خلاصه داستان: نفرین؛ سریالی کمدی ساخته نیتان فیلدر و بنجامین سفدی است. داستان در مورد زوجی به نام ویتنی و اشر است که در شبکه اچجیتیوی برنامهسازی میکنند اما موفق به جذب بیننده نمیشوند…
خلاصه داستان: درست پس از اینکه جراح قفسه سینه دکتر شیا برای درمان یک بیمار اورژانسی فراخوانده شد، یک شیوع ویروس ناشناخته بیمارستان را مجبور به قرنطینه کرد و شیا را همراه با صدها ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی، بیمار و خانواده هایشان به دام انداخت.
خلاصه داستان: آیریس به امید آنکه بتواند برادر بیمارش را نجات دهد ، قبول می کند که در یک بازی مرگبار که توسط یک فرد روانی برگزار می شود ، شرکت کند. اما…
خلاصه داستان: وینگومن؛ فیلمی اکشن کمدی به کارگردانی ملانیه لارنت است. دو دزد خبره و رفیق صمیمی که از زندگی در حال فرار خسته شدهاند، سَم را استخدام میکنند تا به آنها کمک کند تا آخرین کارشان را انجام دهند…
خلاصه داستان: نابرابری، بی عدالتی و درخواستهای دنیا ما برای خیلیها استرس و افسردگی به همراه دارد. در این میان برخی از آنها دست به کارهای عجیبی می زنند. فیلم داستان این انسانهاست. انسانهایی که در برابر رویایی با حقیقت آسیب پذیر بوده و ناگهان دست به کارهایی غیر قابل پیشبینی می زنند...
خلاصه داستان: چهار رفيق ميان سال براي فرار از ملال زندگي روزمره ي خود تصميم مي گيرند با چهار موتور سيکلت از سين سيناتي راهي ساحل اقيانوس آرام در غرب امريکا بشوند. اين چهار رفيق پس از چندي با يک گروه موتور سوار خشن به رهبري «جک» درگير مي شوند...
خلاصه داستان: نوآه، پسر جوانی است که در شب اول با دختر رویاهایش، آوری، به خوبی خوشگذرانی میکند. ولی ناگهان وارد منطقه دوستی با آوری میشود و سه سال آینده را به این فکر میکند که مشکل آن شب چه بود. تا اینکه او شانس غیرمنتظرهای برای تصحیح کردن اشتباه آن شب خود پیدا میکند و با سفر در زمان، برای بدست آوردن دختر رویاهایش دست به کار میشود ...
خلاصه داستان: ساکنان یک روستا متوجه می شوند قرار است شیطانی در میان آن ها متولد شود؛ اما تلاش هایشان برای فرار از آن و از بین بردنش تنها به آشوب بیشتر دامن می زند.
خلاصه داستان: داستان درمورد پسر بچه غیر عادی هست که مادر او تمام تلاشش را می کند تا به او کمک کند اما تنهایی از عهده ی این کار بر نمی آید برای همین از همسر سابقش میخواهد که به او کمک کند...
خلاصه داستان: آدی، سامان و آیو در روستایی دورافتاده زندگی میکنند. آدی و سامان که مجبورند در مزرعه به خانوادهشان کمک کنند، اغلب دیر به مدرسه میروند، در نتیجه، این دو نفر اغلب توسط معلم سختگیرشان، خانم ورو تنبیه میشوند. در این میان یک روز کینه آدی و سامان نسبت به خانم ورو اوج گرفته و آنها برای او آرزوی مرگ می ...