خلاصه داستان: در داستان «معبد اردکهای وحشی»، یک جوان به نام تاروکو به یک معبد بوذایی در ژاپن میرود و با یک راهب مسن آشنا میشود. او به تدریج در زندگی معبد جا میگیرد و با مراقبتهای راهب، احساس صلح و آرامش میکند. اما زندگی او در معبد بههم میخورد وقتی که یک زن جوان به نام ماساکو به معبد میآید. ماساکو با داستان دردناکی از گذشتهاش، توانسته است قلب راهب را به خود جلب کند و او را به خدمتگزاری خود وادارد. تاروکو با کمک ماساکو، آتش حسادت در قلب راهب میافروزد و او را به قتل عامدانهای میکشاند. پس از قتل، تاروکو و ماساکو با هم فرار میکنند و در جنگل پنهان میشوند. در نهایت، تاروکو به دست ماساکو کشته میشود و او به تنهایی در جنگل میماند.
خلاصه داستان: در سال 1980، یک گروه جوان در اردوگاه کریستال لیک برای کار به عنوان مربیان اردوگاهی جمع میشوند. آنها به زودی متوجه میشوند که اردوگاه در گذشته شاهد یک تراژدی وحشتناک بوده و اکنون با یک قاتل روانی مواجه هستند که به دنبال انتقام از آنها است. با شروع مرگهای مرموز و خونین، جوانان تلاش میکنند زنده بمانند و راز مرگهای سریالی را کشف کنند.
خلاصه داستان: روزگاری در کولاکهای کولومبی، روزاریو تیخرس زنی جوان و زیبا بود که با سوء استفاده و خشونت روبرو شد و تصمیم گرفت با تبدیل شدن به یک قاتل حرفهای از ستمگران انتقام بگیرد. او با کمک دو دوست ثروتمند خود، خوان و اسکار، وارد دنیای خطرناک جنایت میشود و با هر قتل، آزادی و عدالت خود را به دست میآورد. اما عشق و خیانت و مرگ در انتظار اوست و روزاریو باید تصمیم بگیرد که آیا آزادی با قیمت زندگی ارزشش را دارد.
خلاصه داستان: در تهران دهه ۱۹۶۰، یک راننده تاکسی به نام حمید به طور غیرمنتظرهای مسئول مراقبت از یک نوزاد متروک شده میشود. او تلاش میکند تا مادر بچه را پیدا کند و خود را از این مسئولیت سنگین رها کند، اما با مقاومت معشوقش لیلا مواجه میشود که میخواهد از کودک مراقبت کند. در حالی که شهر پیش روی آنها تغییر میکند و آینده نامشخص به نظر میرسد، حمید و لیلا باید با پیامدهای اخلاقی و احساسی تصمیمشان روبرو شوند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه جوان در یک شهر کوچک کشف میکنند که تعدادی از کاستهای ضبط صدا قدیمی در یک خانه ترک شده. هر کاست حاوی صداهای مرموز و رویدادهای غیرقابل توضیحی از گذشته است که هر چه به عمق صداها پیش میروند، رویدادهای ترسناکتری آشکار میشود. آنها مجبور میشوند با نیروهای نامرئی و خطرناکی که از گذشته برمیخیزند، مواجه شوند تا بتوانند از دام این صداها و خطراتی که برای زندگی آنها به همراه دارد، نجات یابند.
خلاصه داستان: Reprise یک فیلم نوآر نو درام کمدی-تراژیک ساخته یوهان نسه در سال 2006 است. داستان درباره دو دوست جوان نویسنده، ارلیک و فیلیپ، است که با انتشار نخستین رمان خود به دنیای ادبیات نروژ وارد میشوند. در حالی که ارلیک موفقیت را تجربه میکند، فیلیپ با شکست روبرو میشود و این وضعیت روابط دوستی و آرزوهای آنها را به چالش میکشد. فیلم به دقت روابط انسانی، آرزوها و ناکامیها را در قالبی هنری و سبکدار به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در این فیلم، پسر جوانی به نام لوکاس به خانه باز میگردد تا با پدرش که یک جراح مغز و اعصاب معروف است، مواجه شود. در طول روزهایی که در خانه میماند، رازهایی از گذشته خانوادگی آشکار میشود که باعث تغییر در روابط بین آنها میشود. لوکاس با کمک یک دوست قدیمی، تلاش میکند تا این رازها را حل کند و درک بهتری از خانوادهاش داشته باشد.
خلاصه داستان: در سال 1978، در روستی کوچک در پنسیلوانیا، سه دوست نزدیک به هم، مایکل، نیکلاس و استیون، تصمیم میگیرند به جنگ ویتنام بروند. آنها به عنوان ماهیگیران و کارگران معدن زندگی سادهای داشتند، اما جنگ زندگی آنها را به طرز دراماتیکی تغییر میدهد. در ویتنام، آنها در شرایط بسیار سخت و خطرناک اسیر میشوند و به بازی رولت روسی وادار میشوند. این تجربه مرگبار باعث میشود دوستان از هم جدا شوند و هر کدام به طور جداگانه با آثار روانی و جسمی جنگ دست و پنجه نرم کنند. وقتی آنها به خانه بازمیگردند، متوجه میشوند که جنگ آنها را به طور کامل تغییر داده و رابطه آنها با خانواده و دوستانشان پیچیده شده است. فیلم به دنبالهای از رویدادها و تصمیمات سخت آنها در زندگی پس از جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: در سال 1880، چهار مرد جداگانه در مسیری به شهر کوچک سیلورادو در آریزونا قرار میگیرند. پیکت، شکارچی ماهر؛ جیک، شهروند شجاع؛ دات، دزد سابق؛ و مال، مزرعهدار جوان، هر کدام با هدفی متفاوت به این شهر میآیند. اما وقتی متوجه میشوند که شهردار فاسد و دستنشاندههایش بر شهر تسلط دارند، تصمیم میگیرند متحد شوند و عدالت را برقرار کنند. در یک سفر پرماجرا، آنها با دزدان، مبارزات و خیانتها مواجه میشوند و در نهایت در یک نبرد حماسی برای آزادی سیلورادو میجنگند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از فضانوردان در یک سفر عجیب و خطرناک به سیارهای ناشناخته میروند. آنها با مواجه شدن با موجودات بیگانه و شرایط بینظیر محیطی، مجبور میشوند با استفاده از دانش و شجاعت خود، زنده بمانند و به زمین بازگردند. این سفر، آزمونی سخت برای انسانیت و روابط انسانی در شرایط غیرقابل پیشبینی خواهد بود.