خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خوشبختی» یک درام حقوقی کرهای به کارگردانی چو چانگ-مین و با بازی جو جونگ-سوک، لی سون-کیون و یو جه-میونگ است که با الهام از داستان واقعی تای یون-کی، وکیل مدافع سرهنگ پارک هونگ-جو در پی ترور رئیسجمهور پارک چونگ-هی در ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹ ساخته شده است. داستان در کره جنوبی بین سالهای ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰ رخ میدهد و از دیدگاه جونگ این-هو (جو جونگ-سوک)، وکیلی جوان و جسور، روایت میشود که وظیفه دفاع از پارک ته-جو (لی سون-کیون)، دبیر ارشد آژانس اطلاعاتی که در ترور رئیسجمهور دخیل بوده، را بر عهده میگیرد. این-هو، که ابتدا به دلیل احتمال کمک به آزادی پدر زندانیاش این پرونده را میپذیرد، با وجود پیشداوری نظامی علیه ته-جو، برای عدالت و محاکمه عادلانه مبارزه میکند. فیلم با نمایش تنشهای سیاسی و اجتماعی، از جمله قیام گوانگجو و ظهور چون دو-هوان (با نامی تغییر یافته به دلیل قوانین افترا)، به موضوعات عدالت، وفاداری و پیچیدگیهای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل صحنههای دادگاهی تکراری، طنز نابجا، و شباهت به فیلم «۱۲.۱۲: روز» (۲۰۲۳)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سون-کیون (در نقش پستیوموس) و جو جونگ-سوک، و بازسازی دقیق دوره تاریخی تحسین شدند، اما ریتم کند و داستان قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «بچه کاراتهکار: افسانهها» یک درام رزمی آمریکایی به کارگردانی جاناتان انتویستل و نویسندگی راب لیبر است که ششمین فیلم از مجموعه «بچه کاراتهکار» و دنبالهای بر فیلم ۲۰۱۰ و سریال «کبرا کای» (۲۰۱۸–۲۰۲۵) محسوب میشود. داستان درباره لی فونگ (بن ونگ)، یک اعجوبه کونگفو است که پس از مرگ برادرش بو در یک تورنمنت به دلیل ضربه چاقو، به همراه مادرش دکتر فونگ (مینگ-نا ون) از پکن به نیویورک نقلمکان میکند. لی، که به دلیل ممنوعیت مادرش از مبارزات رزمی ناامید است، با میا (سیدی استنلی) و پدرش ویکتور (جاشوا جکسون)، صاحب یک پیتزافروشی بدهکار، دوست میشود. لی به دلیل درگیری با کانر (آرامیس نایت)، دوستپسر سابق میا و قهرمان کاراته محلی، تصمیم میگیرد در تورنمنت «پنج منطقه» شرکت کند. استاد او، آقای هان (جکی چان)، با دانیل لاروسو (رالف ماکیو)، بچه کاراتهکار اصلی، متحد میشود تا لی را با ترکیب کونگفو و کاراته میاگی-دو آماده کنند. فیلم با پیشینهای از ارتباط خانوادههای میاگی و هان در قرن هفدهم، به موضوعات عزت نفس، دوستی و غلبه بر گذشته میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، سرعت تند، زیرشاخه فرعی بیربط، و شخصیتپردازی ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۹٪ در راتن تومیتوز، ۵۱/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی بن ونگ، شیمی بین چان و ماکیو، و صحنههای اکشن مانند درگیری در آپارتمان تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «تو سیب چشم منی» یک کمدی-درام-عاشقانه کرهای به کارگردانی چو یانگ-میونگ در اولین تجربه کارگردانی بلند اوست که بازسازی فیلم تایوانی ۲۰۱۱ به همین نام، بر اساس رمان نیمهخودزندگینامهای گیدنز کو است. داستان در کره دهه ۲۰۰۰ رخ میدهد و حول جین-وو (جونگ جین-یونگ)، دانشآموز دبیرستانی بازیگوش و بیهدف، میچرخد که ادعا میکند برخلاف دوستانش هیچ علاقهای به سون-آه (کیم دا-هیون)، دانشآموز ممتاز و محبوب کلاس، ندارد. با این حال، جین-وو بهتدریج عاشق او میشود و طی ۱۵ سال، از جوانی تا بزرگسالی، سفری پر از عشق، دوستی و رشد شخصی را تجربه میکند. فیلم با طنز، لحظات احساسی مانند اولین اعتراف عاشقانه جین-وو، و موسیقی نوستالژیک دهه ۲۰۰۰ مانند «Now Do You» از مودی آیوندا، به موضوعات عشق اول، بلوغ و نوستالژی میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه اصلی، تعاملات محدود بین جین-وو و سون-آه، و کاهش نقش سون-آه به یک معشوقه صرف بهجای دختری با آرزوهای مستقل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی دا-هیون در اولین تجربه بازیگریاش، شیمی بین او و جین-یونگ، و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و پایانبندی تلخوشیرین که سون-آه با فرد دیگری ازدواج میکند، نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «بتمن و سوپرمن: نبرد پسران فوقالعاده» یک انیمیشن اکشن-ماجراجویی تمام CGI از Warner Bros. Animation است که به کارگردانی مت پترز و نویسندگی جرمی آدامز ساخته شد و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در نیویورک کامیک کان نمایش داده شد و در ۱۸ اکتبر بهصورت دیجیتال و بلوری منتشر شد. داستان درباره جاناتان کنت (جک دیلن گریزر)، پسر ۱۱ ساله کلارک کنت/سوپرمن (تراویس ویلینگهام)، است که در روز تولدش در اسمالویل متوجه میشود پدرش سوپرمن است و خودش نیز قدرتهای فوقالعادهای مانند دید حرارتی دارد. کلارک او را به گاتهام نزد بتمن (تروی بیکر) میبرد تا قدرتهایش بررسی شود. در آنجا، جاناتان با دیمین وین/رابین (جک گریفو)، پسر بتمن که سابقهای بهعنوان قاتل در اتحادیه قاتلان دارد، آشنا میشود. دیمین ابتدا با جاناتان خصومت دارد، اما وقتی استارو، موجود بیگانه انگلمانند که از کریپتون همراه سفینه کال-ال آمده، جاستیس لیگ و تین تایتانها را آلوده میکند، این دو مجبور به همکاری میشوند. داستان با صحنههایی مانند فرار از لویس لین (لورا بیلی) آلودهشده، استفاده از فناوری کریپتونی در قلعه تنهایی، و نبرد نهایی با استارو در واچتاور در حال سقوط، به موضوعات دوستی، بلوغ و روابط پدر و پسر میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، تمرکز بیشازحد بر جاناتان و کمرنگ بودن دیمین، و انیمیشن CGI که گاهی بیشازحد کامپیوتری به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۱۰۰٪ در Rotten Tomatoes با ۹ نقد). شیمی بین جاناتان و دیمین، بازی گریزر و بیلی، و لحظات کمدی مانند حضور گاو بتمن تحسین شدند، اما انتخاب استارو بهعنوان شرور تکراری و ریتم کند نیمه اول نقد شدند. فیلم با مدتزمان ۷۹ دقیقه و ردهبندی PG-13، خانوادگی و سرگرمکننده است و بهعنوان اولین انیمیشن تمام CGI دیسی شناخته میشود
خلاصه داستان: فیلم «نمیفهممت» یک کمدی سیاه-ترسناک آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی مشترک برایان کرانو و دیوید جوزف کریگ است. داستان درباره دام (نیک کرول) و کول (اندرو رانلز)، زوج همجنسگرایی از لسآنجلس، است که در آستانه به فرزندخواندگی گرفتن فرزندی از کندیس (آماندا سایفرد) هستند. آنها برای جشن دهمین سالگردشان به ایتالیا سفر میکنند، اما وقتی ماشین اجارهایشان در راه رستورانی دورافتاده در اورویتو در گودالی گیر میکند، در بارانی شدید در منطقهای روستایی گرفتار میشوند. بدون دسترسی به تلفن همراه و ندانستن زبان ایتالیایی، سوءتفاهمهای فرهنگی و ترسهایشان به هرجومرج و خشونت خندهدار اما خونین منجر میشود. آنها با زیا لوچیانا (نونزیا اسکیانو)، صاحب رستوران، و پسرش ماسیمو (مورگان اسپکتور) روبهرو میشوند که تصور میکنند تهدیدی برایشان هستند. فیلم با الهام از تجربه واقعی کارگردانان در فرزندخواندگی، به موضوعات اضطراب والدینی، سوءتفاهم فرهنگی، و روابط عاشقانه میپردازد. با این حال، به دلیل طنز ناهموار، داستان آشوبناک، پایانبندی ضعیف، و عدم انسجام ژانر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۶٪ در راتن تومیتوز، ۵۷/۱۰۰ در متاکریتیک). بازی کرول و رانلز، و فضای زیبای ایتالیا تحسین شدند، اما فیلمنامه و لحن غیرمنسجم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «چگونه یک قتل را رقم بزنیم» (به فرانسوی: Un Ours dans le Jura) یک کمدی سیاه-جنایی فرانسوی به کارگردانی و نویسندگی فرانک دوبوسک است. داستان درباره میشل (فرانک دوبوسک) و کتی (لور کالامی)، زوجی میانسال و گرفتار مشکلات مالی در منطقه ژورا فرانسه است که زندگی یکنواختشان با یک حادثه غیرمنتظره دگرگون میشود. میشل هنگام رانندگی در شب کریسمس برای اجتناب از برخورد با یک خرس، با خودرویی تصادف میکند و دو سرنشین آن، که قاچاقچی مواد مخدر هستند، کشته میشوند. آنها کیفی حاوی دو میلیون یورو و یک اسلحه پیدا میکنند. به جای گزارش حادثه، تصمیم میگیرند اجساد را مخفی کرده و پول را نگه دارند، اما تلاشهای ناشیانه آنها برای لاپوشانی، آنها را وارد مارپیچی از جنایت، دروغ و موقعیتهای پوچ میکند. بازرس محلی، ژان (بنوا پولورد)، که ظاهراً سادهلوح است، به آنها مشکوک میشود، اما ممکن است زیرکتر از آنچه نشان میدهد باشد. فیلم با طنز سیاه، الهام از «فارگو» برادران کوئن، و صحنههایی مانند پنهان کردن اجساد در برف، به موضوعات طمع، اخلاق و روابط خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، طنز گاه ناهمخوان، و شخصیتپردازی سطحی برخی نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی دوبوسک، کالامی و پولورد، و فیلمبرداری لودویک کولبو در مناظر برفی ژورا تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و پایانبندی ساده نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سران دولت» یک فیلم اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی ایلیا نایشولر و نویسندگی جاش اپلبام، آندره نمک و هریسون کویری است که در ۲ جولای ۲۰۲۵ توسط آمازون MGM استودیوز از طریق پرایم ویدیو منتشر شد. داستان حول سام کلارک (ادریس البا)، نخستوزیر بریتانیا و کهنهسرباز ارتش، و ویل درینگر (جان سینا)، رئیسجمهور آمریکا و ستاره سابق فیلمهای اکشن «کبرا آبی»، میچرخد که به دلیل اختلافات علنیشان، روابط «ویژه» دو کشور را به خطر انداختهاند. وقتی جت نیروی هوایی یک که هر دو در آن هستند توسط مزدوران ویکتور گرادوف (پدی کنسیدین)، دلال اسلحه روس، ساقط میشود، آنها مجبور میشوند با همکاری نوئل بیسه (پریانکا چوپرا جوناس)، مامور برجسته MI6، در اروپای شرقی فرار کنند تا توطئهای جهانی را خنثی کنند. گرادوف، که به دنبال انتقام از متحدین به دلیل مرگ پدر دانشمند هستهایاش است، لینک ECHELON، برنامه نظارتی اتحاد پنج چشم، را به دست آورده. فیلم با صحنههای اکشن مانند تیراندازی در جشنواره لاتوماتینا در اسپانیا و تعقیبوگریز در تریسته، به موضوعات دوستی غیرمنتظره، خیانت و اتحاد بینالمللی میپردازد. با این حال، به دلیل طنز ضعیف، دیالوگهای شعاری، داستان قابلپیشبینی، و جلوههای ویژه متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۷۱٪ در راتن تومیتوز، امتیاز ۵۷/۱۰۰ در متاکریتیک). شیمی بین سینا و البا، بازی پریانکا چوپرا، و کوریوگرافی اکشن نایشولر تحسین شدند، اما ریتم ناهموار و کمدی ناکارآمد نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «تفنگها بالا» یک فیلم اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی ادوارد دریک است. داستان حول ری هیز (کوین جیمز)، یک پلیس سابق و مرد خانوادهدار، میچرخد که بهعنوان打手برای مافیا کار میکند. ری که قصد دارد از «خانواده» مافیایی جدا شود و رستورانی با همسرش آلیس (کریستینا ریچی) باز کند، در آخرین ماموریتش با مشکل بزرگی مواجه میشود. وقتی کار بهطور وحشتناکی خراب میشود، ری تنها یک شب فرصت دارد تا خانوادهاش، از جمله فرزندانش سیوبهان (کینا ماری) و لئو (لئو ایستون کلی)، را از شهر خارج کند قبل از اینکه مافیا او را از بین ببرد. او با دشمنانی مانند لونی کستیگان (تیموتی وی. مورفی)، گانگستر بیرحم، و ایگناتیوس لاک (لوئیس گوزمن) روبهرو میشود. فیلم با صحنههای اکشن مانند تیراندازی و تعقیبوگریز، و طنز خانوادگی، به موضوعات فداکاری، حفاظت از خانواده و رهایی از گذشته جنایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، شباهت به فیلمهایی مانند «نوبادی» و «جان ویک»، شخصیتپردازی سطحی، و جلوههای بصری متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کوین جیمز و کریستینا ریچی، و برخی صحنههای اکشن مانند درگیری در رستوران تحسین شدند، اما ریتم کند و دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقطه صفر» یک فیلم اکشن-هیجانی هندی به کارگردانی تجاس پرابها ویجای دئوسکار و تولیدشده توسط ریتش سیدهوانی و فرهان اختر تحت کمپانی اکسل انترتینمنت است. داستان در اوایل دهه ۲۰۰۰ در کشمیر رخ میدهد و حول نارندرا نات دار دوبئی (عمران هاشمی)، معاون فرمانده نیروی امنیت مرزی (BSF)، میچرخد که وظیفه دارد شبکه تروریستی رو به رشدی را متلاشی کند. فیلم با ظهور «باند تپانچه»، گروهی از دانشجویان رادیکالشده که مسئول قتلهای هدفمند پرسنل امنیتی در سرینگر هستند، آغاز میشود. دوبئی، پس از حمله به پارلمان هند در سال ۲۰۰۱، طی دو سال تحقیقاتی را رهبری میکند و سرنخهایی را کشف میکند که به غازی بابا، مغز متفکر جیش محمد و مسئول این حمله، منتهی میشود. او با کمک اطلاعرسانی محلی به نام حسین (میر مهرروز) و علیرغم شکستهایی مانند عملیات مشترک ناکام با اداره اطلاعات، به پیگیری بیامان خود ادامه میدهد. داستان به یک رویارویی پرتنش با غازی بابا ختم میشود که یکی از بزرگترین موفقیتهای ضدتروریستی هند را رقم میزند. فیلم به موضوعات شجاعت، فداکاری و پیچیدگیهای امنیتی در کشمیر میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود عمق عاطفی، روایت قابلپیشبینی، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی عمران هاشمی، فیلمبرداری کمالجیت نگی، و صحنههای اکشن واقعی تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «صفر تاریک سی» و عدم ظرافت در نمایش مسائل کشمیر نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «ترس در عمق» یک فیلم اکشن-ماجراجویی-ترسناک استرالیایی به کارگردانی متیو هولمز و نویسندگی مشترک هولمز و گرگوری ماس است که در استرالیای سال ۱۹۴۶ رخ میدهد. داستان حول گروهی از غواصان حرفهای شرکت Sea Dog Diving، از جمله کلارا بنت (هرمیون کورفیلد)، ارنی (جک رایان)، و جیمی (جیکوب جونیور نایینگول)، میچرخد که برای یافتن خودرویی غرقشده در رودخانهای استخدام میشوند. تلاشهای آنها توسط یک کوسه نر ماده باردار و بسیار تهاجمی مختل میشود. غواصان بهزودی متوجه میشوند که برای گروهی از جنایتکاران بیرحم کار میکنند که قصد دارند طلای سرقتشده خود را بازیابی کنند. این جنایتکاران، به رهبری شخصیتی خشن (جاش مککانویل)، به اندازه کوسه خطرناک هستند. فیلم با صحنههای زیرآبی پرتنش، استفاده از تجهیزات غواصی قدیمی (لباسهای غواصی استاندارد ۱۹۴۰)، و جلوههای عملی مانند مینیاتورها، به موضوعات بقا، خیانت و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود صحنههای کوسه، داستان تکراری، ویرایش گاه ناهموار، و شخصیتپردازی محدود، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هرمیون کورفیلد، فضای دهه ۱۹۴۰، و جلوههای عملی تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.