خلاصه داستان: عارف و زکریا دو رقیب کبابی محلی هستند که در یک کوچه فعالیت میکنند؛ اما زندگی آنها با ورود دو جوان ایتالیایی به نامهای زولا و چاوی به محله بهم ریخته میشود.
چاوی با یک عکس قدیمی به محله میآید و در جستجوی پدرش است. عارف و زکریا مضطرب میشوند به خاطر این پسر که پس از سالها دوباره ظاهر شده است. به خاطر این شرایط، این دو رقیب همیشگی مجبور به همکاری با یکدیگر میشوند.
در طول این اتفاقات، زولا عاشق آزرا میشود، در حالیکه آزرا یک عشق پنهانی با پسر عارف، احمد دارد. در محله کوچکی که همه این اتفاقات در آن رخ میدهند، رقابتها، عشقها، رازها و رمزهای فراوانی وجود دارد.
خلاصه داستان: یک روز لیلا با ماشینی مدل بالا تصادف میکند و راننده خاطی نیز فرار کرده و وارد مدرسه مذکور میشود. لیلا باید تا آخر عمر روی ویلچر بنشیند و مدرسه نیز که خود را در رسوایی میبیند، تصمیم میگیرد تا سه دانش آموز از طبقه پایین را بورسیه کند و یکی از آن دانش آموزان اکیم است. اکیم به قصد انتقام وارد مدرسه میشود و با دیدن زندگی بچه پولدارهای آنجا تمام تصوراتش درباره آنان بهم میریزد.
خلاصه داستان: داستان سریال نام من فرح است درباره یک زن ایرانی به نام فرح است. فرح (دمت اوزدمیر) یک زن 28 ساله ایرانی است که با پسر 6 سالهاش زندگی مشترک دارد. او 6 سال است که به طور غیرقانونی در استانبول زندگی میکند. فرح هنگام فرار از ایران به فرانسه، پس از پی بردن به بارداری خود در استانبول میماند و به عنوان یک فراری در استانبول زندگی میکند. او با وجود اینکه دارای مدرک دانشکده پزشکی از دانشگاه ایرانیان است، نمیتواند شغل خود را انجام دهد و به عنوان نظافتچی در استانبول کار میکند و برای حمایت از پسرش دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: این سریال به بررسی زندگی عرفان، استاد آرمانگرا میپردازد که از اخراج ناعادلانهاش ناراحت است و سعی میکند از پسر بیمارش مراقبت کند. با بسته شدن درها یکی یکی، عرفان خود را در میانه یک ماجراجویی تاریک می بیند که...
خلاصه داستان: مادر و دختری برای فرار از ازدواج اجباری در فرقه ای محدود کننده فرار می کنند. مادر برای یک روانپزشک پیشرو کار می کند که هویت دخترش علیرغم پیوند رو به رشد آنها باعث آشفتگی می شود.
خلاصه داستان: دورو و مادرش یک روز به یک گله می پیوندند. دورو در گله با کاراتای دوست می شود. مردانی که سعی در گرفتن آنها دارند به دنبال دورو و کاراتای می روند و هر از گاهی اوقات سختی می گیرند.
خلاصه داستان: حلالم کن؛ درباره فردی بزهکار و دارای اعمال مقبوح به نام مراد است که در هنگام گریختن از دست نیروهای پلیس، درب مسجدی به روی او باز شده و همین امر باعث می شود مراد در مسیری روحانی و معنوی قرار گیرد و...
خلاصه داستان: سریال کلید اسرار؛ هر قسمت معمولاً یک یا دو داستان جداگانه را شامل می شود. محتوای این داستانها اتفاقاتی است که برای انسانها می افتد ولی انسان باید خداوند را درنظر داشته باشد و به او توکل کرده و با تلاش و کوشش، نتیجه را به او بسپارد. عبرت گرفتن از وقایع گذشته و صبر و بردباری محور اصلی این سریال است …
خلاصه داستان: "پزشک دهکده" داستان عمر، یه جراح جوون و بااستعداد رو روایت میکنه که بعد از یه اتفاق تلخ توی شهر، مجبور میشه توی بیمارستان یه دهکده دورافتاده کار کنه. اونجا با هاکان، یه دکتر باتجربه، و لیلا، یه پرستار مهربون، همراه میشه. این سه نفر با مریضای عجیب و مشکلات روستا روبهرو میشن و توی این مسیر، عشق و دوستی زندگیشون رو تغییر میده.
خلاصه داستان: "زندگی گاهی شیرینه" داستان حیات، یه معلم جوون رو روایت میکنه که توی یه دبیرستان پر از ماجرا کار میکنه. اون با دانشآموزای پرشر و شور و دوستای قدیمیش روبهرو میشه و سعی میکنه هم زندگی خودش رو مدیریت کنه هم به اونا کمک کنه. توی این مسیر، عشق، دوستی و یه کم طنز، روزاش رو شیرینتر میکنه.