خلاصه داستان: انگ والت مایر کلانتر متعهد و خونسرد شهرستان آبساروکا وایومینگ است. او فقط ۱ ساله که همسر خود را از دست داده، او مردی است که در به همه آرامش روانی می دهد اما در پشت پرده خودش دچار نا آرامی ها و بی تکلیفی هایی است و...
خلاصه داستان: این برنامه با اونچه از قبل تو ذهنتون دارین خیلی فرق میکنه. هر آدمی یه داستان متفاوت داره، و هر داستانی جهات متفاوتی. حسن جان کایا اول سخنوران رو انتخاب میکنه و بعد قسمت خندهدار برنامه با سوالهای جالبش بیشتر میشه.
خلاصه داستان: یک ستاره ی ورزشی افسانه ای که صاحب یک سالن ورزشی می باشد و میخواهد نسل بعدی مبارزان را تربیت کند، جوآنا گویینگ نقش همسر معتاد و عجیبش را بازی میکند. همچنین او دو پسر نیز دارد که راه پدرشان را ادامه می دهند...
خلاصه داستان: علیرغم کمبود مهارت های مناسب برای نقشش در تیم تحقیقاتی اداره پلیس مرکزی، «ایشیکی توتومارو» میخواهد معمای قتلها را حل کند و به مردم کمک کند. به توصیه یکی از سنپایهای خود، برای دریافت کمک به سراغ «کامونوهاشی رون» گوشهگیر میرود. ۵ سال پیش، رون آیندهدارترین کارآگاه یک آکادمی ممتاز به نام «آکادمی آموزش کارآگاهی بلو» بود. با این حال به دلایلی...
خلاصه داستان: این سریال داستان زندگینامه اولین خواننده سوپرانو کره یون سیم دوک و همینطور نمایشنامه نویس نابغه کیم وو جین در زمان اشغال کره توسط ژاپن است. این دراما بر اساس واقعیت و برگرفته از فیلم سینمایی با همین اسم ساخته شده است…
خلاصه داستان: گرچه برای خوشمشربی و دستاوردهای علمیش مورد تحسین قرار میگرفت، دانشآموز دبیرستانی کیوکو هوری وجه دیگهای از خودش رو پنهان میکرد. با والدینی که اغلب برای کار از خونه دورن، هوری مجبوره از برادر کوچکترش مراقبت کنه و کارای خونه رو انجام بده، براش هیچ فرصتی برای معاشرت جدا از مدرسه باقی نذاشته بودن. در همون حال، ایزومی میامورا به عنوان یه اوتاکوی عینکی متفکر دیده میشه، هرچند در واقعیت اون یه آدم مهربونه که توی درس خوندن بیعرضه است. به علاوه اون نه تا پرسینگ مخفی پشت موهای بلندش و یه تتو در امتداد کمر و شونه چپش داره. خیلی اتفاقی، هوری و میامورا به همدیگه برخورد کردن...
خلاصه داستان: هان دو جین افسر پلیس در ایستگاه پلیس رودخانه هان است. او آدمی بداخلاق و در عین حال با انصاف است. همکار او لی چون سوک، شخصیتی کاملاً متضاد با هان دو جین دارد. دو نا هی و کیم جی سو نیز در ایستگاه پلیس کار می کنند. افسران آنجا برای محافظت از شهروندانی که برای لذت بردن از رودخانه هان و مناطق اطراف آن می آیند و جنایاتی که در آنجا اتفاق می افتد، کار می کنند…
خلاصه داستان: برای دهه ها، بشر با قدرت جادو، هدیه ای از جادوگران به بشر، پرورش یافت. برای آزادسازی انسان ها از آفت جادو، امپراتوری قدرتمند ردیا شکار ظالمانه ای را به منظور پاکسازی جادوگران آغاز کرد. در زمان آغاز شکار، آدونیس تنها بچه ای به شاگردی جادوگر مورد علاقه اش بود. زمانی که او بدست امپراتور هلاک شد، آدونیس سوگند انتقام خورد. با این قدرت غضبناک جادوگر، خون جاری خواهد شد!