خلاصه داستان: یک پسر استانی مرتبط با یک خانواده جنایتکار شانگهای توسط عمویش در دهه 1930 در شانگهای جهان وطنی استخدام می شود تا خدمتکار معشوقه یک گنگلورد باشد.
خلاصه داستان: اما در حومه نیوجرسی، شوهر و دو فرزند فوق العاده دارد. او همچنین یک زندگی مخفیانه به عنوان یک قاتل اجیر شده دارد، رازی که همسرش دیو زمانی که زوج تصمیم میگیرند ازدواج خود را با یک عشق کوچک چاشنی کنند متوجه میشود...
خلاصه داستان: وقتی هابیل متوجه میشود که مادرش در حال ازدواج با مردی در زندان است، عصبانی میشود. او با کمک بهترین دوستش هر کاری که لازم باشد برای محافظت از او انجام می دهد. اما ملاقات با ناپدری جدیدش ممکن است دیدگاه جدیدی به او ارائه دهد.
خلاصه داستان: آن را دنبال می کند، یک وکیل باهوش که با همسرش پیر و دخترانشان زندگی می کند. آن به تدریج وارد یک رابطه پرشور با تئو، پسر پیر از ازدواج قبلی میشود و زندگی حرفهای و خانوادگی خود را درگیر میکند...