خلاصه داستان: فیلم «سفیدبرفی» یک بازسازی موزیکال زنده آمریکایی به کارگردانی مارک وب و اقتباسی از انیمیشن ۱۹۳۷ دیزنی است که خود بر اساس افسانه برادران گریم ساخته شده. سفیدبرفی (ریچل زگلر)، پرنسسی مهربان، پس از مرگ مادرش و ناپدید شدن پدرش، تحت سلطه نامادریاش، ملکه شرور (گال گدوت)، قرار میگیرد که به زیبایی سفیدبرفی حسادت میکند. ملکه دستور قتل او را میدهد، اما سفیدبرفی به جنگل فرار کرده و با هفت کوتوله (باشفول، داک، دوپی، گرامپی، هپی، اسلیپی و اسنیزی) و جوناتان (اندرو برنپ)، یک راهزن سرکش، آشنا میشود. آنها با هم برای بازپسگیری پادشاهی و شکست ملکه متحد میشوند. فیلم با آهنگهای جدید بنج پاسک و جاستین پل، از جمله «All Is Fair» برای ملکه و «A Hand Meets a Hand» برای سفیدبرفی و جوناتان، و چهار آهنگ کلاسیک مثل «Heigh-Ho» و «Whistle While You Work»، به موضوعات مهربانی، شجاعت و عشق میپردازد، اما به دلیل CGI ضعیف کوتولهها، فیلمنامه بیروح و تغییرات داستانی، نقدهای منفی با امتیاز ۴۴٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده و با بودجه ۲۷۰ میلیون دلاری، فروش ۲۰۵.۵ میلیون دلاری آن یک شکست تجاری محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «اسنیکز» یک انیمیشن کمدی-ورزشی آمریکایی به کارگردانی راب ادواردز و کریس جنکینز است. تای (آنتونی مکی)، یک کتانی طراحیشده لوکس که زندگی را جز در جعبه مخملیاش نمیشناسد، و خواهرش مکسین (کلویی بیلی) توسط ادسون (سوای لی)، یک بسکتبالیست دبیرستانی، در قرعهکشی گالای اسنیکرهدها برنده میشوند. اما کلکتور (لارنس فیشبرن)، یک مجموعهدار مرموز، آنها را میدزدد تا به فورجر، سازنده کفشهای تقلبی، تحویل دهد. تای بهطور اتفاقی از جعبه بیرون میافتد و برای نجات مکسین وارد نیویورک میشود. او با جیبی (مارتین لارنس)، یک کتانی کهنه خیابانی، و گروهی از کفشهای متنوع، از جمله آدریانا، پاشنهبلند و عشق سابق جیبی، آشنا میشود. تای در این ماجراجویی پر از طنز، موسیقی هیپهاپ و رقص، شجاعت را میآموزد و ارزش زندگی خارج از جعبه را کشف میکند. فیلم با انیمیشن رنگارنگ اما ساده، به موضوعات هویت، شجاعت و فرهنگ اسنیکر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای و شوخیهای تکراری، نقدهای متوسطی با امتیاز ۳۲٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «منطقه خاموش» یک فیلم ترسناک-اکشن پساآخرالزمانی مجارستانی به کارگردانی پیتر داک و اقتباسی از رمان «خوش آمدید به منطقه خاموش» نوشته ویکتور چاک است. داستان با شیوع ویروس مرگباری در فرودگاهی بینالمللی آغاز میشود که بهسرعت جهان را به هرجومرج میکشاند. ابیگیل پنجساله، پس از حمله به مادر و برادر کوچکش، توسط کاسیوس، سرباز سابق، نجات مییابد. سالها بعد، ابیگیل (لوکا پاپ) و کاسیوس (مت دِوِر) در جهانی ویرانشده توسط «وحشیها» (زندهخواران)، برای بقا میجنگند. آنها با مگان، زنی باردار، و همسرش دیوید برخورد میکنند و به دنبال شایعهای درباره پناهگاه امن «کینگز هاربر» راهی سفری پرخطر میشوند. فیلم با صحنههای اکشن واقعگرایانه و بازیهای قوی، به موضوعات وفاداری، امید و تاریکی درونی انسان میپردازد، اما به دلیل کلیشهها، ریتم ناهموار و جلوههای ضعیف زامبیها، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «سکندر» یک درام اکشن هندی به کارگردانی ای. آر. موروگادوس و تهیهکنندگی ساجد نادیادوالا است. سانجای راجکوت (سلمان خان)، وارث سلسله راجکوت گجرات، با نام «سکندر» شناخته میشود و با همسرش سایسری، نقاش، زندگی آرامی دارد. طی یک پرواز، وقتی آرجون، پسر وزیر راجش پرادان، مونیکا، زنی که گذشتهای در صنعت فیلم بزرگسالان داشته، را تهدید میکند، سانجای مداخله کرده و با آرجون درگیر میشود. این حادثه که وایرال میشود، خشم وزیر را برمیانگیزد و او بازرس پراکاش را برای دستگیری سانجای اجیر میکند. یک تصادف غمانگیز سانجای را وادار میکند تا برای محافظت از محرومان در برابر فساد و حرص مبارزه کند. فیلم با بازی راشمیکا ماندانا، کاجال آگاروال و ساتیاراج، به موضوعات عدالت اجتماعی و انتقام میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، کارگردانی نامنظم و اکشن غیرمنطقی، نقدهای منفی دریافت کرده و با امتیاز ۷٪ در راتن تومیتوز و فروش جهانی ۱۵۰.۷۵ کرور، در گیشه شکست خورده است
خلاصه داستان: فیلم «گوشه تیز» یک تریلر روانشناختی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و کارگردانی جیسون باکستون، اقتباسی از داستان کوتاه راسل وانگرسکی است. جاش مککال (بن فاستر)، مرد خانوادهای که بهتازگی با همسرش راشل (کوبی اسمالدرز) و پسرشان مکس (ویلیام کوسوویچ) به خانهای روستایی در هلیفکس، نوا اسکوشیا، نقل مکان کرده، پس از تصادف مرگبار یک نوجوان مست در پیچ خطرناک مقابل خانهشان، دچار وسواس نجات قربانیان تصادفات بعدی میشود. جاش که از زندگی روزمره و شغلش ناراضی است، با آموزش CPR و حضور در مراسم خاکسپاری قربانیان، بهتدریج از خانوادهاش دور شده و کنترل خود را از دست میدهد. راشل که از رفتارهای او خسته شده، به فکر جدایی میافتد، در حالی که جاش با مخفی کردن اخراجش از کار و جلوگیری از فروش خانه، به فروپاشی روانی نزدیک میشود. فیلم با فیلمبرداری دهه ۷۰مانند گای گادفری، موسیقی استفن مککئون و بازی درخشان فاستر، به موضوعات بحران میانسالی، مردانگی شکننده و مرز بین قهرمانی و خودویرانگری میپردازد، اما به دلیل ریتم کند و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است
خلاصه داستان: فیلم «جزیره پیتون» یک فیلم علمی-تخیلی-ماجراجویی-ماورایی است که داستان گروه بلو مانتین را روایت میکند که قصد دارد خیابان آرام و زیبای شیانگیانگ را تحت عنوان بازسازی اکوسیستم طبیعی به یک استراحتگاه توریستی تبدیل کند و ساکنان را مجبور به جابهجایی میکند. اما فرار یک نمونه زیستی از آزمایشگاه تحقیقاتی باعث فاجعهای بیولوژیکی میشود. در میان این خطر، هان جیه، قهرمان داستان، با شجاعت از دو دخترش و همسایگانش محافظت میکند و با اقداماتش بهطور غیرمستقیم روی دیگران تأثیر گذاشته و آنها را تغییر میدهد. در نهایت، گروه بلو مانتین به سزای اعمالش میرسد. فیلم با صحنههای پرتنش مانند رویارویی با موجودات خطرناک و فضای آخرالزمانی، به موضوعات شجاعت، حفاظت از خانواده و عدالت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی و فقدان جزئیات کافی در شخصیتپردازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. طراحی بصری، جلوههای ویژه و پیامهای اجتماعی تحسین شدند، اما ریتم کند و فیلمنامه ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی آسمان» یک اکشن-درام هندی به کارگردانی آبیشک آنیل کاپور و سندیپ کولانی است که بر اساس اولین حمله هوایی هند به پایگاه هوایی سرگودا در جنگ هند و پاکستان ۱۹۶۵ ساخته شده. داستان درباره وینگکامندر کومار اوم آهوجا (آکشای کومار) و خلبان تی. کریشنا ویجایا ملقب به تابی (ویر پاهاریا) است. در ۱۹۷۱، نیروی هوایی هند خلبان پاکستانی، احمد حساین (شاراد کلکار)، را اسیر میکند. آهوجا متوجه میشود احمد در جنگ ۱۹۶۵، که هند پیروز شد، به دلیل کشتن یک سرباز هندی مدال گرفته. داستان به ۱۹۶۵ بازمیگردد، جایی که تابی، خلبان ماهر اما سرکش، با آهوجا رابطهای برادرانه دارد. پاکستان با جتهای پیشرفته استارفایتر به پایگاه هوایی هند حمله میکند و آن را نابود میکند. در پاسخ، دولت هند عملیات مخفی «نیروی آسمان» را برای حمله به سرگودا آغاز میکند. تابی، برخلاف پروتکلها، در ماموریتی انفرادی برای نجات تیمش شرکت میکند، اما ناپدید میشود. آهوجا ۲۳ سال برای کشف حقیقت و افشای پنهانکاریها تلاش میکند تا شجاعت تابی به رسمیت شناخته شود. فیلم با جلوههای بصری قوی، موسیقی احساسی و تمهای میهنپرستی، شجاعت و فداکاری، علیرغم برخی ضعفها در ریتم، اثری حماسی است.[
خلاصه داستان: فیلم «گناهکاران» یک ترسناک-درام فانتزی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی رایان کوگلر است که در میسیسیپی سال ۱۹۳۲ جریان دارد. داستان درباره برادران دوقلوی اسموک و استک (مایکل بی. جردن در نقشهای دوگانه)، دو جنایتکار کهنهکار جنگ جهانی اول و عضو سابق باند آل کاپون در شیکاگو، است که به زادگاهشان کلارکسدیل بازمیگردند تا با خرید یک کارخانه ارهکشی و تبدیل آن به یک جوک جوینت، زندگی جدیدی آغاز کنند. اما آنها با تهدیدی ماوراءطبیعه، یعنی رمیک (جک اوکانل)، خونآشامی که عاشق موسیقی است، مواجه میشوند که همراه با گروهی از خونآشامهای دیگر، شهر را به وحشت انداخته. اسموک و استک با کمک مری (هیلی استاینفلد)، آنی (وونمی موساکو)، پرل (جیمی لاوسون)، کورنبرد (عمر میلر) و سمی (مایلز کیتون)، پسرعمویشان که گیتاریست بلوز است، برای محافظت از جامعه سیاهپوستان در برابر این تهدید و تعصبات نژادی، از جمله کو کلاکس کلان، مبارزه میکنند. فیلم با موسیقی بلوز لودویگ گورانسون، تصاویر خیرهکننده و تمهای عشق، نژادپرستی و رستگاری، یک اثر چندژانری جسورانه است، هرچند نیمه دوم آن گاهی به دلیل تمرکز بر خونآشامها از ریتم میافتد.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی سایه» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی جو کارناهان و نویسندگی مشترک او با لئون چیلز است. داستان درباره کایرا اوونز (کری واشینگتن) و آیزاک سار (عمر سی)، دو رهبر سابق گروه ویژه چندملیتی «نیروی سایه»، یک تیم مخفی عملیات سیاه سیا، است. آنها با عاشق شدن، قوانین را زیر پا گذاشتند و برای محافظت از پسرشان، کای (جهلیل کامارا)، مخفی شدند. هشت سال بعد، جک سیندر (مارک استرانگ)، رئیس سابقشان که از فرار آنها خشمگین است، جایزه بزرگی برای سرشان تعیین میکند. وقتی نیروی سایه آنها را پیدا میکند، کایرا و آیزاک با کمک خویشاوندان کایرا، عمه مارولا (داواین جوی راندولف) و عمو اوری (متد من)، وارد جنگی تمامعیار میشوند. پس از فرار از کمین در کارتاهنا، کایرا برای رویارویی با سیندر به جزیره خصوصی او میرود، اما فاش میشود که عمو اوری خائن است. فیلم با اکشنهای پرتنش، طنز خانوادگی و تمهای عشق، وفاداری و بقا، علیرغم ضعف در برخی صحنههای اکشن و پیچیدگی داستان، سرگرمکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «هفت حجاب» یک درام روانشناختی کانادایی به کارگردانی آتوم اگویان است. داستان درباره ژانین (آماندا سایفرد)، کارگردان تئاتر است که پس از سالها دوری، برای بازسازی اپرای «سالومه»، اثر معروف کارگردان سابقش، به دنیای اپرا بازمیگردد. ژانین که از همسرش پل (مارک اوبراین) جدا شده و با دخترش لیزی (مایا میسالویچ) و مادر مبتلا به زوال عقلش مارگوت (لین گریفین) از راه دور در ارتباط است، با خاطرات تاریک کودکی و رابطه پیچیدهاش با کارگردان سابقش، چارلز، مواجه میشود. این خاطرات، که در بازسازی اپرا با بازیگرانی مثل آمبور برید (سالومه) و ربکا لیدیارد (مدیر صحنه) منعکس میشوند، به تدریج زندگی حرفهای و شخصیاش را به آشوب میکشند. فیلم با تصاویر خیرهکننده و موسیقی ریچارد اشتراوس، به موضوعات تروما، هنر و روابط خانوادگی میپردازد، هرچند گاهی از شلوغی داستان رنج میبرد.