خلاصه داستان: یک روزنامهنگار مشهور به نام جین وای در سال ۱۹۴۱ و در آستانه جنگ جهانی دوم به شانگهای بازمیگردد تا طلاق خود را از یک کارگردان تئاتر نهایی کند. اما ورود او به این شهر اشغالشده، بازیای پیچیده از جاسوسی، فریب و نقشههای سیاسی را به راه میاندازد. جین که برای بازی در نمایشی تحت نظر کارگردان سابقش آماده میشود، بهطور مرموزی در مرکز یک شبکه اطلاعاتی قرار میگیرد و هر حرکتی از سوی او زیر ذرهبین نیروهای ژاپنی، مقاومت و بازیگران مختلف این صحنه پرتنش قرار دارد. «Saturday Fiction» (۲۰۱۹) به کارگردانی لو یه و با بازی گونگ لی، مارک ژائو و تام هیردستون، اثری نوآر و پرتعلیق است که در آن واقعیت و تئاتر در هم میآمیزند و هر صحنه میتواند به معنای مرگ یا زندگی باشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: بوومرنگ (۱۹۹۲) به کارگردانی رجینالد هادلین، فیلمی کمدی-درام با بازیگری درخشان ادی مورفی در نقش مارکوس گراهام، یک مدیر تبلیغات موفق و خودشیفته است که زندگی او با ورود یک زن مرموز به نام آنجل (رابین گیونز) دگرگون میشود. مارکوس که همیشه در روابط عاطفی خود را فردی مقتدر میدانست، پس از یک رابطه کوتاه با آنجل، خود را در موقعیتی میبیند که احساساتش به شدت درگیر شده و رفتارهای وسواسگونه او باعث آزار و اذیت آنجل میشود. این فیلم با طنزی هوشمندانه، موضوع تعقیب و آزار را در قالبی کمدی بررسی میکند و در نهایت مارکوس را با پیامدهای رفتارهای سمی خود روبرو میسازد. بازیگران اصلی شامل ادی مورفی، رابین گیونز، هالی بری پریش و دیوید آلن گرییر هستند.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی به نامهای لیو و اما که از کودکی رویای برگزاری مراسم عروسی مجلل در هتل پلازای نیویورک را در سر میپروراندند، پس از نامزدی همزمان، به طور تصادفی تاریخ مراسم عروسی خود را در یک روز و در همان هتل رزرو میکنند. زمانی که تلاشهایشان برای تغییر تاریخ به جایی نمیرسد، رقابتی خصمانه و تمامعیار بین آنها شکل میگیرد و هر یک با اجرای نقشههای شیطانی سعی در خراب کردن روز بزرگ دیگری دارد. این جنگ دوستانه به تدریج از کنترل خارج شده و دوستی دیرینهشان را در معرض نابودی قرار میدهد. کیت هادسون و آن هاتاوی در نقش این دو دوست، در این کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی گری وینیک، بازی میکنند.
خلاصه داستان: دو دوست رقصنده به نامهای اش و ادی که در لندن زندگی میکنند، پس از تحقیر شدن توسط گروه رقص کرهای «دیوا»، تصمیم میگیرند با جمعآوری گروهی از بهترین رقاصهای خیابانی اروپا، در مسابقات جهانی پاریس شرکت کنند. آنها برای تکمیل گروه خود به دنبال رقاصی لاتین به نام اوا میروند که سبک رقص منحصر به فردی دارد. در این مسیر، عشقی عمیق بین اش و اوا شکل میگیرد و رقابت سختی را در مقابل گروه قدرتمند دیوا پیش رو خواهند داشت. این فیلم محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی مکس گیواد و با بازی فالک هنتسچل، سوفیا بوتلا و تام کونتی است.
خلاصه داستان: این فیلم درام کمدی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی شان لوی و با بازی جیسون بیتمن، تینا فی، جین فوندا، آدام درایور و رز بیرن است. داستان حول محور خانواده آلتمن میچرخد که پس از مرگ پدر خانواده، مجبور میشوند طبق وصیت او یک هفته را در کنار هم در خانه دوران کودکیشان بگذرانند. جواد، وندی، فیلیپ و پاول، چهار خواهر و برادر، هرکدام با مشکلات شخصی و بحرانهای زندگی خود دست و پنجه نرم میکنند و این یک هفته همزیستی اجباری، فرصتی برای مواجهه با گذشته، رفع کدورتها و کشف دوباره پیوندهای خانوادگیشان میشود. در این میان، رازهای قدیمی فاش میشوند و روابط جدیدی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی و دلانگیز محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی سیمون ابوید با بازی جسیکا براون فیندلی در نقش بِلا براون، دختری جوان و منزوی که در یتیمخانه بزرگ شده و از کودکی با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) دست و پنجه نرم میکند. زندگی او که حول یک برنامه روتین و دقیق میچرخد، زمانی دستخوش تغییر میشود که صاحبخانهاش به او اخطار میدهد که اگر باغ وحشتناک و بههمریختهی پشت خانهاش را ظرف یک ماه مرتب نکند، او را بیرون خواهد کرد. بِلا که دانش کمی در زمینه باغبانی دارد، با کمک همسایه بداخلاق و پیرش، آلفی استیونسون (تام ویلکینسون)، که خود باغبانی ماهر است، و همچنین ورنون (جرمی آیرونز)، دوست صاحبخانه که عاشق کتاب و پروانههاست، به تدریج نه تنها باغ، بلکه زندگی خود را نیز از نو میسازد. این فیلم با نگاهی شاعرانه، داستانی لطیف درباره غلبه بر ترسها، پیدا کردن شجاعت برای رویارویی با ناشناختهها و قدرت شفابخش طبیعت و دوستی را روایت میکند.
خلاصه داستان: سریال «Special» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی آنا دودوک و با بازی رایان اوشی، جسیکا هکت و پونام پاتل، داستان زندگی جیمز، جوانی ۲۸ ساله با فلج مغزی خفیف را روایت میکند که در تلاش است تا هویت خود را فراتر از محدودیتهای فیزیکیاش تعریف کند. او که در یک شرکت انتشاراتی کار میکند، بهطور ناگهانی تصمیم میگیرد تا شغل خود را رها کرده و به عنوان نویسنده در یک وبسایت اینترنتی مشغول به کار شود. این تغییر مسیر، او را به دنیایی از چالشها، روابط جدید و کشف تواناییهای پنهانش میکشاند. جیمز در این مسیر با مادرش، کارن، که همواره نگران اوست و دوست صمیمیاش، کیم، که از او حمایت میکند، همراه است. این سریال کمدی-درام با نگاهی صادقانه و طنازانه، به مسائل افراد دارای معلولیت، استقلال، دوستی و پذیرش خود میپردازد و داستانی الهامبخش و انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این سریال درام روانشناختی محصول سال ۲۰۲۳ آمریکا به کارگردانی لوئیس لوی و با بازیگری شیلین وودلی، دینا شیهیب و بتی گیلپین است. داستان حول محور سه زن میچرخد: گیسی، یک نویسنده تلویزیونی که درگیر یک رابطه پرتنش با مرد متأهلی به نام لوک است؛ مگی، زن خانهداری که زندگی اش پس از یک رابطه پرشور با معلم همسرش دگرگون میشود؛ و اسلوآن، زنی ثروتمند که پس از یک تجربه آسیبزا در گذشته، به دنبال بازسازی زندگی خود است. این سه داستان به تدریج در هم تنیده شده و حقایق تاریکی درباره میل، قدرت و هویت زنان در جامعه امروز آمریکا را آشکار میکنند. سریال با بهرهگیری از روایتی غیرخطی و بازیهای درخشان، تصویری عمیق و بیپرده از تجربیات زنانه ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلمی فانتزی-اکشن محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی اووه بول و با بازی کریستنا لوکن در نقش اصلی ریین، یک خونآشام نیمه انسان که به دنبال انتقام از پدر شرورش کگان است. داستان در قرن هجدهم رومانی میگذرد و ریین که توسط گروهی شکارچی خونآشام به نام بریم استون استخدام شده، متوجه میشود که کگان قصد دارد با استفاده از قدرت سه تکه از یک طلسم باستانی، بر دنیا حکومت کند. او به همراه گروهی از متحدانش که شامل ولادیمیر، شکارچی با تجربه و سباستیان، راهب جنگجو میشوند، در یک مأموریت خطرناک برای متوقف کردن کگان و نابودی طلسم قدم برمیدارد. در این راه، ریین نه تنها با قدرتهای خونآشامی خود، بلکه با گذشته اسرارآمیز و هویت واقعی خود نیز روبرو میشود.
خلاصه داستان: یک مرد ثروتمند به نام سرگئی که به دلیل بیماری در آستانه مرگ قرار دارد، تصمیم میگیرد با استخدام یک هکر جوان و بااستعداد به نام پاول، یک بازی خطرناک را ترتیب دهد. سرگئی که از زندگی خسته شده و به دنبال هیجان است، از پاول میخواهد تا به سیستمهای امنیتی پیشرفته نفوذ کرده و اطلاعات محرمانه را سرقت کند. پاول که در ابتدا برای پول این کار را میپذیرد، به تدریج در دام بازیهای روانی سرگئی گرفتار میشود. او متوجه میشود که این مأموریت تنها یک سرقت ساده نیست، بلکه بخشی از یک طرح بزرگتر است که در آن سرگئی قصد دارد کنترل کامل زندگی پاول را به دست گرفته و او را به مرز نابودی بکشاند. در این میان، پاول باید با گذشته تاریک خود نیز روبرو شود و برای نجات جان خود و کسانی که دوستشان دارد، دست به هر کاری بزند.