خلاصه داستان: اوقات خوش، فیلمی در ژانر جنایی درام به کارگردانی جاش و بنی سفدی و نویسندگی جاش سفدی و رونالد برونشتاین است. فیلم نقد های تحسین آمیزی دریافت کرد و برای رقابت در بخش نخل طلا هفتادمین جشنواره فیلم کن انتخاب شد. رابرت پتینسون بازیگر اصلی فیلمی میباشد. داستان درباره دزدی بسیار ناشیانه بانک توسط برادران «کانی» و «نیک» است. «کانی» باهوش و «نیک» که معلول ذهنیست، همدست اوست. بعد از اینکه همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود، «نیک» و «کانی» از همه جدا میشوند. «نیک» دستگیر میشود و به جزیره «ریکرز» منتقل میشود و «کانی» فرار میکند. بلافاصله بعد از این اتفاق او نقشهای برای فراری دادن «نیک» میکشد…
خلاصه داستان: گلدا؛ فیلمی بیوگرافی درام به کارگردانی گای نتیو و نقش آفرینی هلن میرن است. داستان درباره سیاستمداری به نام گلدا مئیر معروف به بانوی آهنین در سال 1973 است…
خلاصه داستان: کم شدن؛ فیلمی درام به کارگردانی آرون اشنایدر و با بازیگری رابرت دووال و بیل مری است. داستان درباره پیرمرد گوشه گیری است که توجهی به افراد شهر و کسانی که می خواهند او را بشناسند ندارد. اما وقتی که یکی از دوستانش از دنیا می رود و مردم داستان هایی درباره وی می گویند ، او تصمیم می گیرد تا این حرفها را بین مردم پایان دهد…
خلاصه داستان: در فیلم آرجون مامور مخفی : یک افسر امنیتی محافظت وزیر محیط زیست را قبل از نشست تغییرات اقلیمی به عهده می گیرد تا از او برابر ترور محافظت کند ولی وی از این مبارزه انگیزه شخصی نیز دارد...
خلاصه داستان: سریال خانواده، داستان اصلان، پسر بزرگ خانوادهای پرجمعیت است که یک کلاب شبانه را اداره میکند. او مردی مرموز و بدخلق است. دوین که یک روانشاس است، وارد زندگی سخت اصلان میشود و این آشنایی باعث شروع اتفاقات جدید خواهد بود.
خلاصه داستان: با نزدیک شدن به فارغ التحصیلی کیوکو هوری، ایزومی میامورا و دوستانشان، آنها خاطرات دوران دبیرستان خود را به یاد می آورند و لحظات گذرا و در عین حال پر جنب و جوشی را که با هم گذرانده اند، گرامی می دارند.
خلاصه داستان: در طبیعت خشن؛ فیلمی اسلشر به کارگردانی کریس نش است. طبیعت نابخشودنی است. یک قاتل بیسروصدا و ساکت گروهی از نوجوانان را در آنتاریو هدف قرار میدهد؛ درحالیکه وقایع عمدتا از دیدگاه قاتل روایت می شود…
خلاصه داستان: «عيساي ناصري» نجاري سخت کوش است. درد و رنج انسان ها و يوغ اسارتي که بر گردن آنان است، او را بر مي انگيزد تا خانه و خانواده اش را ترک کند و چشم بر شادي هاي کوچک و بزرگ ببندد و رسالت الهي خود را آغاز کند...