خلاصه داستان: "انیگما" داستان فا رو روایت میکنه، یه دانشآموز سال دوازدهم توی مدرسه ساتریکورات، یکی از معتبرترین مدرسههای کشور، که پر از استانداردهای سختگیرانهست و دانشآموزا رو به وسواس نمره و امتحان میکشونه. فا هم از این قاعده مستثنی نیست. یه روز، یه دانشآموز ممتاز زیر فشار روانی میشکنه و به یه معلم چاقو میزنه و بدجوری زخمیش میکنه. مدرسه اینو به استرس درسی ربط میده، ولی فا حس میکنه یه چیز دیگه پشت ماجراست، انگار دنیاش داره کمکم ترک برمیداره. وقتی اتفاقای عجیب دیگهای میافته، اینا به یه معلم جدید مرموز به اسم آجین ربط پیدا میکنه. آجین با ظاهر گیکمانند و موهای آشفتهش اول گیج و دستوپاچلفتی به نظر میاد، ولی یه حس عجیب دورش هست که فا رو کنجکاو نگه میداره. هر چی فا بیشتر توی این رازا غرق میشه، به یه دنیای خطرناکتر از تصوراتش کشیده میشه—جهانی که همیشه فکر میکرد فقط خیاله، ولی حالا میفهمه با یه ذره باور، شاید واقعی بشه. این سریال پر از معما، ترس و فانتزیه.
خلاصه داستان: "سرگرمکننده" داستان شین سوک-هو رو روایت میکنه، یه مدیر موسیقی که قبلاً توی بزرگترین شرکت سرگرمی کره جنوبی کار میکرد، اما حالا مدیرعامل یه شرکت کوچیک شده. اون که یه زمانی کارگردان معروف بوده، بعد از یه سقوط حرفهای، تصمیم میگیره یه گروه موسیقی جدید درست کنه. توی این مسیر با جو ها-نئول، یه خواننده بااستعداد که به اشتباه متهم به یه جرم شده و امیدش رو از دست داده، آشنا میشه. سوک-هو اول میخواد از ها-نئول برای نجات شرکتش استفاده کنه، ولی کمکم دلش میسوزه و واقعاً میخواد بهش کمک کنه تا موفق بشه. جونگ گو-رین، خواهر بزرگتر و سختکوش ها-نئول، به سوک-هو اعتماد نداره، ولی وقتی میبینه برادرش داره از ناامیدی درمیاد، تصمیم میگیره مدیر برنامههاش بشه. این سریال پر از درام، طنز و لحظههای احساسیه که پشت صحنه صنعت سرگرمی رو نشون میده.
خلاصه داستان: "همراهان" داستان چا یانگ-بین رو روایت میکنه، یه ستاره در حال ظهور توی کره جنوبی که با سه تا از دوستای صمیمیش—لی هو-جین، چا جون و گو-بوک—و مدیر برنامههاش، کیم اون-گب، زندگی میکنه. یانگ-بین که یه بازیگر جوون و خوشتیپه، توی دنیای پر زرقوبرق و پیچیده سرگرمی با چالشهای حرفهای و شخصی روبهرو میشه. دوستاش و مدیرش سعی میکنن بهش کمک کنن تا هم توی کارش موفق بشه هم زندگیش رو مدیریت کنه، ولی این مسیر پر از بالا و پایینه. این سریال که بازسازی نسخه آمریکایی "Entourage" از شبکه HBOئه، پر از طنز سیاه، درام و نگاهی به پشت صحنه صنعت سرگرمی کرهست.
خلاصه داستان: "عشق رویاههای ابدی" داستان عشق بین بای فنگجیو، ملکه چینگچیو و تنها روباه نهدُم قرمز دنیا، و دونگهوا دیجون، امپراتور سابق بهشت رو روایت میکنه که ۲۰۰۰ سال طول میکشه. وقتی فنگجیو کوچیک بود، دونگهوا اونو از یه هیولای وحشی نجات میده و فنگجیو که حس دین بهش داره، دنبالش راه میافته تا لطفش رو جبران کنه. این حس کمکم به عشق تبدیل میشه، ولی دونگهوا که صد هزار سال با شر جنگیده، معنی عشق رو فراموش کرده. برای محافظت از فنگجیو، اونو به دنیای آدما میفرسته، ولی یه اشتباه باعث مرگ دوست فنگجیو میشه. فنگجیو برای پیدا کردن میوهای که دوستش رو زنده کنه، وارد رویای آرلان رو میشه و اونجا گیر میافته. دونگهوا برای نجاتش میاد و میفهمه عاشقش شده. این سریال که دنباله "Eternal Love" سال ۲۰۱۷ و برگرفته از رمان "سه زندگی، سه جهان، کتاب بالش" نوشته تانگچی گونگزیه، پر از فانتزی، عشق و ماجراجوییه.
خلاصه داستان: "باران عشق ابدی" داستان نینگ شیو-رویی رو روایت میکنه، شاهزاده دوم قبیله اژدها که برای نجات آدما از یه خشکسالی شدید، به زمین میاد. اون توی سفرش عاشق یه دختر جوون از یه دهکده ماهیگیری میشه و بهعنوان نشونه عشقش، یه فلس اژدهای برعکس بهش میده. وقتی خشکسالی تموم میشه، نینگ شیو-رویی میفهمه که هم دختره هم فلسش غیبشون زده. میفهمه که دختره وسط شب فرار کرده و فکر میکنه فریبش داده. چون بدون فلسش نمیتونه به خونهش برگرده، ۵۰۰ سال توی زمین سرگردون میمونه. درست وقتی که دیگه داره ناامید میشه، حس میکنه فلسش یه جایی هست و همزمان با یه دختر به اسم سو یین-یین روبهرو میشه که انگار همون کلاهبردار قدیمیشه. این سریال که از رمان "Qing Shi Jin Lin Gu Yu Lai" نوشته مو یو اقتباس شده، پر از عشق بینگونهای، فانتزی و ماجراجوییه.
خلاصه داستان: "آژانس تحقیقاتی شلخته" داستان مو یول رو روایت میکنه، یه مربی تکواندو که وقتی اون جه، یه دختر مرموز، میاد و ازش میخواد دنبال گنجهای طلا بگردن، یه دل نه صد دل عاشقش میشه. هی کیونگ، یه استاد کارت تاروت، و یانگ سو، صاحب یه فروشگاه مانگا که روزاش رو بیهیچ رویاهایی میگذرونه، فقط برای سرگرمی توی این ماجرای گنجیابی باهاش همراه میشن. این چهار نفر توی دفتر خالی آژانس تحقیقاتی جمع میشن و یه جنازه توی زیرزمین پیدا میکنن. بعدش تصمیم میگیرن یه پروژه شکار گنج رو شروع کنن. این سریال پر از طنز، ماجرا و یه جور دوستی عجیب بین این آدماست که عشق زیادی توش نیست.
خلاصه داستان: "شب ابدی" داستان نینگ چه رو روایت میکنه، یه پسر جوون که بعد از قتلعام خانوادش توسط یه ژنرال بیرحم، تنها بازمانده میشه. اون با هوش و مهارتش توی طبیعت زنده میمونه و با یه دختر بچه که از توی یه توده جنازه پیدا کرده و اسمش رو به خاطر یه خال برگمانند روی پاش، سنگسنگ (به معنی توت) گذاشته، بزرگ میشه. این دو که از اون روز جدا نشدنی شدن، راهشون به پایتخت امپراتوری تانگ میرسه. نینگ چه توی آکادمی رزمی عضو میشه و میفهمه سنگسنگ، تجسم دوباره یونگیهست، یه موجود افسانهای که گفته شده با اومدنش، دنیا رو به هرجومرج میبره. وقتی نیروهای شرور سعی میکنن قدرت مرموز سنگسنگ رو تصاحب کنن، نینگ چه باید همهچیز رو به خطر بندازه تا ازش محافظت کنه و انتقام خانوادش رو بگیره. این سریال که از رمان "جیانگ یه" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از ماجرا، فانتزی و رزمه.
خلاصه داستان: "همیشه درخشان" داستان جین-اوک رو روایت میکنه، یه غواص زن توی جزیره ججو که رکورد جهانی نگه داشتن نفس زیر آب رو داره، ولی زیاد با آدما مهربون نیست. کیونگ-هون، یه تهیهکننده مستند، به ججو میاد تا درباره جین-اوک فیلم بسازه، ولی راضی کردنش کار سادهای نیست. جزیره ججو که برای همه خواستنیه، یه درد عمیق هم داره: کشتار هزاران نفر توی نیمقرن پیش بهخاطر ایدئولوژی و غرق شدن دانشآموزا توی چند سال قبل. کار کیونگ-هون از یه مستند ساده به یه مأموریت صمیمی برای روحای گمشده توی دریا و کوهها تبدیل میشه. این فیلم پر از زندگی، عشق و تصاویریه که طبیعت و غواصای ههنیو رو نشون میده.
خلاصه داستان: "همهچیز و هیچچیز" داستان مین-جه و سو-یون، دو نوجوون ۱۷ ساله رو روایت میکنه که توی گذر از بچگی به بزرگسالی با درد و رشد روبهرو میشن. مین-جه یه پسر دبیرستانی معمولیه، ساکت و حساس، که نمرههای خوبی میگیره و دردسر درست نمیکنه. سو-یون که با مین-جه هممدرسهست و از یه راهنمایی باهم بودن، یه دختر معمولیه که دو سال پیش پدر و مادرش جدا شدن و حالا با مادرش زندگی میکنه. اون پیانو میزنه و آرزو داشت بره یه دبیرستان هنری، ولی موفق نشد. این دو که نه دیگه بچهان نه هنوز بزرگسال، با واقعیتای سخت دور و برشون و بزرگ شدنشون کنار میآن و توی این مسیر به هم نزدیکتر میشن. این سریال پر از درام نوجوونی، احساس و لحظههای واقعی زندگیه.
خلاصه داستان: "خروج" داستان دو کانگ-سو رو روایت میکنه، یه رباخوار ۳۳ ساله که توی یه زندگی پر از غم و بدهی گیر افتاده. مادرش، لی این-سوک، وقتی اون بچه بوده بهخاطر خشونت و اعتیاد پدرش، دو جونگ-مان، از خونه فرار کرده. کانگ-سو که بهخاطر بدهیای پدرش مجبور شده برای شرکت شینسونگ کار کنه، فقط یه آرزو داره: پیدا کردن مادرش و زندگی شاد. وقتی دیگه از زندگیش ناامید میشه، یه آگهی میبینه که میگه "میخوای شاد بشی؟" و با یه ذره امید به آزمایشگاه بلیس میره تا توی یه شبیهسازی شادی رو تجربه کنه. ولی میفهمه شادی به قیمت ۳۰۰ هزار دلار تموم میشه و تصمیم میگیره این پول رو از رئیسش، هوانگ ته-بوک، بدزده. توی این مسیر، با واقعیت تلخ و انتخابای سخت روبهرو میشه تا بفهمه شادی واقعیش کجاست. این سریال پر از درام، احساس و سؤالای عمیق درباره خوشبختیه.