خلاصه داستان: مادری پس از یک فاجعه ویرانگر به دنبال پسر گمشده خود میگردد، اما به زودی متوجه میشود که پسرش مرده و حالا در قلمروی ارواح سرگردان گرفتار شده است.
خلاصه داستان: در دنیایی که انسانها و اندرویدها با هم زندگی میکنند، دختر اندرویدی به نام رژ با همکارش نائومی، به ماموریتی در مارس میرود. این ماموریت برای کشتن ۹ انسان مصنوعی است که برای دولت خطر محسوب میشوند.
خلاصه داستان: توهم؛ انیمه ای درام فانتزی به کارگردانی ماری اوکادا است. داستان درباره دانشآموز سال سوم یعنی ماسامونه است که در شهری زندگی میکند که زمان در آن متوقف شده. زیرا یک انفجار ناگهانی در یک کارخانه فولادسازی همه راههای خروجی شهر را بسته است. برای اینکه امیدوار باشیم روزی به حالت عادی برگردند، ساکنان شهر از تغییر منع شدهاند و زندگی غم انگیز خود را سپری میکنند. آتسومی همکلاسی مرموز ماسامونه یک روز او را به کوره بلند پنجم کارخانه فولادسازی میبرد و در آنجا با دختری روبرو می شوند که مانند گرگ وحشی است و نمی تواند صحبت کند. ملاقات ماسامونه و این دو دختر تعادل دنیا را به هم می زند…
خلاصه داستان: هیماری موموچی در شانزدهمین سالگرد تولدش، نامهای دریافت میکند که نشان میدهد او مالک عمارتی به نام «خانه موموچی» شده است. برای هیماری که در یک یتیمخانه بزرگ شده، این عمارت تنها چیزی است که از خانواده واقعیاش باقی مانده است، بنابراین بیتوجه به شایعات مبنی بر اینکه این عمارت شاید اسرارآمیز باشد، وارد آن میشود. در آنجا با آئوی ناناموری و همراهانش، ایسه و یوکاری روبرو میشود که به نظر میرسد در خانه جدید او زندگی میکنند. هرچند آنها او را ترغیب میکنند تا خانه را ترک کند، اما هیماری...
خلاصه داستان: این فیلم در مورد مادری مجرد به نام سائوری است که وقتی رفتارهای عجیب و غریب پسر کوچکش میناتو را میبیند، احساس میکند که مشکلی وجود دارد. او به زودی متوجه میشود که یکی از معلمان مدرسه پسرش در این موضوع دخالت دارد و برای کشف حقیقت به مدرسه میرود. در نهایت همانطور که داستان از نگاه مادر، معلم و فرزند نمایش داده میشود، حقیقت به تدریج آشکار شده و…
خلاصه داستان: رنت فاینا، ماجراجوی ۲۵ ساله، به مدت یک دهه با موجودات زیرزمینی جنگیده است. با توانایی کم در این شغل، رنت خود را به شکار اسلایمها و گوبلینهایی محکوم میبیند و حقوقش هم کم است. اما تمام اینها زمانی تغییر میکند که در سیاهچالۀ آبماه راهی گمشده را پیدا میکند. اما در انتهای این راه، طلا و جواهری نیست، بلکه اژدهای افسانهای است که بدون تردید رنت را میبلعد! پس از بیدار شدن، متوجه میشود نه مرده است و نه زنده – تنها یک اسکلت است! تنها با شمشیر قابل اعتمادش...
خلاصه داستان: در ژاپن پساآخرالزمانی که آکنده از نیروهای شرور است، پسر خوش قلبی به همراه اهریمن کوچک خود قدم به یک ماجراجویی می گذارد تا مادرش را نجات دهد…