارهای زندگی شخصی، از جمله طلاق و نامزدی همسر سابقش، او در برابر گرما، تشنگی، و توهمات، از جمله دیدن مردی مرده در ساحل، به مرز جنون میرسد. فیلم با تصاویر خیرهکننده از ساحل استرالیا، موسیقی هیپنوتیک، و کاوش در موضوعات هویت، مردانگی سمی، و جستوجوی تعلق، به تجربهای سورئال و روانشناختی تبدیل میشود. با این حال، به دلیل پایان مبهم، داستان بیشازحد استعاری، و عدم وضوح در تمایز بین واقعیت و توهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کیج به دلیل شدت و دیوانگی کنترلشده تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل ریتم کند و فقدان عمق احساسی برای شخصیتهای فرعی نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم «طوفانشکنان» یک انیمیشن ماجراجویانه خانوادگی به کارگردانی گونزالو گوتیرز (G.G.) است که با الهام از داستان «دن کیشوت» اثر سروانتس ساخته شده است. آلفونسو (میکه مورنو)، پسری ۱۱ ساله و وارث روحیه خیالپردازانه دن کیشوت، به همراه سه خرگوش خیالی و موزیکال خود، پانچو (متیو مورنو) و ویکتوریا (کسی گلو)، تلاش میکند تا شهر محبوبشان لامانچا را از طوفانی عظیم نجات دهد. آلفونسو معتقد است این طوفان یک هیولاست که میتوان آن را شکست داد، نه یک پدیده طبیعی غیرقابلکنترل. آنها متوجه میشوند طوفان توسط شرکت شیطانی کاراسکو (توماس هریس) ایجاد شده که قصد دارد زمینهای اهالی را تصاحب کند و آنها را به «کاراسکولند» منتقل کند. با کمک دوستانش و تخیل بیحدش، آلفونسو به قلب طوفان میرود تا منبع آن را نابود کند و شهر را نجات دهد. فیلم با پیامهای زیستمحیطی و ضدتوسعه شهری، به موضوعات دوستی، شجاعت، و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل طرح کلیشهای، شخصیتپردازی ضعیف، انیمیشن متوسط با طراحیهای غیرجذاب، حرکات غیرطبیعی، و شوخیهای ناکارآمد (مانند حضور بیدلیل یک پانتومیم در صحنههای پایانی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و مناظر کوههای اسپانیا تحسین شدند، اما داستان آشوبناک و خرگوشهای خیالی بیتأثیر در پیشبرد داستان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «هملت» یک درام روانشناختی بریتانیایی به کارگردانی شان ماتیاس، اقتباسی مدرن از نمایشنامه ویلیام شکسپیر، است که بر اساس تولید تئاتری 2021 در Theatre Royal Windsor ساخته شد و در 27 فوریه 2024 اکران محدودی داشت و 8 آوریل 2024 روی دیویدی، بلوری و دیجیتال منتشر شد. داستان حول محور هملت (ایان مککلن)، شاهزاده دانمارک، میچرخد که پس از مرگ مشکوک پدرش، پادشاه، و ازدواج مادرش گرترود (جنی سیگروو) با عمویش کلادیوس (جاناتان هاید)، به دنبال انتقام است. روح پادشاه به هملت میگوید که کلادیوس قاتل اوست و هملت را به انتقام ترغیب میکند. فیلم با استفاده خلاقانه از فضای تئاتر رویال ویندزور، از زیرزمین تا پشتبام، بهعنوان قلعه المسینور، و با انتخاب بازیگران بدون توجه به سن، رنگ پوست و جنسیت، رویکردی مدرن ارائه میدهد. هملت مککلن با لحنی آرام و تأملبرانگیز، با استفاده از دوچرخه ورزشی و ضبط صوت برای مونولوگ «بودن یا نبودن»، از خشم معمول نقش فاصله میگیرد. فیلم با بازیهای قوی مککلن، هاید، فرانسس باربر (بازیگر پادشاه)، و آلیس وین دیویس (اوفلیا)، به موضوعات انتقام، جنون، و خودآگاهی تئاتری میپردازد. با این حال، به دلیل سن بالای مککلن (84 سال)، انتخابهای غیرمعمول بازیگران، ریتم کند، و برشهای خشن متن، نقدهای متوسطی با امتیاز 5.4 در IMDb و 68٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. بازی مککلن و فیلمبرداری نیل اوزمن تحسین شدند، اما برخی انتخابهای کارگردانی، مانند استفاده از راهپلههای کثیف و عدم انسجام داستان، نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بانک دیو ۲: نگهبان وام» یک کمدی-درام بیوگرافی بریتانیایی به کارگردانی کریس فوگین و نویسندگی پیرس اشورث است که در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۵ توسط Netflix منتشر شد. داستان، که بر اساس ماجراهای واقعی دیو فیشویک (روری کینیر) ساخته شده، دو سال پس از تأسیس بانک اجتماعی برنلی رخ میدهد. دیو، میلیونر خودساخته و فروشنده ون، این بار علیه شرکتهای وامدهی روزپرداخت (Payday Lenders) که با نرخهای بهره نجومی به افراد آسیبپذیر فشار میآورند، مبارزه میکند. او پس از شنیدن داستان ماریس، زنی که وام ۲۰۰ پوندیاش به بدهی ۱۴۸۰ پوندی تبدیل شده، با جسیکا (کریسی متز)، روزنامهنگار آمریکایی، و الیور (آمیت شاه)، مشاور محلی، همکاری میکند تا این صنعت را افشا کند. تحقیقات نشان میدهد شرکتهای وامدهی مانند QuickDough و Snapcash Advance، که تابع شرکتهای آمریکایی تحت مدیریت کارلو مانچینی (راب دلینی)، تبهکار نیوجرسی هستند، از روشهای غیرقانونی استفاده میکنند. دیو با کمک نیکی (جو هارتلی)، همسرش، و دیوید هنشاو (پیرس کویگلی)، به آمریکا سفر میکند تا مانچینی را به چالش بکشد، اما با تهدیدات و توطئههایی از جمله تلاش برای قتل مواجه میشود. فیلم با حضور گروه Def Leppard، صحنههای دادگاهی، و موسیقی متن شاد، به موضوعات عدالت اجتماعی، مبارزه با فساد مالی، و حمایت از مردم عادی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، زیرشاخه عاشقانه کلیشهای بین جسیکا و الیور، دیالوگهای غیرواقعی، و پایان غیرواقعی با حضور Def Leppard، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۳ در IMDb و ۶۵٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. بازی کینیر بهعنوان دیو و متز به دلیل کاریزما تحسین شد، اما فیلمنامه و کارگردانی به دلیل فقدان عمق احساسی و اصالت نقد شد. فیلم با مدت زمان ۱ ساعت و ۴۳ دقیقه و رتبه PG-13، در برنلی و لندن فیلمبرداری شد و با ۵۴.۲ میلیون بازدید در هفته اول، در صدر جدول Netflix در بریتانیا قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «بایو» یک فیلم اکشن-ترسناک-تریلر به کارگردانی تانلی موستونن و برد واتسون، و نویسندگی اشلی هولبری و گاوین کاسمو مهرتنز است که در ۶ فوریه ۲۰۲۵ در سینماها اکران شد و ۹ مه ۲۰۲۵ روی پلتفرمهای دیجیتال منتشر شد. کایل (آتنا استراتس)، دانشجوی زیستشناسی از هیوستون، به همراه دوستانش آلیس (مادلنا آراگائو)، مالیکا (الیشا اپلبام) و سام (محمد منصری) برای پخش خاکستر برادر مرحومش جیمی، که در یک سرقت کشته شده، به فلوریدا کیز سفر میکند. آنها سوار یک هواپیمای کوچک غیرقانونی به خلبانی فرانک، خلبان بداخلاق، میشوند که در باتلاقهای لوئیزیانا سقوط میکند. بازماندگان، در ۳۷۵ مایل باتلاق پر از پشه، با تمساحهای فوقالعاده تهاجمی مواجه میشوند که به دلیل ریختن مواد مخدر (مایع بنفش) از یک کارخانه غیرقانونی در آب، تغییر رفتار دادهاند. کایل و گروهش، از جمله دیگر بازماندگان، برای بقا تلاش میکنند، اما تنشهای داخلی، از جمله اختلافات بین کایل و مالیکا، بقایشان را تهدید میکند. فیلم با جلوههای ویژه قابلقبول، فیلمبرداری در لندن و فیلیپین (بهجای لوئیزیانا)، و موسیقی متن احساسی، به موضوعات بقا، غم، و پیامدهای انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، شخصیتهای غیرقابلتحمل، دیالوگهای غیرواقعی، منطق ضعیف (مثل تمساحی که قربانی را با سرعت به عقب میکشد)، و پایان ناگهانی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۴.۲ در IMDb و ۵۸٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. پایان فیلم، با فلشبک احساسی از جیمی و موسیقی قوی، تحسین شد، اما داستان فاقد نوآوری و عمق بود و با فیلمهایی مثل «Crawl» (2019) و «Black Water» (2007) مقایسه شد. مدت زمان فیلم ۸۷ دقیقه و دارای رتبه R است.
خلاصه داستان: فیلم «پوشش عمیق» یک کمدی اکشن بریتانیایی به کارگردانی تام کینگزلی و نویسندگی کالین ترورو، درک کانلی، بن اشندن و الکساندر اوون است که در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵ در جشنواره ترایبکا اکران شد و ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵ روی Prime Video منتشر شد. کَت بویلز (برایس دالاس هاوارد)، معلم کمدی بداهه در لندن که از موفقیت بازمانده، توسط کارآگاه گراهام بیلینگز (شان بین) برای عملیات مخفی پلیس استخدام میشود. او دو شاگردش، مارلون سوئیفت (اورلاندو بلوم)، بازیگر پرشور بیکار، و هیو (نیک محمد)، کارمند آیتی خجالتی، را به خدمت میگیرد. این سه نفر ابتدا برای نفوذ در یک مغازه فروش سیگار تقلبی فرستاده میشوند، اما به دلیل بداههسازی بیشازحد و قانون «بله، و...» کمدی، در دنیای زیرزمینی لندن گرفتار میشوند و با جنایتکارانی مثل فلای (پدی کانسیدین) و متکالف (ایان مکشین) روبهرو میشوند. فیلم با طنز خودآگاه، ارجاعات به فیلمهای گای ریچی، و بازیهای قوی، بهویژه بلوم و محمد، به موضوعات هویت، اعتمادبهنفس و آشوب ناشی از بداههسازی میپردازد، اما به دلیل داستان قابلپیشبینی، پیچشهای ضعیف، اکشن نهچندان قوی، و فقدان عمق شخصیتها، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۷ در IMDb و ۹۱٪ در راتن تومیتوز (بر اساس ۳۸ نقد) دریافت کرد. صحنههای خندهدار مثل تلاش هیو برای تست مواد مخدر و داستانپردازی مضحک مارلون تحسین شد، اما پایان فیلم و برخی دیالوگها تکراری بودند. با زمان ۹۹ دقیقه، فروش محدودی داشت و روی Prime Video و Apple TV در دسترس است.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Deep_Cover_%282025_film%29)[](https://www.rottentomatoes.com/m/deep_cover_2025)[](https://www.rogerebert.com/reviews/deep-cover-prime-video-film-review-2025)
خلاصه داستان: فیلم «دلقک در مزرعه ذرت» یک فیلم اسلشر ترسناک آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی مشترک الی کریگ و کارتر بلانچارد، اقتباسی از رمان جوانپسند آدام سزار در سال ۲۰۲۰، است که در ۱۰ مارس ۲۰۲۵ در جشنواره ساوت بای ساوتوست اکران شد و ۹ مه ۲۰۲۵ در سینماهای آمریکا منتشر شد. کویین می بروک (کتی داگلاس)، دختری نوجوان، به همراه پدرش، دکتر گلن می بروک (آرون آبرامز)، پس از مرگ مادرش، سامانتا، از فیلادلفیا به شهر کوچک کتل اسپرینگز، میزوری نقل مکان میکنند. این شهر پس از آتشسوزی کارخانه شربت ذرت بیپن، که به دلیل خرابکاری کول هیل (کارسون مککورمک) رخ داد، دچار مشکلات اقتصادی و شکاف بین محافظهکاران و جوانان شده است. در سال ۱۹۹۱، دو نوجوان در مزرعه ذرت نزدیک کارخانه توسط فرندو، دلقک نمادین بیپن، کشته شدند. حالا، فرندوهای متعددی از مزرعهها ظاهر شده و با قتلهای خونین، از جمله با ارهبرقی و چنگک، به دنبال پاکسازی شهر هستند. کویین و دوستانش، از جمله راست (ورثی مارکس) و جانت (کاساندرا پوتنزا)، در برابر این دلقکهای قاتل مقاومت میکنند، در حالی که کلانتر دون (کوین دوراند) و دیگران درگیر توطئهای عمیقتر میشوند. فیلم با جلوههای عملی قوی، طنز خودآگاه، ارجاعات به «بچههای ذرت» و «جیغ»، و موسیقی متن پرانرژی، به موضوعات شکاف نسلی، زوال اقتصادی و هویت میپردازد، اما به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ضعیف، پایان غیرمنطقی و فقدان ترس عمیق، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۷ در IMDb و ۷۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. فروش افتتاحیه ۳.۷ میلیون دلار بود و در ۸ آگوست ۲۰۲۵ روی Shudder پخش شد.