خلاصه داستان: فیلم «بروتالیست» یک درام تاریخی حماسی به کارگردانی بریدی کوربت و نویسندگی مشترک او و مونا فاستوُلد است. لاسلو توث (آدرین برودی)، معمار یهودی-مجارستانی و بازمانده هولوکاست، در سال ۱۹۴۷ از اروپای پس از جنگ به آمریکا مهاجرت میکند تا زندگی، حرفه و ازدواجش با ارژبت (فلیسیتی جونز) را بازسازی کند. او در فیلادلفیا نزد پسرعمویش آتیلا، که هویت یهودیاش را پنهان کرده، پناه میگیرد و در کسبوکار مبلمان او کار میکند. لاسلو که با فقر، تبعیض و اعتیاد به هروئین دستوپنجه نرم میکند، با هریسون ون بورن (گای پیرس)، صنعتگر ثروتمند، آشنا میشود که او را برای ساخت مرکزی عظیم به سبک معماری بروتالیستی مامور میکند. این پروژه که نمادی از جاهطلبی لاسلو است، او را به اوج میرساند، اما با هزینههای سنگین عاطفی و اخلاقی، از جمله تنش با ارژبت و مواجهه با فساد ون بورن، همراه میشود. فیلم با فیلمبرداری ویستاویژن، موسیقی دانیل بلامبرگ و بازی درخشان برودی، به موضوعات مهاجرت، رویای آمریکایی، یهودستیزی و تنش بین هنر و سرمایهداری میپردازد و با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز تحسین شده، اما به دلیل طول ۲۱۵ دقیقهای و روایت گاه سرد، نقدهایی هم دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «تصنیف جزیره والیس» یک کمدی-درام موزیکال بریتانیایی به کارگردانی جیمز گریفیث و اقتباسی از فیلم کوتاه نامزد بفتا در سال ۲۰۰۷ با همین نام است. چارلز هیت (تیم کی)، یک برنده عجیبوغریب لاتاری که پس از مرگ همسرش بهتنهایی در جزیره دورافتاده والیس زندگی میکند، آرزو دارد گروه موسیقی موردعلاقهاش، مکگوایر-مورتیمر، متشکل از هرب مکگوایر (تام باسدن) و نل مورتیمر (کری مولیگان)، را دوباره متحد کند. او هرب را برای اجرای خصوصی با مبلغ هنگفتی به جزیره دعوت میکند، اما بدون اطلاع او، نل را نیز که اکنون با همسرش مایکل در پورتلند زندگی میکند، دعوت کرده است. وقتی نل و هرب، که سالها به دلیل جدایی عاشقانه و حرفهای با هم صحبت نکردهاند، دوباره روبهرو میشوند، تنشهای قدیمی شعلهور شده و طوفان جزیره آنها را به دام میاندازد. چارلز با شوخطبعی و مجموعه یادگاریهایش از گروه، تلاش میکند کنسرت رویاییاش را نجات دهد. فیلم با موسیقی فولک دلانگیز، طنز بریتانیایی و بازیهای قوی، به موضوعات عشق، فقدان و نوستالژی میپردازد و با امتیاز ۹۸٪ در راتن تومیتوز تحسین شده است.
خلاصه داستان: فیلم «اسنیکز» یک انیمیشن کمدی-ورزشی آمریکایی به کارگردانی راب ادواردز و کریس جنکینز است. تای (آنتونی مکی)، یک کتانی طراحیشده لوکس که زندگی را جز در جعبه مخملیاش نمیشناسد، و خواهرش مکسین (کلویی بیلی) توسط ادسون (سوای لی)، یک بسکتبالیست دبیرستانی، در قرعهکشی گالای اسنیکرهدها برنده میشوند. اما کلکتور (لارنس فیشبرن)، یک مجموعهدار مرموز، آنها را میدزدد تا به فورجر، سازنده کفشهای تقلبی، تحویل دهد. تای بهطور اتفاقی از جعبه بیرون میافتد و برای نجات مکسین وارد نیویورک میشود. او با جیبی (مارتین لارنس)، یک کتانی کهنه خیابانی، و گروهی از کفشهای متنوع، از جمله آدریانا، پاشنهبلند و عشق سابق جیبی، آشنا میشود. تای در این ماجراجویی پر از طنز، موسیقی هیپهاپ و رقص، شجاعت را میآموزد و ارزش زندگی خارج از جعبه را کشف میکند. فیلم با انیمیشن رنگارنگ اما ساده، به موضوعات هویت، شجاعت و فرهنگ اسنیکر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای و شوخیهای تکراری، نقدهای متوسطی با امتیاز ۳۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «قابل نجات» یک درام جنایی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بیورن فرانکلین و جانی مارچتا است. داستان درباره سال «گاو نر» (توبی کبل)، بوکسوری میانسال است که در شهری کوچک و افسرده، با رویاهای محوشده و رابطهای شکننده با دختر نوجوانش، مولی (کیلا لرد کسیدی)، دستوپنجه نرم میکند. او که در یک مرکز نگهداری سالمندان کار میکند، در رینگ بوکس و زندگی شخصیاش در حال شکست است. وقتی وینس (شیا لابوف)، دوست قدیمی و خلافکارش، پس از آزادی از زندان بازمیگردد، پیشنهادی خطرناک برای بوکس غیرقانونی به سال میدهد. سال باید بین این فرصت برای بازگشت به اوج یا حفظ رابطه با مولی یکی را انتخاب کند. فیلم با فضایی غمانگیز و بازی قدرتمند کبل، به موضوعات خانواده، رستگاری و مبارزه با محدودیتهای زندگی میپردازد، هرچند گاهی بین درام خانوادگی و جنایی تعادل را از دست میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ریف رف» یک کمدی-جنایی آمریکایی به کارگردانی دیتو مونتیل و نویسندگی جان پولونو است. داستان درباره وینسنت (اد هریس)، یک خلافکار بازنشسته است که با همسر دومش سندی (گابریل یونیون) و پسرخواندهاش دیجی (مایلز جی. هاروی) زندگی آرامی در کلبهای دورافتاده دارد. اما آرامش آنها با ورود غیرمنتظره روث (جنیفر کولیدج)، همسر سابق وینسنت، پسرش روکو (لوئیس پولمن) و دوستدختر باردار روکو، مارینا (امانوئلا پوستاکینی)، بههم میریزد. روکو، که بهخاطر قتل پسر مافیابوس لفتی (بیل مری) برای دفاع از مارینا تحت تعقیب است، از لفتی و قاتلش لانی (پیت دیویدسون) فرار کرده. وینسنت، که خود زمانی گانگستر بوده، باید با گذشتهاش روبهرو شود تا خانوادهاش را از این تهدید مرگبار نجات دهد. فیلم با ترکیبی از طنز تلخ، خشونت و درام خانوادگی، به موضوعات وفاداری و رستگاری میپردازد، هرچند از ضعف در ریتم و عمق شخصیتها رنج میبرد
خلاصه داستان: فیلم «پدینگتون در پرو» یک ماجراجویی کمدی انیمیشن-لایو اکشن به کارگردانی دوگال ویلسون است که بر اساس داستانهای پدینگتون نوشته مایکل باند ساخته شده. پدینگتون (بن ویشاو)، خرس دوستداشتنی، پس از دریافت نامهای از مادر رئیس (اولیویا کولمن) که میگوید عمه لوسی (ایمِلدا استاونتون) در خانه سالمندان خرسها رفتار عجیبی دارد و دلتنگ اوست، تصمیم میگیرد به زادگاهش پرو سفر کند. خانواده براون، شامل آقای براون (هیو بونویل)، خانم براون (امیلی مورتیمر)، جودی (مادلین هریس)، جاناتان (ساموئل جوسلین) و خانم برد (جولی والترز)، او را همراهی میکنند. اما وقتی به پرو میرسند، متوجه میشوند عمه لوسی ناپدید شده و تنها سرنخ، نقشهای مرموز است. این نقشه آنها را به سفری پرماجرا از جنگلهای آمازون تا قلههای کوههای پرو میکشاند، جایی که با هانتر کابوت (آنتونیو باندراس) و جینا (کارلا توس) روبهرو میشوند و رازهایی درباره گنج افسانهای و گذشته پدینگتون کشف میکنند. فیلم با طنز دلچسب، ماجراهای خانوادگی و پیامهای دوستی و هویت، جذابیت سری پدینگتون را حفظ میکند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد قدیمی» یک کمدی-اکشن آمریکایی به کارگردانی سایمون وست است. داستان درباره دنی دولینسکی (کریستف والتز)، قاتل حرفهای کهنهکار لندن است که به دلیل آرتروز دستش و فشار کارفرمایانش برای بازنشستگی، در آستانه پایان حرفهاش قرار دارد. او که هنوز خود را بهترین میداند، از سوی رئیسش اوپال (آن آکینجیرین) مامور میشود تا ویلبورگ (کوپر هافمن)، قاتل جوان و بااستعداد نسل جدید، را آموزش دهد. این دو که تفاوتهای نسلی زیادی دارند، برای ماموریتی در بلفاست همراه آناتا (لوسی لیو)، دوست قدیمی دنی، اعزام میشوند. اما وقتی متوجه خیانت کارفرمایانشان میشوند که قصد حذف قدیمیها را دارند، این زوج غیرمنتظره به تیمی مرگبار تبدیل شده و علیه روسای خود میجنگند. فیلم با طنز و اکشن، به موضوعاتی مثل پیری، دوستی و مقاومت در برابر تغییر میپردازد، هرچند از کلیشههای ژانر رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین نفس» یک تریلر بقا آمریکایی به کارگردانی الکس پارکینسون و بازسازی فیلم مستند ۲۰۱۹ به همین نام است. کریس لمونز، غواص تازهکار، همراه با غواصان باتجربه دانکن آلکاک و دیو یوآسا، برای تعمیر خطوط گازی در دریای شمال به عمق ۱۰۰ متری میروند. آنها در اتاقکهای تحت فشار در کشتی بیبی توپاز زندگی میکنند تا بتوانند در این عمق کار کنند. اما وقتی طوفانی شدید سیستم مکانیابی کشتی را از کار میاندازد، کابل حیاتی کریس قطع شده و او بدون اکسیژن در تاریکی اعماق دریا سرگردان میشود. دانکن و دیو، با هدایت کاپیتان آندره جنسون و سرپرست غواصی کریگ، در مسابقهای علیه زمان برای نجات کریس تلاش میکنند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده، موسیقی پرتنش پل لئونارد-مورگان و بازی وودی هارلسون، سیمو لیو و فین کول، به موضوعات کار تیمی، شجاعت و استقامت میپردازد، اما به دلیل شخصیتپردازی ضعیف و فقدان عمق عاطفی نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «چشمه جوانی» یک ماجراجویی اکشن آمریکایی به کارگردانی گای ریچی است. لوک پردو، باستانشناس بدنام، پس از سرقت نقاشیای در تایلند، به لندن میرود و خواهرش شارلوت، متصدی موزهای در حال طلاق، را غافلگیر میکند. لوک با سرقت تابلوی دیگری از موزه، شارلوت را به همراه خود میکشاند تا به جستوجوی چشمه جوانی افسانهای بپردازند. آنها با سرنخهایی از نقاشیهای تاریخی، از جمله تابلویی گمشده در کشتی لوسیتانیا، به مصر میرسند و در زیر هرم بزرگ جیزه با چشمه روبهرو میشوند. اما لوک و شارلوت متوجه میشوند که چشمه نفرینی دارد: قدرت آن با گرفتن جان عزیزانشان به دست میآید. این فیلم با صحنههای اکشن و بازی جان کرازینسکی و ناتالی پورتمن، به موضوعات خانواده و طمع میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای نقدهای متوسطی دریافت کرده است.