خلاصه داستان: هیولا؛ فیلمی در ژانر بقاء مهیج به کارگردانی بالتاسار کورماکور است. یک مرد در سفری برنامهریزی شده طولانی، به همراه دو فرزند خردسالش، به یک منطقه حفاظت شده که توسط یک دوست قدیمی خانوادگی و زیستشناس حیات وحش اداره میشود، میرود. در همان اوایل گردش، یک شیر وحشی که تمایل به شکار انسان دارد، شروع به حمله به آنها میکند و هر کسی را که در مسیرش باشد میبلعد…
خلاصه داستان: دو خاندان که یکی دارای یک ربات ابرقهرمان بیونیک زرهی هست و دیگری دارای یک ربات بزرگ قرمز میباشد ، میبایست در برابر حمله ی بیگانگان ایستادگی کنند و زمین را نجات دهند. اما …
خلاصه داستان: داستان این انیمه در سال ۲۱۲۵ اتفاق میافتد که انسانها به بیماریای بهنام گاگستر مبتلا میشوند که آنها را به حشراتی شبیه به هیولا تبدیل میکند. افرادی با نام نابودگر وجود دارند که این حشرات را میکشند تا از گشترش آنها جلوگیری کنند ، یکی از این افراد کیدو است . یک روز او دختری را نجات میدهد که به همراه پدرش توسط حشرات مورد حمله قرار گرفتهاند ، پدر ایلی میمیرد و کیدو به او قول میدهد تا او را نزد مادرش ببرد و داستان از اینجا آغاز میشود و…
خلاصه داستان: چیهیرو پس از آنکه در یک شهر ساحلی توقف می کند، تصمیم می گیرد در یک فروشگاه کوچک در آنجا مشغول به کار شود و شغل سابقش را نیز رها کند. او با لبخند از مشتریان استقبال می کند و پای صحبت هایشان می نشیند و به چهره ای محبوب در شهر تبدیل می شود…
خلاصه داستان: سبد میوه ها مقدمه؛ انیمه ای ژاپنی به کارگردانی یوشیهیده ایباتا است. این انیمه در مورد پدر و مادری به نام کیوکو و کاتسویا است که تلاش میکنند در کنار دخترشان توهرو هوندا، زندگی آرام و خوبی داشته باشند، اما حوادثی رخ میدهد که همه چیز را تغییر داده و…
خلاصه داستان: یک سری آدم بعد از بیدار شدن می بینند تو یه اتاقی هستند که یه گوی بزرگ وسط حال شروع به حرف زدن میکنه و میگه باید ماموریتتون رو انجام بدین و این فرد رو در عرض 20 دقیقه بکشین هر نفر هم یک کیف داره + اسلحه، وقتی این لباس رو بپوشین یه جورائی ضد گلوله میشین و ...
خلاصه داستان: پس از تلاش برای نجات جان یک مرد بر روی ریل های مترو دو نوجوان در یک اتاق که تحت سلطه یک کره مرموز سیاه است بیدار می شوند که آنها را به شکار کردن و کشتن بیگانگان مخفی بر روی زمین می فرستد…
خلاصه داستان: شخصی به اسم “کی کورونو” در حین اینکه در حال مبارزه با هیولاهاست قصد دارد که دوست خود “ریکا” را نیز نجات دهد. هرچند ریکا زیاد به این کار علاقه ای ندارد و گویی خودش میخواهد از خودش دفاع کند. کورونو خود به تنهایی با سر دسته ی هیولاها مبارزه میکند و بعد از کشتن او خودش نیز میمیرد. ریکا و هم قطارانش پس از این حادثه به پایگاه خود بازمیگردند. پس از این حوادث در جای دیگر شخصی با نام “ماسارو کاتو” سعی دارد شخصی که میخواهد جان خود را با چاقو بگیرد نجات دهد اما…