خلاصه داستان: فیلم روباه آتشین (Foxfire) محصول سال 1987 به کارگردانی ریچارد سارافیان و با بازی لورن هاتن و مت دیلون، داستان دو غریبه را روایت میکند که در یک رستوران کوچک در جادهای بیابانی در آریزونا با هم آشنا میشوند. لورن هاتن در نقش زنی جوان و سرگردان به نام ریتا، و مت دیلون در نقش مردی به نام مایک، که به تازگی از زندان آزاد شده است، دیده میشوند. این دو که هر دو از گذشتهی خود فراری هستند، با هم تصمیم میگیرند تا با سرقت پول یک بانک کوچک، زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما همانطور که پلیس در تعقیب آنهاست، تنشها بالا میگیرد و رابطهی آنها تحت فشار قرار میگیرد و در نهایت به یک تراژدی ختم میشود.
خلاصه داستان: فیلیپ و لولا زوج جوانی هستند که در لاسوگاس زندگی میکنند. فیلیپ آشپز مشتاقی است که به تازگی رستوران خود را افتتاح کرده و لولا به عنوان طراح لباس در یک بوتیک کار میکند. اما وقتی لولا به طور ناگهانی ناپدید میشود، فیلیپ با دنیای زیرزمینی و جنایتکار شهر روبرو میشود و برای نجات همسرش دست به هر کاری میزند.
خلاصه داستان: فرانکنشتاین داستان دکتر ویکتور فرانکنشتاین، دانشمندی جاهطلب است که با ترکیب اعضای بدن مردگان، هیولایی را خلق میکند. اما پس از مواجهه با نتیجه کارش، از آن وحشتزده شده و او را به حال خود رها میکند. هیولا که از طرد شدن توسط جامعه و خالقش رنج میبرد، به موجودی خشن و انتقامجو تبدیل میشود و با کشتار اطرافیان دکتر، او را وادار به رویارویی با عواقب اقداماتش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی کشنده» (Force Majeure) داستان یک خانواده ثروتمند سوئدی را روایت میکند که برای تعطیلات به یک پیست اسکی در آلپ فرانسه سفر کردهاند. در یک روز آفتابی، در حالی که آنها در تراس رستوران مشغول صرف ناهار هستند، به دلیل رانش برف، بهمن عظیمی به سمت آنها میآید. در لحظه وحشت، پدر خانواده (توماس) به جای محافظت از همسر و فرزندانش، به تنهایی فرار میکند. خوشبختانه بهمن تنها یک رانش مصنوعی برای فیلمبرداری بوده و خطری آنها را تهدید نمیکند، اما این حادثه که تنها چند ثانیه طول کشید، بنیان خانواده را متزلزل میکند و توماس را در برابر اتهامات زن و فرزندانش قرار میدهد که چرا در لحظه خطر، آنها را رها کرده است. این اتفاق آغازگر یک بحران عمیق روانی و اخلاقی است که نقشهای سنتی مردانگی و حامیگری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «فورد علیه فراری» (Ford v Ferrari) به کارگردانی جیمز منگولد و محصول سال 2019، داستان واقعی مهندسان و رانندگان آمریکایی را روایت میکند که تلاش میکنند تا با طراحی و ساخت خودروی مسابقهای فورد جیتی۴۰، تیم قدرتمند فراری را در مسابقات 24 ساعته لمانز سال 1966 شکست دهند. کارول شلیبا (مت دیمون) طراح افسانهای خودرو و کن مایلز (کریستین بیل) رانندهی بااستعداد و البته سرکش، دوشادوش هم تلاش میکنند تا غولهای صنعت خودرو را به چالش بکشند و میراثی جاودان بسازند.
خلاصه داستان: فیلم فروشنده در سال 2016 ساخته شده است و داستان زوج جوانی به نامهای رعنا و عماد را روایت میکند که در حین بازی در نمایش "مرگ فروشنده" آرتور میلر، با حادثهای ناگوار در خانهشان مواجه میشوند. این حادثه آنها را مجبور به نقل مکان به آپارتمانی جدید میکند که قبلاً توسط زنی ناشناس اشغال شده بود. با پیدا شدن وسایل شخصی آن زن، عماد که معلمی محتاط است، تلاش میکند تا با یافتن صاحب وسایل، معمای آزاردهندهای را که زندگی مشترکشان را تهدید میکند، حل کند.
خلاصه داستان: Flowers of Shanghai (1998) is a visually stunning period drama directed by Hou Hsiao-hsien, set in the late 19th-century Shanghai. The film centers on the intricate and often tragic lives of courtesans in a luxurious brothel, particularly focusing on the relationships between the courtesans and their wealthy patrons. Through a series of interconnected stories, it explores themes of love, betrayal, and the constraints of social hierarchy in a world of opulence and moral ambiguity. The narrative unfolds with a deliberate, contemplative pace, emphasizing the emotional weight of unspoken desires and the fleeting nature of human connection in a rapidly changing society.
خلاصه داستان: فیلم «فوکوس» داستان نیکی (ویل اسمیت)، یک کلاهبردار حرفهای و با تجربه را روایت میکند که با جس (مارگوت رابی)، یک تازهکار جذاب و البته خطرناک آشنا میکند. این آشنایی که در سال ۲۰۱۵ اتفاق میافتد، به رابطهای عاشقانه و پیچیده تبدیل میشود و آنها را درگیر مجموعهای از کلاهبرداریهای بزرگ و پرریسک در شهر بوئنوس آیرس میکند.
خلاصه داستان: برای ساما روایتی صمیمی و قدرتمند از یک مادر جوان به نام واعده عفیدات است که در جریان محاصره وحشیانه حلب در جنگ داخلی سوریه، با دوربین خود زندگی روزمره، عشق، ترس و مقاومت خانواده و دوستانش را ثبت میکند. این فیلم که بهعنوان نامهای عاشقانه به دخترش ساما ساخته شده، تصویری نزدیک و تکاندهنده از جنگ ارائه میدهد که در آن، انتخاب ماندن یا ترک کردن به یک معضل ابدی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «گوشت و خون» (Flesh+Blood) در سال 1985 به کارگردانی پل ورهوفن داستان یک گروه مزدور قرن پانزدهمی را روایت میکند که پس از پایان یک جنگ، توسط فرماندهشان استیون (با بازی راتگر هاور) به خیانت متهم شده و از دریافت دستمزد محروم میشوند. این گروه که حالا تبدیل به یک باند راهزن شدهاند، برای انتقام، دختر جوانی به نام آگنس (با بازی جنیفر جیسون لی) را که نامزد فرمانده است، ربوده و در یک قلعه متروک پناه میگیرند. در این میان، آگنس تلاش میکند تا با بازی با احساسات مردان، از موقعیت خود خارج شود و...