خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاترین به نام بردی» یک کمدی-درام تاریخی به کارگردانی لینا دانهام و بر اساس رمان کودکان کارن کوشمن (۱۹۹۴) است که در انگلستان قرون وسطی (۱۲۹۰) رخ میدهد. داستان درباره کاترین، ملقب به بردی (بلا رمزی)، دختر ۱۴ سالهای است که در خانوادهای اشرافی اما فقیر زندگی میکند. پدرش، لرد رولو (اندرو اسکات)، برای نجات وضعیت مالی خانواده قصد دارد او را به ازدواج اجباری با خواستگارانی مانند شاگی برد (پل کی)، مردی ثروتمند اما نفرتانگیز، وادار کند. بردی، که روحیهای سرکش و طنزآمیز دارد، با ترفندهایی مانند پنهان شدن در طویله یا فریب دادن خواستگاران، از ازدواج فرار میکند. او با کمک دوستش آلیس (آیسیس هینزورث)، عمویش جرج (جو پری)، و مادرش لیدی آیلین (بیلی پایپر)، در برابر انتظارات جامعه مقاومت میکند. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای بردی برای فراری دادن خواستگاران، روزنگارهای طنزآمیز او، و لحظهای احساسی که به پذیرش نقش خود میرسد، به موضوعات فمینیسم، بلوغ و استقلال میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد مدرن و پایانبندی سادهانگارانه، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی رمزی، طراحی صحنه قرون وسطایی و موسیقی متن کارتر بورول تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و انحراف از رمان اصلی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کاداور» (به معنای جسد) یک تریلر جنایی-معمایی تامیلی است که داستان قتل مرموز دکتر سلیم رحمان، جراح ارشد بیمارستان معتبر JC، را دنبال میکند. بدرا تانگاول (آمالا پاول)، یک آسیبشناس خبره، به همراه دستیار کمیسر پلیس، ویشال (هریش اوتامان)، برای حل این پرونده مرموز همکاری میکنند. در همین حال، وتری (تریگون)، زندانی که قسم خورده بود سلیم را بکشد و تصویر او را روی دیوار سلولش کشیده، ادعا میکند مسئول قتل است و قول قتلهای بیشتری میدهد. تحقیقات بدرا به کشف رازهایی درباره گذشته وتری و ارتباط او با آنجل (آتولیا راوی) منجر میشود. داستان با صحنههایی مانند کالبدشکافیهای دقیق در سردخانه، فلشبکهای احساسی درباره زندگی وتری، و یک پیچش هوشمندانه در پایان، به موضوعات انتقام، عدالت و رازهای خانوادگی میپردازد. با این حال، به دلیل نیمه دوم کند، داستان قابلپیشبینی و دیالوگهای مصنوعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آمالا پاول، طراحی سردخانه و موسیقی متن رنجین راج تحسین شدند، اما فیلمنامه آشوبناک و فقدان اوجگیری کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دفن» یک تریلر جنگی بریتانیایی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم رخ میدهد. داستان با یک صحنه در سال ۱۹۹۱ آغاز میشود، جایی که آنا مارشال (هریت والتر)، زنی سالخورده، توسط یک نئونازی (دیوید الکساندر) مورد حمله قرار میگیرد. او مهاجم را مهار کرده و داستان گذشتهاش را بهعنوان برانا واسیلیوا (شارلوت وگا)، افسر اطلاعاتی روس، بازگو میکند. در سال ۱۹۴۵، پس از سقوط برلین، برانا و گروه کوچکی از سربازان روس مأموریت دارند جعبهای حاوی بقایای هیتلر را به استالین در مسکو تحویل دهند تا ثابت کنند او مرده است. در مسیر، آنها با نیروهای مقاومت آلمانی «گرگینه» (Werwolf)، که قصد دارند حقیقت مرگ هیتلر را پنهان کنند، مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند حمل جعبه در جنگلهای تاریک، درگیریهای خشن با گرگینهها، و استفاده از گیاهان توهمزا توسط دشمن، به موضوعات وظیفه، حقیقت تاریخی و وحشت جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم کند و فقدان اوجگیری کافی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۶۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای وگا و والتر، فضای گوتیک و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «قطار سریعالسیر» یک اکشن-کمدی به کارگردانی دیوید لیچ و بر اساس رمان ژاپنی «ماریا بیتل» نوشته کوتارو ایساکا است. داستان درباره لیدیباگ (برد پیت)، یک آدمکش بدشانس، است که مأموریت دارد کیف دستی مرموزی را از قطار سریعالسیر توکیو به کیوتو بدزدد. او در قطار با مجموعهای از قاتلان عجیب روبهرو میشود: لیمو (برایان تایری هنری) و نارنگی (آرون تیلور-جانسون)، دو برادر با کدهای اخلاقی خاص؛ پرنس (جویی کینگ)، دختری که نقش قربانی را بازی میکند اما نقشهای مرگبار دارد؛ و ولف (بد بانی)، قاتلی با کینه شخصی. همه آنها بهطور تصادفی برای یک کیف حاوی پول و اسرار یک رئیس جنایتکار به نام وایت دث (مایکل شنون) رقابت میکنند. داستان با صحنههایی مانند مبارزات در واگنهای شلوغ، شوخیهای لیدیباگ درباره بدشانسیاش، و فلشبکهایی که رازهای شخصیتها را فاش میکنند، به موضوعات سرنوشت، انتقام و طنز در هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، شخصیتهای بیشازحد و پایانبندی شلوغ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پیت و هنری، سکانسهای اکشن خلاقانه و فضای رنگارنگ قطار تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و طنز ناسازگار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «برادر بابا» یک کمدی-درام خانوادگی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و تولید آنتونی پرمباوور است که داستان دو خانواده مرفه مسیحی در کوتایام را روایت میکند. جان کاتادی (موهانلال)، صاحب یک تجارت فولاد، و همسرش آناما (مینا) قصد دارند پسرشان، ایشو (پریتیویراج سوکوماران)، را با آنا (کالیانی پریادارشان)، دختر دوست قدیمیشان کوریان (لالو الکس) و همسرش السی (کانیها)، ازدواج دهند. اما ایشو و آنا که در بنگلور با هم زندگی میکنند، مخفیانه رابطهای دارند و آنا دو ماهه باردار است. در همین حال، جان فاش میکند که آناما نیز باردار است و این دو بارداری غیرمنتظره محور داستان میشود. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای خانوادگی در عمارتهای لوکس، تلاشهای خندهدار برای پنهان کردن حقیقت، و گفتوگوی احساسی جان با ایشو درباره پدر و مادر شدن، به موضوعات پذیرش، روابط خانوادگی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل طنز قابلپیشبینی، نیمه دوم طولانی و فقدان نوآوری در مقایسه با فیلمهایی مانند «Badhaai Ho»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و پریتیویراج، موسیقی دیپاک دِو و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و دیالوگهای کلیشهای نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «مرد تصادفی: تعطیلات آدمکش» یک کمدی-اکشن رزمی به کارگردانی برادران کیربی و با بازی اسکات ادکینز (که همچنین با استو اسمال فیلمنامه را نوشته) است و دنباله فیلم «مرد تصادفی» (۲۰۱۸) محسوب میشود. مایک فالون (اسکات ادکینز)، آدمکش ماهری که قتلهایش را شبیه حوادث تصادفی میکند، پس از کشتن همکارانش در فیلم اول، به مالت نقلمکان کرده تا از گذشتهاش فاصله بگیرد. او بهعنوان آدمکش اجارهای کار میکند و وونگ سیو-لینگ (سارا چانگ)، رزمیکار، را استخدام کرده تا بهصورت تصادفی با او مبارزه کند و مهارتهایش را حفظ کند. مایک با دوست قدیمیاش، فینیکی فرد (پری بنسون)، برخورد میکند که خبر میدهد رئیس سابقشان، بیگ ری (ری استیونسون)، پس از انتقام مایک بار قاتلان را از دست داده است. وقتی فرد ربوده میشود، مایک برای نجات او و محافظت از دانته زوزر (جورج فوراکرز)، پسر ناسپاس یک رئیس مافیا که جایزهای ۹ میلیونی روی سرش است، باید با بهترین آدمکشهای جهان، از جمله پوکو (بو فاولر) و اویومی (اندی لانگ)، مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای خلاقانه، شوخیهای سیاه مانند جستوجوی یک ردیاب در مدفوع، و ارجاعات به شکسپیر، به موضوعات دوستی، گناه و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز بیشازحد و فیلمنامه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم «جنگسالار» یک فانتزی-اکشن به کارگردانی استوارت برنان است که در شهر باستانی لوریس رخ میدهد، جایی که کلانتر بیرحم (بیلی بوید) و دستیارش بروت (رایان گیج) با ظلم بر مردم حکومت میکنند. یک جوان انسانی به نام الوین (استوارت برنان) برای نجات مردم از ستم، به سراغ الفهای منزوی و جنگسالار افسانهای آنها میرود و درخواست کمک میکند. با این حال، رازها و انگیزههای پنهان هر دو طرف، این اتحاد شکننده بین انسانها و الفها را تهدید میکند و ممکن است به نابودی همه منجر شود. داستان با صحنههایی مانند مبارزات در جنگل، رویارویی با نگهبانان خشن، و تنشهای سیاسی، به موضوعات مقاومت، خیانت و هزینه جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه غیرمنسجم و پیچشهای قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بوید و گیج، طراحی صحنه و لباس، و فضای خام فانتزی تحسین شدند، اما داستان پراکنده، بازیهای ضعیف برخی نقشهای فرعی و فقدان نوآوری نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «همه سوار شوید» یک کمدی خانوادگی ایتالیایی به کارگردانی لوکا مینیرو است که بازسازی فیلم فرانسوی «Attention au départ!» (2021) محسوب میشود. داستان درباره برونو (استفانو فرسی)، پدری مضطرب و کنترلگر، و پدرش کلودیو (جووانی استورتی)، پزشکی غیرمسئول، است که قرار است هشت کودک ۵ تا ۱۲ ساله، از جمله پسر برونو، یوری، را از تورین به یک کمپ تابستانی در سیسیل همراهی کنند. پس از ماهها قرنطینه کووید-۱۹، این سفر برای کودکان هیجانانگیز است، اما برونو و کلودیو به دلیل مشاجره در ایستگاه، قطار را از دست میدهند و کودکان بدون سرپرست در قطار باقی میمانند. داستان دو مسیر موازی را دنبال میکند: برونو و کلودیو که با وسایل مختلف (اتوبوس، قایق بادی، هلیکوپتر) تلاش میکنند به قطار برسند، و کودکان که با کنترلر سختگیر ماریو (کارلو بوچیروسو) و لورا، کنترلر مهربانتر، درگیر ماجراهای خندهدار میشوند. صحنههایی مانند اذیت کردن ماریو توسط کودکان، سوءتفاهم برونو با ماریو در ایستگاه رم، و تلاشهای کلودیو برای آرام کردن والدین، به موضوعات خانواده، مسئولیتپذیری و لذت بردن از سفر میپردازد. با این حال، به دلیل طنز کودکانه، داستان غیرمنسجم و فقدان نوآوری نسبت به نسخه فرانسوی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۵/۱۰ در IMDb و ۲.۰۴/۵ در MYmonetro). بازیهای فرسی و بوچیروسو، انرژی کودکان و فضای پساکرونا تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و گگهای کلیشهای نقد شدند.