خلاصه داستان: هو فی، جنگجوی بااستعداد ملقب به "روباه پرنده کوهستان برفی"، که توسط خدمتکار وفادار پدرش بزرگ شده، به دنبال انتقام مرگ والدینشه. پدرش، هو ییدائو، به اشتباه توسط میائو رنفنگ، یه رزمیکار قدرتمند ملقب به "بودای چهره طلایی"، با شمشیری زهرآلود کشته شده. هو فی تو مسیر انتقام، با میائو روئولان، دختر میائو رنفنگ، آشنا میشه و عاشقش میشه، اما این عشق مأموریتشو پیچیده میکنه. سریال پر از اکشن، درام و عاشقانهست که تو کوههای چانگبای در سلسله چینگ رخ میده و حول گنجی مرموز و درگیریهای رزمیکارا میچرخه.
خلاصه داستان: نقاش ژنگ Xue جینگ به طور تصادفی یک قلم جادویی به دست می آورد و سه روباه را از یک صفحه آزاد می کند. او در دنیای آنها درگیر می شود زیرا از آن لحظه به بعد ، "استاد" آنها است.
خلاصه داستان: "جوانان پرشور" داستان آ یی، یه یتیم تنها، و چونگ لیمینگ، از نوادگان خاندان سلطنتی رو روایت میکنه که تو اواخر سلسله چینگ باهم دوست میشن. آ یی به یان شیفان، یه گروه مخفی محافظ کاخ، ملحق میشه و بعد از آزمونهای سخت، با همتیمیهاش رفاقت عمیقی پیدا میکنه. چونگ لیمینگ هم تو مبارزه با خارجیها، گروههای تبهکار و فساد دربار چینگ، معنی دوستی رو یاد میگیره. اما با تغییر تاریخ، اختلاف عقیدههاشون دوستیشونو به خطر میندازه. سریال پر از اکشن، درام و دوستیهای قویه که قصهای حماسی درباره فداکاری و وطنپرستی رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: "شکوفههای صدتومانی" داستان هه ویفانگ، دختر تاجری در سلسله تانگ رو روایت میکنه که بهخاطر سلامتی ضعیفش مجبور به ازدواج ناخواسته با لیو چانگ میشه. اما تضاد شخصیتهاشون—بیتصمیمی لیو و سرسختی ویفانگ—ازدواجشونو به هم میزنه. ویفانگ با جیانگ چانگیانگ، وزیری که به خودخواهی معروفه ولی در واقع استراتژیست خیرخواهیه، آشنا میشه. چانگیانگ به ویفانگ کمک میکنه تا از ازدواجش خلاص بشه و یه تجارت پرورش صدتومانی راه بندازه. اونا با هم یه مغازه گل باز میکنن، به زنای آسیبدیده پناه میدن و یه برند موفق میسازن. وسط آشوبهای سیاسی، ویفانگ صنعت گل رو برای کمک به فقرا تغییر میده و از مأموریت چانگیانگ برای خدمت به کشور حمایت میکنه. رابطهشون کمکم به عشقی پنهان تبدیل میشه. بعد از سرکوب یه شورش، اونا به طبیعت پناه میبرن تا زندگی آرومی داشته باشن. سریال که از رمان "Guo Se Fang Hua" نوشته یی چیانچونگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، تاریخی و مسائل اجتماعیه و قصهای الهامبخش درباره توانمندی زنان رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن ریتمش کند و شخصیتها گاهی ناقصه.
خلاصه داستان: "شکوفا در زمان" داستان لو میائو و جیانگ هائو-یوئه، دو دوست دوران کودکی رو روایت میکنه که بعد از یه تصادف رانندگی، که توش پدر لو میائو به هائو-یوئه آسیب میزنه و باعث قطع بخشی از پاش میشه، مثل برادر و خواهر کنار هم بزرگ میشن. خانواده لو میائو برای جبران، کنار هائو-یوئه نقلمکان میکنن و اونو مثل پسر خودشون بزرگ میکنن. لو میائو، که هنرهای رزمی بلده، همیشه از هائو-یوئه در برابر زورگویی بهخاطر معلولیتش محافظت میکنه، و هائو-یوئه با کمک به درسای لو میائو، کنارش میمونه. برای لو میائو، هائو-یوئه مثل ماهه که همیشه دنبالش بوده، ولی خودش نمیدونه که خورشید دنیای هائو-یوئهست. وقتی لو میائو وارد دبیرستان میشه و دوستای جدید پیدا میکنه، کمکم میفهمه احساساتش به هائو-یوئه فراتر از یه رابطه برادر-خواهریه. ورود شی چه، یه شخصیت جدید، حس حسادت و نگرانی رو تو هائو-یوئه بیدار میکنه. سریال که از رمان "چه کسی میتونه ماه رو خصوصی نگه داره" نوشته فان دا وانگ اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، دوستی و رشد شخصیه و قصهای شیرین درباره عشق دوطرفه و شفا رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستان فرعی شی چه زیادی پررنگه
خلاصه داستان: "وقتی تو رو دوست دارم باد شیرینه" داستان هوآن هوآن، یه دختر سرکش که بهخاطر سختگیریهای پدرش از خونه فرار کرده، رو روایت میکنه. اون با چی خون، یه مدیرعامل سرد و بااستعداد که قدرت تلهپورت داره، آشنا میشه. چی خون وقتی از قدرتش استفاده میکنه سردردای شدیدی میگیره و فقط فنگ شوآنگ شوآنگ، یه نقاش، میتونه درمانش کنه. هوآن هوآن که با شوآنگ شوآنگ اشتباه گرفته میشه، وارد زندگی چی خون میشه و این دو کمکم عاشق هم میشن. سریال پر از کمدی رمانتیک، فانتزی و سوءتفاهمه که عشق رو مثل نوری تو چشمای عاشق نشون میده. با بازی گائو هانیو و چن یومی، این قصه عاشقانه با شخصیتهای متنوع مثل مدیرعامل مغرور و قهرمان گرم، یه داستان شیرین و سرگرمکنندهست، هرچند بعضیها میگن داستانش گاهی زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "پرواز بهسوی تو" داستان چنگ شیائو، یه خلبان زن بلندپرواز که میخواد کاپیتان بشه، رو روایت میکنه. اون توی شرکت هواپیمایی لوژو با گو نانتینگ، کاپیتان سختگیر و منضبط، کار میکنه که بهخاطر شخصیت سرکش شیائو، اول فکر میکنه اون برای خلبان شدن مناسب نیست. شیائو نهتنها باید با تعصبات جنسیتی توی صنعت هوانوردی بجنگه، بلکه با چالشهای خطرناک پرواز و سیاستهای داخلی شرکت هم روبهرو میشه. سریال که از رمان "یون گوئو تیان کونگ نی گوئو شین" نوشته مو چینگ یو و ۱۲ مورد واقعی هواپیمایی اقتباس شده، پر از درام عاشقانه، اکشن و لحظههای پرتنش توی کابین خلباناست. بااینحال، بعضیها میگن نیمه دوم سریال بهخاطر ملودرام بیشازحد و رفتار غیرمنطقی گو نانتینگ افت کرده.
خلاصه داستان: "خودت را پیدا کن" داستان هه فانشینگ، یه مدیر ۳۲ ساله موفق توی یه شرکت طراحی رو روایت میکنه که با وجود موفقیتهای کاری، توی زندگی عاشقانه تجربه زیادی نداره و بهخاطر سنش تحت فشار اجتماعیه. وقتی یوان سونگ، یه کارآموز جوون و جذاب توی شرکتش، عاشقش میشه، اونا یه رابطه مخفی شروع میکنن که بهخاطر اختلاف سنی زیادشون پر از چالشست. توی این بین، یه لومینگ، یه مدیرعامل بالغ و بااعتمادبهنفس، بهعنوان مربی عاطفی وارد زندگی فانشینگ میشه، اما خودش عاشقش میشه و یه مثلث عشقی شکل میگیره. شرکت فانشینگ هم در خطر خریده شدن توسط رقیباست و این فشار کاری به مشکلات عاطفیش اضافه میشه. سریال که پر از درام عاشقانه، کمدی و مسائل اجتماعیه، درباره انتخاب بین عشق و انتظارات سنتیه و نشون میده فانشینگ چطور خودشو پیدا میکنه و راهشو انتخاب میکنه. بااینحال، بعضیها میگن داستان با ۴۲ قسمت زیادی طولانی شده و شخصیت فانشینگ گاهی بیشازحد مردد به نظر میرسه
خلاصه داستان: "جوانی مبارز" داستان ژانگ شیائو یو، یه تازهکار توی دنیای شرکتها، رو روایت میکنه که بهعنوان دستیار لین روی، مدیر فروش یه شرکت معروف لوازم آرایشی به اسم SW، استخدام میشه. لین روی بهخاطر موفقیتهاش توی فروش، از هیئتمدیره شرکت توی فرانسه توجه گرفته و گزینه بعدی برای جایگزینی رئیس فعلی، شو وانتینگ،ه. اما شو وانتینگ که نمیخواد جاشو از دست بده، رقیب لین روی، فانگ جینگ، رو بهعنوان مدیر یه بخش جدید استخدام میکنه تا تعادل قدرت رو حفظ کنه. شیائو یو وسط این سیاستهای پیچیده دفتری گیر میافته، اما با استعداد و پشتکارش نهتنها دووم میاره، بلکه پیشرفت میکنه، کلیشهها رو به چالش میکشه و بهعنوان یه زن حرفهای خودشو ثابت میکنه. اون توی این مسیر عشق واقعیشم پیدا میکنه. این سریال که یه درام محیط کار سال ۲۰۲۱ به کارگردانی مو شیائو جیهست، پر از رقابت، رشد شخصی و داستانهاییه که قدرت زنان توی دنیای حرفهای رو نشون میده، هرچند بعضیها میگن عنوان "جوانی" به داستان پر از شخصیتهای جاافتاده نمیخوره.
خلاصه داستان: "مبارز سرنوشت" داستان چن چانگشنگ، یه یتیم که توی رودخونه رها شده و توسط یه راهب تائوئیست پیدا شده، رو روایت میکنه. چانگشنگ که در واقع چهارمین شاهزاده خاندان سلطنتی چنست، به یه بیماری لاعلاج مبتلاست که نمیذاره بیشتر از ۲۰ سال عمر کنه. برای پیدا کردن راه درمان، معبد تائوئیستش رو ترک میکنه و با یه طومار نامزدی که داره، به پایتخت میره تا توی یه آکادمی معروف درس بخونه. اونجا با شو یورونگ، دختری که از بچگی بهش قول ازدواج داده شده، و بای لوئو هنگ، یه پرنسس از قبیله هیولاها، آشنا میشه. چانگشنگ همراه با دوستای جدیدش، مثل تانگ سیوشش، یه نابغه انسانی، و شوآنیوان پو، یه جنگجوی هیولا، توی آزمون بزرگ "داچائو" شرکت میکنه تا به سنگ مقدس برسه که میگن میتونه سرنوشتش رو عوض کنه. سریال که از رمان "Ze Tian Ji" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از اکشن، ماجراجویی، فانتزی و یه کم عاشقانه عمیقه که با معماهای باستانی، جلوههای ویژه CGI و داستان پیچیدهای از نبرد بین انسانها، شیاطین و هیولاها، بیننده رو غرق خودش میکنه. هرچند بعضیها میگن نسبت به رمان و انیمیشن، سریال بعضی بخشهای مهم رو حذف کرده و داستان گاهی گنگ میشه.