خلاصه داستان: سه دوست از دست کارفرماهایشان به شدت عصبانی و خشمگین هستند. شرایط کاری و رفتار رئیس هایشان روز به روز برای آنها سخت تر و غیر قابل تحمل تر می شود. بنابراین «کورت»، «نیک» و «دال» تصمیم میگیرند که سر هر سه رئیس را زیر آب کنند و آنها را بکشند. اما اجرای نقشه توسط سه ساده لوح و تا حدودی احمق به شکلی که فکر می کردند پیش نمی رود.
خلاصه داستان: ایوان برای نجات فرمانده سابقش گری پس از دستگیری توسط داعش، عازم یک ماموریت خطرناک به سوریه می شود. او با کمک گشتهای نظامی ایالات متحده موفق میشود گری را آزاد کند و در حالی که توسط تروریستها تعقیب میشود، تلاش میکند تا از کشور فرار کند و ...
خلاصه داستان: این مجموعه دربارهٔ فضانوردی به نام "استیو آستین" (با بازی لی میجرز) است که در یکی از مأموریتها و درحال آزمایش یک فضاپیما سقوط میکند و به کما میرود و چشم راست، دست راست و هردو پای او بهشدت آسیب میبینند، طوری که تقریباً از بین میروند. دانشمندان، طی یک عمل جراحی سرّی، دستها و پاهای او را با اعضای مصنوعی (مکانیکی) عوض میکنند و حتی یکی از چشمهایش را بهصورت مصنوعی کار میگذارند. بدین ترتیب، «استیو» دارای قدرت فوقالعادهٔ فراانسانی میشود. در هر قسمتِ این مجموعه، داستانی جداگانه برای قهرمان فیلم رخ میدهد.
خلاصه داستان: یک قاتل زنجیره ای با نام مستعار لا مانته تصمیم می گیرد با پلیس همکاری کند که ناگهان مجموعه ای از قتل ها که سبک او را تقلید می کند ظاهر می شود.
خلاصه داستان: سریال در 35 سال آینده (سال 2048) اتفاق میافتد که رباتهای انسان نما با افسران اداره پلیس لسآنجلس برابری و همکاری میکنند. شخصیت اصلی سریال که از روباتها تنفر دارد، با یک ربات با احساس همکار میشود...
خلاصه داستان: جدا نشدنی ها؛ انیمیشنی کمدی خانوادگی به کارگردانی جرمی دگرسون است. ایده اصلی انیمیشن جدا نشدنی ها به وسیله نویسندگان انیمیشن محبوب داستان اسباب بازی Toy Story، جوئل کوئن و الک سوکولو، طرح شده است. ماجراهای دو دوست عجیب را دنبال میکند، یک عروسک فراری با تخیلی بیپایان و یک سگ اسباببازی رها شده که به یک دوست نیاز دارد. در این میان آنها در پارک مرکزی با یکدیگر روبرو شده و برای یک ماجراجویی هیجانانگیز در شهر نیویورک با هم همراه میشوند…
خلاصه داستان: یزل ، نام سریالی جنایی و غمانگیز میباشد که توسط اولوچ بایراکتار و مرت اکباس ساخته شده است. عمر با دختری بنام ایشان دوست است. سردار ، پدر ایشان به کمک دو دوست عمر به نامهای چنگیز و علی و به کمک خود ایشان ، وی را طعمه یک دسیسه از پیش برنامهریزی شده برای سرقت از یک قمارخانه قرار داده و او با خیانت دوستانش به عنوان گناهکار راهی زندان میشود. عمر طی یک حادثه آتشسوزی در زندان توسط دشمنانش صورتش آسیب شدید میبیند اما به کمک فردی بنام رامیز و طی یک جراحی پلاستیک ، چهرهاش تغییر مییابد. دوستان عمر با فرض مرگ او در حادثه زندان او را به دست فراموشی میسپارند ، غافل از اینکه عمر با چهره و نام جدید ایزل به قصد انتقامگیری دوباره وارد جمع دوستانه آنها میشود و…
خلاصه داستان: داستان فیلم ماجرای مردی را نشان میدهد که چگونه از منطقه فقیر نشین شهر بمبئی وارد یکی از بزرگترین مافیا های کشور هند میشود و در انجا باید با چالشی مرگ اسا روبه رو شود...