خلاصه داستان: "دختر شگفتانگیز" داستان دو دوست صمیمی، لو که و شن سییی رو روایت میکنه که شخصیتهاشون خیلی متفاوته. این دو موقع فارغالتحصیلی از هم جدا میشن، چون شن سییی زیادی غالب بوده و به آمریکا میره. نه سال بعد، دوباره همدیگه رو میبینن و آشتی میکنن. حالا بهعنوان همکار توی مجله "لایف هوم" با هم کار میکنن و با چالشهای زندگی و کار روبهرو میشن. بازگشت سییی، انرژی خفته لو که رو بیدار میکنه و دوستیشون رو از نو میسازن.
خلاصه داستان: "خیابان مایانگ عزیز" توی دهه ۱۹۸۰ و دوران اصلاحات روایت میشه، یه داستان درباره جوونی و عشق که دور زندگی ۶ خانواده توی خیابان مایانگ توی گوانگژو میچرخه. او شیاوجیان یه پسر شروریه که با ما شیاوشیائو، یه دختر مدرسهای توی محله، قرار میذاره. یی دونگدونگ از همون لحظهای که شیاوشیائو رو میبینه عاشقش میشه، ولی وقتی میفهمه اون به شیاوجیان علاقه داره، احساساتش رو قایم میکنه و از دور مواظبشه. شیاوشیائو همیشه نگران شیاوجیانه که وقتش رو با خلافکارای دیگه میگذرونه. بعد از کلی مشکل، این دو از هم جدا میشن. بعداً شیاوشیائو وکیل میشه و دونگدونگ امتحانای دولتی رو قبول میشه، در حالی که شیاوجیان کلی بالا و پایین رو تجربه میکنه.
خلاصه داستان: "ارباب گیاهان دارویی عزیز" داستان عاشقانه فراموشنشدنی سونگ لان، یه پری که از ریشه گیاه نیل به وجود اومده، و چو ژیمو، پادشاه داروها رو روایت میکنه. سونگ لان فقط یه هدف داره و اونم کامل کردن پرورش جاودانگیشه. اما وقتی به اشتباه توسط شاهزاده خانم خورده میشه، برای فرار مجبور میشه با چو ژیمو ازدواج کنه تا انرژی داروییش رو جذب کنه. سونگ لان شاید یه ریشه نیل ساده به نظر بیاد، ولی خیلی سرسخته و با وجود بیتفاوتی چو ژیمو، از هدفش برای ازدواج با اون دست نمیکشه. برای این کار، به کوه شنشیانگ برمیگرده و چند تا از دوستای پریش—like یه عروسک جینسینگ، یه زعفران جذاب و یه گیاه آنجلیکای درستکار—رو با خودش به دنیای آدما میاره تا بهش کمک کنن.
خلاصه داستان: "عاشق آشپزی" داستان گو شنگنان رو روایت میکنه، یه آشپز کمکی توی هتل زیجینگ که عاشق کارشه و با غذاهاش خودش رو ابراز میکنه. اون که با سرآشپز هتل رابطه مخفی داره، بعد از خیانت اون و خطر از دست دادن کارش بهخاطر خرید هتل، با لو جین، مدیر تیززبان و سختگیر هتل، روبهرو میشه. یه سوءتفاهم باعث میشه رابطهشون بد شروع بشه، ولی وقتی لو جین، که عاشق غذاست، یه غذای شنگنان رو میخوره، نظرش عوض میشه. این دو با عشق مشترکشون به غذا به هم نزدیک میشن و یه رابطه غیرمنتظره شروع میکنن.
خلاصه داستان: شش قبیله بزرگ درگیر یک مناقشه بیپایان هستند که در میانه آن، یک داستان عاشقانه تلخ شکل میگیرد. در شب ماه کامل، نشانه شکوفه هلو بر روی پوست جینگنان ظاهر میشود؛ زنی با زیبایی افسانهای که گفته میشود هرکس با او ازدواج کند، قدرت تسلط بر دنیا را به دست خواهد آورد. اما در دنیایی که توسط طمع و جنگ کنترل میشود، آیا عشق میتواند راهی برای نجات یا نابودی باشد؟
خلاصه داستان: داستان توی دوران شکوهمند دودمان تانگ اتفاق میافته، جایی که آدما و دیوها با هم زندگی میکنن. لی خوآن، یه پسر که نصفه آدم و نصفه دیوه، با اومدنش صلح شکننده رو به هم میزنه. اون توی آکادمی مو-یون درس میخونه و با سو یو-لین، یه جاسوس از قبیله دیوها، و شاهزاده جون که عاشقشه روبهرو میشه. لی خوآن کمکم به یه قهرمان برای مردم تبدیل میشه، اما باید تصمیم بگیره که وفاداریش به کدوم طرفه. این سریال پر از عشق، جادو و مبارزهست که با پیشبینی یه ناجی همراهه.
خلاصه داستان: داستان درباره یه دانشجوی پزشکی سنتی به نام منگ یوانه که یه روز به طور اتفاقی به دنیای فانتزی منتقل میشه و توی بدن دختری به اسم فنگ وو بیدار میشه. فنگ وو که قبلاً یه نابغه بوده، بعد از یه توطئه خون ققنوسش رو از دست داده و به یه آدم معمولی تبدیل شده. حالا منگ یوان باید با استفاده از دانش پزشکی خودش توی این دنیای پر از جادو و هنرهای رزمی راهش رو پیدا کنه. اون با شاهزاده جون لینیوان که قرار بوده باهاش ازدواج کنه روبهرو میشه، اما هر دو از این ازدواج اجباری راضی نیستن. با این حال، با تهدیدات نیروهای شر، فنگ وو باید دوستای قوی پیدا کنه و یاد بگیره چطور از خودش دفاع کنه. این سریال پر از ماجراهای عاشقانه، طنز و لحظههای هیجانانگیزه.
خلاصه داستان: "تقاطع بیسترو" داستان پنج زن با پیشینههای متفاوت رو روایت میکنه که با هم یه رستوران به اسم "بی زه نان یوان" توی پکن باز میکنن. یو شانشان، بزرگترین سهامدار، دوستای صمیمیش رو دور هم جمع میکنه: بائو شوی، یه بازیگر ناشناخته خوشبین، و دای شیائو یو، که از خارج برگشته و دخترعموی بائوئه. این دو بعد از دیدار دوباره، زندگی پر از شوخی و خنده رو شروع میکنن. دو سهامدار دیگه، سی منگ، یه خونهدار، و فنگ شی، که بهخاطر عشق به پکن اومده، هم نقش مهمی دارن. این پنج نفر توی این مسیر بزرگ میشن، عشق پیدا میکنن و دوستیشون رو محکمتر میکنن.
خلاصه داستان: "آتش متقاطع" داستان دو گیمر جوون به اسمهای لو شیاو بی و شیاو فنگ رو روایت میکنه که توی دو زمان مختلف—۲۰۰۸ و ۲۰۱۹—زندگی میکنن، اما توی بازی "کراس فایر" به هم وصل میشن. شیاو فنگ توی سال ۲۰۰۸ کاپیتان یه تیم esportsه که داره با مشکلات تیمش میجنگه، و لو شیاو بی توی ۲۰۱۹ یه نابغه بازیه که بهخاطر یه تصادف روی ویلچره. این دو با هم دوست میشن و توی زمان و مکان به هم کمک میکنن تا رویاهاشون رو دنبال کنن.
خلاصه داستان: "تمساح و پرنده کاکلدار" داستان لی نانان رو روایت میکنه، یه دختر جوون از یه شهر کوچیک که عاشق فرهنگ سنتی چین و معماریه. اون برای تحصیل توی دانشگاه بوردو توی فرانسه میره و بهطور اتفاقی به یه گروه تحقیق حیوانات ملحق میشه. اونجا با جو اروِن، یه نابغه معماری که به حفظ محیط زیست اعتقاد داره، آشنا میشه. این دو اول با هم کلکل دارن، چون دیدگاههاشون توی معماری متفاوته، ولی کمکم با کمک دوستشون گائو مو، به هم نزدیک میشن و عشقشون توی یه پروژه بزرگ معماری شکوفا میشه.