خلاصه داستان: "عشق رویاههای ابدی" داستان عشق بین بای فنگجیو، ملکه چینگچیو و تنها روباه نهدُم قرمز دنیا، و دونگهوا دیجون، امپراتور سابق بهشت رو روایت میکنه که ۲۰۰۰ سال طول میکشه. وقتی فنگجیو کوچیک بود، دونگهوا اونو از یه هیولای وحشی نجات میده و فنگجیو که حس دین بهش داره، دنبالش راه میافته تا لطفش رو جبران کنه. این حس کمکم به عشق تبدیل میشه، ولی دونگهوا که صد هزار سال با شر جنگیده، معنی عشق رو فراموش کرده. برای محافظت از فنگجیو، اونو به دنیای آدما میفرسته، ولی یه اشتباه باعث مرگ دوست فنگجیو میشه. فنگجیو برای پیدا کردن میوهای که دوستش رو زنده کنه، وارد رویای آرلان رو میشه و اونجا گیر میافته. دونگهوا برای نجاتش میاد و میفهمه عاشقش شده. این سریال که دنباله "Eternal Love" سال ۲۰۱۷ و برگرفته از رمان "سه زندگی، سه جهان، کتاب بالش" نوشته تانگچی گونگزیه، پر از فانتزی، عشق و ماجراجوییه.
خلاصه داستان: "باران عشق ابدی" داستان نینگ شیو-رویی رو روایت میکنه، شاهزاده دوم قبیله اژدها که برای نجات آدما از یه خشکسالی شدید، به زمین میاد. اون توی سفرش عاشق یه دختر جوون از یه دهکده ماهیگیری میشه و بهعنوان نشونه عشقش، یه فلس اژدهای برعکس بهش میده. وقتی خشکسالی تموم میشه، نینگ شیو-رویی میفهمه که هم دختره هم فلسش غیبشون زده. میفهمه که دختره وسط شب فرار کرده و فکر میکنه فریبش داده. چون بدون فلسش نمیتونه به خونهش برگرده، ۵۰۰ سال توی زمین سرگردون میمونه. درست وقتی که دیگه داره ناامید میشه، حس میکنه فلسش یه جایی هست و همزمان با یه دختر به اسم سو یین-یین روبهرو میشه که انگار همون کلاهبردار قدیمیشه. این سریال که از رمان "Qing Shi Jin Lin Gu Yu Lai" نوشته مو یو اقتباس شده، پر از عشق بینگونهای، فانتزی و ماجراجوییه.
خلاصه داستان: "شب ابدی" داستان نینگ چه رو روایت میکنه، یه پسر جوون که بعد از قتلعام خانوادش توسط یه ژنرال بیرحم، تنها بازمانده میشه. اون با هوش و مهارتش توی طبیعت زنده میمونه و با یه دختر بچه که از توی یه توده جنازه پیدا کرده و اسمش رو به خاطر یه خال برگمانند روی پاش، سنگسنگ (به معنی توت) گذاشته، بزرگ میشه. این دو که از اون روز جدا نشدنی شدن، راهشون به پایتخت امپراتوری تانگ میرسه. نینگ چه توی آکادمی رزمی عضو میشه و میفهمه سنگسنگ، تجسم دوباره یونگیهست، یه موجود افسانهای که گفته شده با اومدنش، دنیا رو به هرجومرج میبره. وقتی نیروهای شرور سعی میکنن قدرت مرموز سنگسنگ رو تصاحب کنن، نینگ چه باید همهچیز رو به خطر بندازه تا ازش محافظت کنه و انتقام خانوادش رو بگیره. این سریال که از رمان "جیانگ یه" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از ماجرا، فانتزی و رزمه.
خلاصه داستان: "عاشقان سرزمین پریان" داستان بای چی رو روایت میکنه، یه دکتر روح که توی دنیا سفر میکنه و به ارواح کمک میکنه از وسواسهای دنیویشون خلاص بشن. توی این سفر، با لین شیا، دختری شاد که انگار از گذشتهش میشناسه، روبهرو میشه. بای چی که یه دکتر مرموز با قدرت طائویانه، ارواح—آدمایی که با خواستههای مادی آلوده شدن—رو شفا میده تا به زندگی عادیشون برگردن. یه اتفاق باعث میشه با لین شیا همخونه بشه و این زندگی مشترک یه خاطره مهر و مومشده از هزاران سال پیش رو باز میکنه. این سریال که از رمان "پنگ لای جیان" نوشته لو هان اقتباس شده، پر از عشق بینگونهای، کمدی و رمز و رازه.
خلاصه داستان: "پرنسس تقلبی" داستان چانگله رو روایت میکنه، یه دزد کوهستانی که بهخاطر یه جعبه پر از طلا قبول میکنه با لی چِه، ولیعهد ایالت پِی، ازدواج کنه. اون که یه دختر آزاد و سرزندهست، بهعنوان یه عروس تقلبی وارد قصر میشه و با دنیای پر از دسیسه روبهرو میشه. چانگله که اول مثل یه گربه وحشی با محیط غریب قصر جور درنمیاد، کمکم با زیرکی و هوشش راهش رو پیدا میکنه و قلب لی چِه رو به دست میاره. لی چِه، که آروم و درونگرا به نظر میاد، با عشق و وفاداریش به چانگله، این دو رو به هم نزدیکتر میکنه. هر کدوم با یه نقاب که هدفای خودشون رو پنهون میکنه، توی این مسیر به هم دلگرمی میدن. این سریال که از رمان "Mao Pai Tai Zi Fei" نوشته شوی شنگ اقتباس شده، پر از عشق، کمدی و ماجراهای تاریخیه.
خلاصه داستان: "عاشق شدن در نگاه اول" داستان تانگ شوآن-یو رو روایت میکنه، یه ژنرال جوون و خوشتیپ توی دهه ۱۹۲۰ توی شانگهای که بعد از مرگ پدرش توی کودتا، به قدرت میرسه. اون که میخواد انتقام بگیره، با مو جینگ-وان، دختری از یه خانواده ثروتمند که بهخاطر مشکلات مالی مجبور شده توی کاباره کار کنه، آشنا میشه. این دو توی یه ملاقات اتفاقی عاشق هم میشن، ولی گذشته تاریک و دشمنی خانوادگیشون همهچیز رو پیچیده میکنه. توی این مسیر، عشقشون با سیاست، خیانت و جنگ قاطی میشه و باید بین قلب و وظیفشون انتخاب کنن. این سریال پر از درام تاریخی، عشق و پیچشهای احساسیه.
خلاصه داستان: "عاشق گربهها شدم" داستان سونگ زی رو روایت میکنه، دختری از سیاره گربهها که برای پیدا کردن ناجیش از بچگی به زمین میاد. اون که باید توی یه سال با بوسه عشق واقعی معاملهش رو جوش بده، هویت یه ستاره مغرور رو میگیره و با لو وو، صاحب یه پتشاپ، وارد یه رابطه عاشقانه بینسیارهای میشه. سونگ زی توی راهش با کلی دردسر روبهرو میشه، ولی با لو وو که عاشق گربههاست کنار هم این مشکلات رو پشت سر میذارن و بعد از یه سری بالا و پایین، به هم اعتراف میکنن و با هم میمونن—تا اینکه انگار یه چالش بزرگتر منتظرشونه. این سریال که از رمان "San Jie Song Zi Shi Wu Suo" نوشته گو مِنگ اقتباس شده، پر از عشق، فانتزی و لحظههای گرم و نرم قلبیه.
خلاصه داستان: "جهان دراما" داستان کلر دانکن رو روایت میکنه، یه دانشجوی آمریکایی عاشق کیدراما که یه روز با یه جادوی کوچیک از دنیای واقعی وارد سریال مورد علاقهش "طعم عشق" میشه. اونجا با جون پارک، سرآشپز جذاب سریال، و سث کو، یه پیشخدمت مرموز که سالها پیش خودش از دنیای واقعی اومده، روبهرو میشه. کلر که قرار بوده فقط از پشت صحنه داستان رو درست نگه داره، با حضورش همهچیز رو بههم میریزه و حتی عاشق جون میشه. توی فصل دوم، داستان پیچیدهتر میشه: سث نقشهای داره که کل جهان دراما رو به نفع خودش عوض کنه و کلر باید جلوش رو بگیره. این سریال پر از کمدی، فانتزی و طنزه که هم کیدراما رو مسخره میکنه هم بهش ادای احترام میکنه.
خلاصه داستان: "دکتر کیوت" داستان شن ژائو-ئر رو روایت میکنه، دختری که خانوادش به خاطر یه توطئه مسمومیت توی دربار اعدام شدن و فقط اون زنده مونده. هفت سال بعد، برای انتقام، بهعنوان یه پزشک بااستعداد به اسم تیان چی خودش رو مرد جا میزنه و وارد کاخ میشه. بهخاطر مهارتش، پزشک شخصی نامزد امپراتور (با بازی هوانگ جون-جیه) میشه. امپراتور کمکم به این چهره جدید توی دربار علاقهمند میشه، ولی وقتی میفهمه تیان چی دختره و هویت واقعیش رو کشف میکنه، همهچیز پیچیدهتر میشه. این سریال پر از کمدی، عشق و ماجراهای دراماتیکه که با دسیسههای کاخ قاطی شده.
خلاصه داستان: تنگ سان که در کودکی مادرش را از دست داده بود، به همان اندازه که پدرش به او اطمینان داشت، با تکیه بر پدرش بزرگ شد. او که فردی دقیق، بالغتر از سن خود و دارای هوش و استعدادی استثنایی بود، در شش سالگی به آکادمی روئودینگ فرستاده شد تا به رویایش برای تبدیل شدن به یک استاد روح بزرگ دست یابد. در آنجا، تحت هدایت یو شیائو باند، با یتیمی به نام گو شیائو وو آشنا شد و دوستیشان شکل گرفت. آنها با هم سفری طولانی و پرچالش را در مسیر تزکیه آغاز کردند. با گذر زمان، این دو دوست روزبهروز به یکدیگر نزدیکتر شدند و در نهایت پیمانی بستند که تا پایان عمر مانند خواهر و برادر کنار هم بمانند.