خلاصه داستان: I Used to Go Here (2020) داستان کیت هنری، نویسندهای را روایت میکند که پس از لغو اولین رمانش، با نامزدش به شهر زادگاهش بازمیگردد. در آنجا، او با پیشنهادی برای سخنرانی در دانشگاه سابقش مواجه میشود، اما این فرصت با چالشهایی همراه است: اینکه خود را با دوستان قدیمیاش که اکنون در مسیرهای متفاوتی در زندگی هستند تطبیق دهد و با شکست حرفهایاش کنار بیاید. در طول مسیر، کیت با افراد جدیدی آشنا میشود و درسهای مهمی درباره رشد شخصی، دوستی و تعریف مجدد موفقیت میآموزد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «من هنوز میدانم که پارسال چه کردی» (I Still Know What You Did Last Summer) در سال ۱۹۹۸ اتفاق میافتد. جولی هیبر، که هنوز از حمله قاتل معروف به نام بن ویلیس در سال قبل رنج میبرد، به همراه دوستش ویل و گروهی از دوستان جدید به یک جزیره دورافتاده در باهاما سفر میکند تا تعطیلات را به فراموشی بسپارد. اما وقتی یک مسابقه رادیویی برنده میشود، مشخص میشود که این سفر تصادفی نبوده و قاتل با نقشهای از پیش طراحی شده، آنها را به جزیره کشانده تا انتقام خود را از جولی بگیرد. به زودی، دوستان جولی یکی پس از دیگری به قتل میرسند و او باید دوباره برای زنده ماندن بجنگد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، فیلم «من، تونیا» داستان زندگی پر فراز و نشیب تونیا هاردینگ، اسکیتباز معروف آمریکایی را روایت میکند. این فیلم با روایتی طنزآمیز و سیاه، به روابط پرتنش او با مادرش، ازدواج ناموفقش و ماجرای جنجالی حمله به رقیبش نانسی کریگن میپردازد و چهرهای پیچیده از یک قهرمان جنجالی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «من لبخند میزنم» (I Smile Back) داستان «لینزی» (با بازی سارا سیلورمن) زنی میانسال و متأهل را روایت میکند که در ظاهر زندگی ایدهآلی دارد اما در باطن از افسردگی شدید، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و مشکلات روحی رنج میبرد. او در تلاش برای حفظ ظاهر خانوادهی خود، به رفتارهای مخرب و خودتخریبی روی میآورد که زندگی مشترکش با همسرش «بروک» و رابطهاش با فرزندانش را به نابودی میکشاند. لینزی باید با تاریکی درونی خود روبرو شود و برای نجات خود و خانوادهاش مبارزه کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۸، فیلم «I Stand Alone» داستان یک قاتل زنجیرهای به نام «کریستوفر دیمایو» را روایت میکند که پس از فرار از زندان، به دنبال انتقام از کسانی است که به او خیانت کردهاند. او در این مسیر خشن و پر از خشونت، با گذشتهی تاریک خود روبرو میشود و تلاش میکند تا با انجام جنایات هولناک، عدالت خود را اجرا کند.
خلاصه داستان: من با یک ضدفان ازدواج کردم داستان دختری به نام هو جئونگ است که به عنوان عکاس در یک مجله کار میکند و طرفدار پر و پا قرص یک گروه موسیقی پاپ کرهای به نام «اینفینیت» است. او پس از اینکه متوجه میشود نامزدش به او خیانت کرده، در یک کلوپ شبانه با یکی از اعضای گروه به نام ایان (اوه سونگ وو) مواجه میشود که به دلیل یک سوءتفاهم عکسهای برهنهاش در اینترنت پخش شده است. این اتفاق باعث ایجاد یک رابطه پرتنش بین آنها میشود و در نهایت به ازدواج منجر میشود. این زوج که یکی طرفدار و دیگری ضدفان است، با چالشهای زیادی در زندگی مشترک و مواجهه با مشکلات دنیای سلبریتیها روبرو میشوند.
خلاصه داستان: داستانهای کانتربری در سال ۲۰۰۳ یک مجموعه انیمیشن سینمایی به کارگردانی مایکل پالو است که بر اساس داستانهای کلاسیک جفری چاسر ساخته شده است. در این اثر، گروهی از زائران در حال سفر به کلیسای جامع کانتربری، هر کدام داستان منحصر به فرد خود را از جمله داستان شوالیه، داستان نانوای همسر و داستان پسر کشاورز روایت میکنند که ترکیبی از کمدی، ماجراجویی و تمهای اخلاقی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «من تو را میبینم» (I See You) که در سال 2019 منتشر شد، خانوادهای که در یک خانه جنگلی زندگی میکنند با پدیدههای عجیب و غریبی مواجه میشوند که به تدریج به یک کابوس واقعی تبدیل میشود. با پیشرفت داستان، مخاطب درمیابد که اتفاقات ماورایی که در خانه رخ میدهد، ریشه در یک تراژدی قدیمی دارد که اهالی خانه در آن نقش داشتهاند. من تو را میبینم (I See You) یک فیلم ترسناک با ساختار روایی غیرخطی و پر از تعلیق است که در ابتدا به نظر میرسد یک داستان فراطبیعی ساده است، اما در ادامه با یک تغییر دیدگاه شگفتانگیز, مخاطب را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «I Love You, Daddy» که در سال 2017 منتشر شد، داستان یک نویسنده و تهیهکننده موفق تلویزیونی به نام «گلن تاکر» را روایت میکند که با مشکلات عدیدهای در زندگی شخصیاش روبرو میشود. گلن که از رابطهاش با دختر نوجوانش «رِیچل» ناراضی است، بهطور اتفاقی با یک کارگردان مشهور و بسیار مسنتر به نام «لِسلی گودوین» آشنا میشود. این آشنایی منجر به یک رابطه عجیب و غریب میشود که در آن، گلن تلاش میکند تا با استفاده از این کارگردان، دخترش را تحت کنترل و نفوذ خود درآورد. این اثر که به کارگردانی لوئیس سی.کی. ساخته شده، به بررسی مضامینی همچون پدرانگی، روابط خانوادگی، و جایگاه هنرمندان در جامعه میعاصر میپردازد و با لحنی کمدی-درام، مخاطب را به تأمل درباره اخلاقیات و مرزهای روابط انسانی وا میدارد.