خلاصه داستان: در سال 1987، فرانکی، یک نوجوان 15 ساله، در یک روستای کوچک در ایرلند زندگی میکند. او با خواهر بزرگترش، مادرش و پدرش در یک خانه ساده زندگی میکند. فرانکی با مشکلات مالی خانواده و فشار جامعه روبرو است. او به دنبال شناخت هویت جنسی خود است و با احساسات متضادی در این زمینه دست و پنجه نرم میکند. فرانکی با دوستانش درگیر فعالیتهای مختلفی مانند دوچرخهسواری و بازیهای ویدئویی میشود. او با یک پسر دیگر در مدرسه آشنا میشود و بین آنها رابطهای عمیق و احساسی شکل میگیرد. این رابطه منجر به درک بهتری از خود فرانکی میشود و او را به سمت پذیرش هویت جنسی خود سوق میدهد.
خلاصه داستان: قضیه کالینی درباره وکیل جوانی به نام کسبی است که برای دفاع از مردی به نام کالینی به دادگاه میرود. کالینی به جرم قتل یک صنعتگر ثروتمند دستگیر شده است. همانطور که کسبی در پرونده بیشتر میپردازد، متوجه میشود که موضوع پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد و گذشتهای تاریک در کار است که به جنگ جهانی دوم بازمیگردد.
خلاصه داستان: فیلم "مردان طنز" داستان جرج سیمونز، یک کمدین مشهور و موفق است که پس از شناخت بیماری سرطان، تصمیم میگیرد با کمک یک کمدین جوان و ناشناخته به نام ایرا به دنیای کمدی بازگردد. این سفر باعث تغییرات عمیقی در زندگی هر دو میشود و آنها را با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو میکند. فیلم به دنبالهای از رویدادهای طنزآمیز و احساسی است که نشان میدهد چگونه دو کمدین با شرایط زندگی و مرگ سر و کار دارند.
خلاصه داستان: فریتز هافمن در سال 1971 فیلم مستندی به نام "سرزمین سکوت و تاریکی" را ساخت که داستان زندگی افراد ناشنوا و نابینا را روایت میکند. این فیلم به زندگی و تجربیات افرادی میپردازد که همزمان با دنیای اطراف خود از طریق شنوایی و بینایی محروم هستند و به جای آن با زبان اشاره و لمس با محیط اطرافشان ارتباط برقرار میکنند.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک خانواده کوچک در روستایی دورافتاده زندگی میکنند. مادر خانواده، که به عنوان یک شخصیت محوری داستان مطرح میشود، با استفاده از مهارتهای خاص خود، تلاش میکند تا خانواده را در برابر مشکلات مالی و اجتماعی محافظت کند. در حالی که پدر خانواده به دنبال راه حلی برای مشکلات مالی است، مادر با استفاده از هنر پخت و پز و تهیه غذاهای خوشمزه، به دنبال کسب درآمد و حفظ وحدت خانواده است. این فیلم به دنبال نشان دادن قدرت عشق، وفاداری و تلاش در مواجهه با سختیهای زندگی است.
خلاصه داستان: Going My Way با بازی بینگ کروزی، فیلم کمدی-درام رمانتیکی سال 1944 است که داستان یک کشیش جوان و خوش شانس به نام فادر چاکلی در یک کلیسای نیویورکی را روایت میکند. وی با روشهای نوین خود، جوانان محله را به کلیسا میکشاند و با کمک آنها، مشکلات مالی و اجتماعی محل را حل میکند. فیلم با موسیقی دلنشین و حضور استثنایی بینگ کروزی به یکی از برترین فیلمهای سینمای دهه ۱۹۴۰ تبدیل شد و چندین جایزه اسکار به دست آورد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰، برنارد دویت، یک مدیر هنری جوان و پرانرژی، با کشف و راهنمایی گروههای موسییایی شکستناپذیری مانند بیتلز و رولینگ استونز، به یکی از مهمترین شخصیتهای صنعت موسیقی تبدیل میشود. با وجود موفقیتهای بزرگ، زندگی شخصیاش به تدریج از هم پاشیده میشود و او با وسوسههای قدرت، ثروت و شهرت روبرو میشود که در نهایت منجر به سقوط او در چاه اعتیاد و افسردگی میشود.
خلاصه داستان: در شب قبل از کریسمس، دوستان بچگی اتر و جیسون و کریس، سالهای سال سنت جشن گرفتن در شب کریسمس را ادامه میدهند. اما امسال، اتر تصمیم میگیرد که این سنت را با حضور در جشن بزرگ شب کریسمس به پایان برساند. آنها در جستجوی درخت سریال کریسمس اسطورهای هستند و در این راه با ماجراهای طنز و عجیب روبرو میشونزد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۵۰ میلادی، لولا دختر جوانی عاشق استیو، پسر همسایه خود است. او آرزو دارد با او ازدواج کند، اما او بر این باور است که باید تا قبل از ازدواج با او رابطه جنسی نداشته باشد. لولا تصمیم میگیرد با مردان دیگر رابطه جنسی برقرار کند تا به استیو ثابت کند که او یک شریک جنسی عالی خواهد بود.
خلاصه داستان: میگم من یک راهنما هستم ولی من یک راهنما نیستم یک دختر نوجوان به نام میگان به یک اردوگاه تربیتی فرستاده میشود تا از همجنسگرایی خود رهایی یابد. در این اردوگاه او با یک دختر دیگر به نام گراهام آشنا میشود و احساساتی عمیق نسبت به او پیدا میکند. این احساسات باعث میشود او به زندگی و عشق خود فکر کند و در نهایت تصمیم میگیرد که به دنبال خوشحالی واقعی خود باشد. فیلم به طرز طنزآمیزی به موضوعات هویت جنسی و انتظارات جامعه پرداخته و نشان میدهد که عشق واقعی نمیتواند به راحتی کنترل یا تغییر شود.