خلاصه داستان: داستان سریال نام من فرح است درباره یک زن ایرانی به نام فرح است. فرح (دمت اوزدمیر) یک زن 28 ساله ایرانی است که با پسر 6 سالهاش زندگی مشترک دارد. او 6 سال است که به طور غیرقانونی در استانبول زندگی میکند. فرح هنگام فرار از ایران به فرانسه، پس از پی بردن به بارداری خود در استانبول میماند و به عنوان یک فراری در استانبول زندگی میکند. او با وجود اینکه دارای مدرک دانشکده پزشکی از دانشگاه ایرانیان است، نمیتواند شغل خود را انجام دهد و به عنوان نظافتچی در استانبول کار میکند و برای حمایت از پسرش دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: داستان سریال از جایی شروع میشود که نود و هفت سال پس از یک انفجار گسترده در زمین ، دیگر در آنجا جای سکونت نیست و بالاجبار انسانهای نجات یافته به ایستگاههای فضایی موجود پناه میبرند. اما پس از گذشت تمام این سالها و با گذراندن این سختیها ، منابعِ حیاتی از جمله اکسیژن و غذای آنها رو به اتمام است. ولی این موضوع را فقط افراد ایستگاه فضایی آرک تنها ایستگاه باقی مانده از بین دوازده ایستگاه اولیه میدانند ، به همین خاطر آنها صد نفر که جوان هستند و در زندان به سر میبرند را در یک فضاپیما به زمین میفرستند تا در صورت امکان حیات در روی زمین همگی به سوی زمین برگردند. اما در اثر اتفاقی تمامی سیستمهای ارتباطیشان با این صد نفر قطع میشود و…
خلاصه داستان: این سریال به بررسی زندگی عرفان، استاد آرمانگرا میپردازد که از اخراج ناعادلانهاش ناراحت است و سعی میکند از پسر بیمارش مراقبت کند. با بسته شدن درها یکی یکی، عرفان خود را در میانه یک ماجراجویی تاریک می بیند که...
خلاصه داستان: زمانی که جسد یک قربانی در یکی از خیابانهای لندن پیدا میشود، چهار کارآگاه، در چهار دوره زمانی مختلف، باید این معما را حل کنند تا از آینده بریتانیا محافظت کنند اما…
خلاصه داستان: جو پس از یک فاجعه در فضا به زمین باز می گردد و متوجه می شود که قطعات گم شده ای در زندگی او وجود دارد، بنابراین او تصمیم می گیرد تا حقیقت را در مورد رازهای پنهان سفر فضایی فاش کند و چیزهایی را که از دست داده بازیابی کند.
خلاصه داستان: ماكس زاندر در مزار خانوادگياش قسم ياد ميكند با نبرد عليه تبهكاران در برابر فجايع بايستد. او وارد بخشي از تشكيلات پليس بين الملل ميشود تا اينكه در يك عمليات غافلگير كننده يكي از بهترين دوستانش را از دست ميدهد. ماكس تظاهر به مردن ميكند تا همچو رويا برگردد و زندگي تنها را انتخاب ميكند و گروهي را تشكيل ميدهد كه تا پايان عمر براي نابودي تبه كاران تلاش كند او يك نقابدار است..
خلاصه داستان: داستان سریال در قارههای خیالی وستروس و اسوس، در نزدیکی پایان یک تابستان 10 ساله اتفاق میافتد و چندین خط داستانی را دنبال میکند. اولین داستان به جنگ بین خانوادههای اشرافی برای به دست آوردن تخت آهنین و پادشاهی هفت اقلیم مربوط میشود. دومین خط داستانی، نزدیک بودن زمستانی طولانی و یورش موجوداتی افسانهای از شمال را شرح میدهد و سومین خط داستانی مجموعه، تلاش فرزندان شاه مخلوع، برای بازپسگیری تاجوتخت است. این مجموعه از طریق شخصیتهایی که اخلاقیات مبهمی دارند، حول مسائلی چون طبقات اجتماعی، وفاداری، فساد، جنگ داخلی و مجازات میگردد.
خلاصه داستان: مادر و دختری برای فرار از ازدواج اجباری در فرقه ای محدود کننده فرار می کنند. مادر برای یک روانپزشک پیشرو کار می کند که هویت دخترش علیرغم پیوند رو به رشد آنها باعث آشفتگی می شود.