خلاصه داستان: دو برادر به نامهای راج و ویر که در گذشته در گوا برای یک پدرخوانده مافیایی کار میکردند، پس از یک درگیری خونین تصمیم میگیرند زندگی جدیدی را در پونجاب آغاز کنند. راج با کایرا، دختری جوان و پرانرژی آشنا میشود و عاشق او میشود، اما کایرا به او هشدار میدهد که برادرش، ویر، ممکن است با این رابطه مخالف باشد. در همین حال، ویر نیز با ایشیتا، خواهر کایرا روبرو میشود و هر دو متوجه میشوند که در گذشته عشق عمیقی به یکدیگر داشتهاند، اما یک راز تاریک و یک خیانت ویرانگر رابطهشان را از هم گسسته بود. حالا، با بازگشت گذشته، این دو زوج عاشق باید با دشمنان قدیمی و رازهای خانوادگی روبرو شوند تا بتوانند عشق خود را نجات دهند. فیلم «دیواله» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی روهیت شتی و با بازی شاهرخ خان، کاجول، وارون دهاوان و کریتی سانون، داستانی پر از اکشن، کمدی و احساسات است که در آن عشق و خانواده در برابر خاطرات تلخ گذشته قرار میگیرند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی کلاسیک محصول سال ۱۹۳۳ به کارگردانی لئو مککری و با بازی برادران مارکس (گراچو، هارپو، چیکو و زپو) است. داستان در کشور خیالی فریدونیا اتفاق میافتد که بانوی ثروتمندی به نام خانم تیزدیل برای نجات کشور از ورشکستگی، شرط میگذارد که روفوس تی. فایرفلای را به عنوان رهبر جدید بپذیرند. فایرفلای که شخصیتی عجیب و غیرقابل پیشبینی دارد، به سرعت با همسایهها دچار مشکل میشود و وضعیت را به سمت جنگ میکشاند. فیلم با طنز تیز و هوشمندانه خود، سیاستمداران و دیپلماسی بینالمللی را به سخره میگیرد و صحنههای به یادماندنی مانند آیینهای که در آن گراچو و هارپو یکدیگر را تقلید میکنند، از نقاط قوت آن هستند.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام سارا که در شهری بزرگ زندگی میکند، ناگهان با پدیدهای عجیب روبرو میشود: او میتواند با لمس اشیا یا افراد، خاطرات و احساسات پنهان آنها را تجربه کند. این توانایی جدید ابتدا او را هیجانزده میکند، اما به زودی متوجه میشود که این هدیه میتواند به یک نفرین تبدیل شود. وقتی سارا تصادفاً با رازی تاریک از گذشته خانوادهاش مواجه میشود، مجبور میشود از این توانایی برای کشف حقیقت استفاده کند. در این مسیر، او با مرد مرموزی به نام کایل آشنا میشود که او نیز توانایی مشابهی دارد و به نظر میرسد ارتباط عمیقی با گذشته سارا دارد. سارا باید یاد بگیرد که چگونه با این قدرت کنار بیاید و از آن برای نجات خود و عزیزانش استفاده کند، قبل از اینکه این راز او را نابود کند.
خلاصه داستان: داستان کوتاه انیمیشنی «زندگی لامپی» محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی والری فونگ و تهیهکنندگی پیکسار است که ادامهدهنده ماجراهای شخصیت محبوب «بازیبازی» به نام بو پیت است. این داستان کوتاه که با تکنیک انیمیشن کامپیوتری ساخته شده، روایتگر زندگی بو پیت پس از جدا شدن از صاحبش اندی و قبل از رسیدن به اتاق بانی است. در این مدت، بو در یک مرکز بازیافت و سپس در یک مهدکودک رها شده و تجربیات تلخ و شیرین بسیاری را پشت سر میگذارد. انیمیشن با صدای آنی پاتز در نقش بو پیت، لحظات تنهایی، امید و انتظار این شخصیت دوستداشتنی را به تصویر میکشد و بینندگان را با بخشی ناگفته از زندگی او آشنا میسازد.
خلاصه داستان: در خلاصهای کوتاه، فیلم «بنبست» (۲۰۰۳) به کارگردانی ژان باپتیست آندرهآنی و فابیان کنینی، داستان خانوادهای را روایت میکند که در شب کریسمس و در مسیر رسیدن به خانه اقوام خود، برای کوتاه کردن مسیر وارد یک جاده خلوت و ناشناخته میشوند. این تصمیم ناگهانی آنها را در یک کابوس تمامنشدنی گرفتار میکند؛ جادهای که هیچ پایانی ندارد و هر بار آنها را به نقطه شروع بازمیگرداند. با گذشت زمان و در مواجهه با پدیدههای فراطبیعی و یک زن اسرارآمیز و مرموز که در جاده ظاهر میشود، ترس و هراس بر فضای فیلم حاکم میگردد و خانواده باید برای بقای خود و درک راز این بنبست مرموز بجنگند. بازیگرانی مانند الکساندرا هولدن و ری استیونسون در این فیلم ترسناک به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: میا، زن جوانی که در آستانه سی سالگی گیر کرده و نمیتواند از دوران نوجوانی خود جدا شود، پس از اینکه نامزدش در جمع دوستانش از او خواستگاری میکند، دچار بحران هویت میشود. او که از مسئولیتهای بزرگسالی میترسد، به جای پاسخ دادن، فرار میکند و طی یک اتفاق تصادفی با آنیکا، دختر نوجوانی که با پدرش زندگی میکند، آشنا شده و با او دوست میشود. میا برای فرار از مشکلاتش، به آنیکا دروغ میگوید و مدتی را در خانه آن دو میگذراند و در این میان با پدر آنیکا، کریگ، نیز رابطهای عاطفی برقرار میکند. این زندگی موقت و دوستی غیرمنتظره به او کمک میکند تا با ترسهایش روبرو شده و مسیر درست زندگی خود را پیدا کند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی لین شلتون و با بازی کیرا نایتلی، کلوئه گریس مورتز و سام راکول است.
خلاصه داستان: دو کارآگاه به نامهای کلیو اوون و جولیا رابرتز در یک پرونده شرکت داروسازی به هم میرسند. آنها که هر دو سابقه کار در سازمانهای جاسوسی دارند، متوجه میشوند که این شرکت قصد دارد محصول انقلابی جدیدی را به بازار عرضه کند که میتواند صنعت داروسازی را متحول کند. اما همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. آنها باید در میان دروغها، فریبها و نقشههای پیچیده، حقیقت را کشف کنند و بفهمند که به چه کسی میتوانند اعتماد کنند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی تونی گیلروی است و با بازی کلیو اوون و جولیا رابرتز، داستانی پر از تعلیق و توطئه را روایت میکند.
خلاصه داستان: تام ریپلی، فروشنده آثار هنری مشکوک، توسط مردی ثروتمند برای قتل استخدام میشود. او که از انجام مستقیم این کار امتناع میکند، جاناتان زیمرمنِ قابسازِ مبتلا به بیماری خونی را با وعده پول فراوان وسوسه میکند تا این مأموریت مرگبار را به جای او انجام دهد. جاناتان که در ابتدا مردد است، به تدریج در دام این بازی مرگبار گرفتار شده و به قاتلی تبدیل میشود که حتی خودش را نمیشناسد، در حالی که ریپلی از دور شاهد عواقب کارهایش است. این فیلم نوآر ساخته ویم وندرس در سال ۱۹۷۷، با بازی دنیس هاپر و برونو گانتس، اقتباسی مدرن و روانشناختی از رمان «نقشه ریپلی» اثر پاتریشا هایاسمیت است که مرزهای اخلاقی و هویت را در دنیای زیرزمینی جنایت به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در قرون وسطی، فیلیپ معروف به «موش»، دزدی جوان و چابک، پس از فرار از زندان استاد خود، در راه خود با جنگجویی مرموز به نام اتان آشنا میشود. اتان به فیلیپ پیشنهاد میکند که در ازای دریافت پول، او را از قلعه آگولان بیرون بیاورد. فیلیپ که نمیداند اتان و معشوقهاش ایزولت توسط اسقف شهر لعنتی شیطانی را تجربه میکنند، این پیشنهاد را میپذیرد. اتان در طول روز به شکل یک گرگ درمیآید و ایزولت در شب به شکل یک شاهین، و این دو هرگز نمیتوانند در شکل انسانی خود همزمان با یکدیگر باشند. فیلیپ با کمک کشیشی به نام ایمپاریوس، برای شکستن این طلسم و متحد کردن دوباره این عشاق نفرینشده، وارد مبارزهای مرگ و زندگی میشود. این فیلم فانتزی ماجراجویانه محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی ریچارد دانر و با بازی متیو برودریک، راتگر هاوئر و میشل فایفر است.
خلاصه داستان: فیلم کمدی پدران خیالی (Father Figures) محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی لارنس شر و با بازی اوون ویلسون، اد هلمز، گلن کلوز، جی. کی. سیمونز و کیتی آسلتون، داستان دو برادر دوقلو به نامهای کایل و پیتر رینولدز را روایت میکند که در آستانه چهلسالگی متوجه میشوند پدری که مادرشان سالها به آنها معرفی کرده، در واقع پدر واقعیشان نیست. این کشف غیرمنتظره زندگی آنها را زیر و رو میکند و آنها را به یک سفر جادهای غیرمنتظره و پر از ماجراهای خندهدار میکشاند تا هویت واقعی پدرشان را بیابند. در این مسیر، آنها با شخصیتهای عجیب و غریب و موقعیتهای خندهداری روبرو میشوند که رابطه آنها را به عنوان برادر محک میزند و در نهایت به درک عمیقتری از مفهوم خانواده و پذیرش گذشته میرسند. این فیلم با ترکیب طنز موقعیت و دیالوگهای هوشمندانه، داستانی سرگرمکننده درباره جستجوی هویت و اهمیت روابط خانوادگی را به تصویر میکشد.