خلاصه داستان: کایتو کوروبا، یک دانش آموز دبیرستانی معمولی است که معمولا پدرش پیشش نیست. وقتی پدرش به طرز اسرار آمیزی می میرد او از هویت مخفی پدرش آگاه می شود؛ یک مجرم بین المللی معروف که به عنوان مجرم بین المللی 1412: دزد شبح، شناخته می شود و او به دست یک سازمان اسرار آمیز به دلیل این که به آن ها در دستیابی به یاقوت پاندورا کمک نمی کند کشته می شود، که یک سنگ عرفانی است که موقع عبور یک شهاب سنگ از خودش قطراه ای آزاد می کند که باعث جاودانگی می شود. او قسم می خورد نگذارد دست سازمان به آن یاقوت برسد و هویت پدرش را برای خودش برمی دارد و جستجویش برای یاقوت را شروع می کند.
خلاصه داستان: کمیسر “اونم اوزاولکو” که به همراه تیمش درباره جنایات علیه زنان تجسس میکنند، رئیس بخش جنایات ویژه میشود.. بزرگترین سختیای که اوزاولکو – که برای حل پروندههای جنایی معمایی در رابطه با زنان، به همراه تیمش کار میکند – طی این مدت با آن مواجه میشود، بیشتر از اینکه پروندههایی که در دست دارد باشند، مردانی هستند که با پیشداوری به این جنایات نگاه میکنند...
خلاصه داستان: داستان به ریشههای افسانهای ترین وکیل دفاع جنایی میپردازد و آن را دنبال کند. درحالی که تمام کشور با یک رکود بزرگ مواجه شده اما یک شهر در حال رونق و پیشرفت است. تجارت روغن، صحبت کردن در مورد فیلمها و بازیهای المپیک تا ربوده شدن یک کودک که بسیار اشتباه انجام شده زمینهساز اتفاقات است. زمانیکه میسون بیوقفه بهدنبال حقیقت است و شاید راهی برای رستگاری خودش پیدا کرده باشد…
خلاصه داستان: دکتر دنیل پیرس یک روانپزشک اعصاب و روان است که با استفاده از دیدگاه منحصر به فرد خود برای کمک به دولت فدرال، به حل پرونده های پیچیده جنایی می پردازد و...
خلاصه داستان: داستان این سریال روی یک موجود بیگانه متمرکز است که با زمین برخورد کرده و در حالی که در انتظار نجات توسط سایر همنوعانش است، خودش را در میان انسانها به عنوان یک دکتر معرفی میکند که برای گذراندن وقت خود به حل معماهای قتل و سایر پروندهها میپردازد و...
خلاصه داستان: یک روز ویروسی ناشناخته تمام جهان رو فرا میگیره و تمام افرادی که سنی بالاتر از ۱۳ سال داشتند بر اثر این بیماری کُشته می شوند . در همین زمان خون آشام ها از دنیای تاریک خود بیرون می آیند و انسان هایی که زنده مانده اند رو به بردگی میگیرند . هیاکویا یوئیچیرو که پسری جوان است به همراه تعدادی از بچه ها در یتیم خانه ای که توسط خون آشام ها اداره میشود زندگی میکند . با اینکه در اسارت میباشد ، رویای این را دارد که روزی بتواند با دست های خودش خون آشام ها رو بکُشد …
خلاصه داستان: «جک وینسنت»، افسر سابق نیروی دریایی، پس از آنکه برادران شیطان صفت «کمپل» موجب غرق یک کشتی می شوند، «آنستیوانز» رو پیدا کرده و نجات می دهد. جک برای یک خیاط محلی پارچه تهیه می کند، اما برادران کمپل تصمیم می گیرند جلوی این کارها را بگیرند.